|
به اصطلاح انتخابات آن
مجلس در راستای تصمیمگیری در مورد سرنوشت مملکت خویش، تا اندازهی زیادی برد خود را
از دست داده است.
اما برخیها، چه در قالب
خود حکومت و تحت عناوین دهن پرکن و در عین حال متضاد و چه در جلد اپوزیسیون رژیم،
این استدلال را مطرح میکنند که در طول 29 سال حاکمیت جمهوری اسلامی، تحریم به
اصطلاح انتخابات ره به جایی نبرده و دستاوردی برای مردم به همراه نداشته است، در
واقع آنها مسئله را دور زده و درصددند با نومیدساختن مردم از نتایج مثبت تحریم
انتخابات، اینگونه آنها را به پای صندوقهای اخذ رأی بکشانند.
کسانی که به این استدلال مغالطهآمیز متوسل میشوند که تحریم انتخابات دستاورد و
نتایج مثبتی برای مردم در برندارد، بالکل از چند طیف تشکیل شدهاند که هر طیف بر
اساس خواستها و منافع خود آنرا مطرح میکنند. طیف اول، اصلاحطلبان حکومتی هستند که
رویهای دوگانه و متضاد را در پیش گرفتهاند، از یک سو خود را طرفدار استقرار حکومت
مردمی معرفی میکنند و از دگر سوی این اطمینان خاطر را به دیگر طیفهای درون حاکمیت
میبخشند که دغدغه و هدف اصلی آنها از بهاصطلاح اصلاحات، تحکیم پایههای نظام و
ماندگاری آن رژیم هست. این طیف اثبات نمودهاند که بخشی از خود حاکمیت هستند و از
آن تفکیکناپذیرند، سکوت چند روزه و بالاخره محکومنمودن سرکوبشدگان حادثهی خونین
کوی دانشگاه در تیرماه 1378 از سوی محمد خاتمی، بیاعتنایی محمد خاتمی نسبت به بهزندانافکندن
عبدالله نوری، وزیر کابینهی دولتش و همچنین اختیار سکوت در برابر تعطیلی فلهای
مطبوعات در خردادماه 1378 و نمونههایی از این دست، مثال بارز و اثباتگر این مدعا
میباشند. این طیف با استفادهی نادرست از تز و روش اصلاحات گامبهگام کارل پوپر،
سعی بر آن داشتند تا به مردم و حتی گروههای منفعل اپوزیسیون القا کنند که امکان
اصلاحات به سود حاکمیت مردم در خود نظام ارتجاعی و واپسگرای جمهوری اسلامی ایران
وجود دارد. بارها تأکید شده است که اصلاحات قدم به قدم در نظامی معنا و مفهوم مییابد
که دمکراتیک باشد و تاب تحمل آزادیهای فردی و جمعی را داشته باشد، نه در نظامی که
قانون اساسی آن از هر سو به ولیفقیه، به عنوان تنها فرد ولی و وصی مردم ختم میشود
و امنیت آن با بیرونآمدن یک تار مو از زیر روسری دخترخانمی به مخاطره میافتد.
طیف دوم از متوسلشوندگان به این استدلال مغالطهآمیز مبنی بر بینتیجهبودن تحریم
انتخابات، کسانی هستند که غرق در ایدئولوژی تنگنظرانه و تمامیتخواهانهی خویش، در
کل ماندگاری نظام متحجر و ضدبشری جمهوری اسلامی را بر تغییر آن نظام و رویکارآمدن
نظامی همخوان با یوتوپیای مورد نظرشان ترجیح میدهند. اگر بهطور شفافتری اشاره
رود، این طیف از پارادایم فدرالیسم بهویژه فدرالیسم ملی در ایران در هراسند و همین
هراس نیز اساسی شده برای همسازی مقطعیاشان با حکام مرتجع در ایران. مارکسیستهای
ارتدکس و شوینیستهای ملت غالب فارس جزو این طیف طبقهبندی میشوند.
طیف سوم از افراد و گروههایی تشکیل شدهاند که جزو ورشکستگان سیاسی هستند و در حالی
که در انفعال تقریباً کاملی به سر میبرند، از طریق به زیر سؤالکشیدن نتایج مثبت
تحریم انتخابات، قصد خودنمایی و ابراز وجود دارند. اینان که غالباً گروههای کوچک
سیاسی را دربر میگیرند، فقط به منافع کوتاهمدت گروهی خویش نظر دارند و میخواهند
با حرکت در خلاف مسیر عادی رویدادها، به بازی در صحنهی سیاسی ایران راه دادهشوند.
احتمالاً بخش اعظمی از این طیف، سنگ مبارزه برای دمکراسی و آزادی در ایران را به
ظاهر به سینه میزنند و در عمل با دستگاههای تبلیغات سیاه جمهوری اسلامی ساخت و
پاخت و تبانی کردهاند.
یکی از استدلالهایی که هر سه طیف مورد اشاره در بالا ذکر میکنند، شرکت در
بهاصطلاح انتخابات فرمایشی در راستای ارتقاء و اشاعهی فرهنگ دمکراسی میباشد.
جالب توجه اینست که از انقلاب مشروطه به سال 1285 بدین سو از این شکل انتخابات در
ایران زیاد برگزار شده است، اما شرکت در چنین به اصطلاح انتخاباتی، نه ارتقاء و
اشاعهی فرهنگ دمکراسی، بلکه ارتقاء و اشاعهی فرهنگ گردننهادن به انتخاب میان بد
و بدتر و قبول وضعیت موجود است.
اکنون که مغالطهآمیزبودن و ناصحیحبودن استدلال بیدستاورد بودن تحریم انتخابات
فرمایشی و طیفهای سینهچاک آن توضیح داده شد، لازم است به نتایج و دستاوردهای مثبت
تحریم انتخابات در راستای پیشبرد مبارزات آزادیخواهانه و دمکراسیطلبانه در ایران
اشاره شود.
با قبول این امر بدیهی که نظام جمهوری اسلامی، نظامی استبدادی و غیرقابل اصلاح است،
گذر از رژیم و روی کارآوردن نظامی مردمی و دمکراتیک در ایران، خواه از طریق
مسلحانه و خواه غیرمسلحانه، به عنوان استراتژی مبارزات آزادیخواهانه و
دمکراسیطلبانه مطرح میشود. این مبارزات که از بدو روی کارآمدن جمهوری اسلامی به
انحای مختلف و با فرازونشیبهایی ادامه داشته، در چند عرصهی مختلف مستلزم یک اصل
مبرم و حیاتی است، و آن به منصهی ظهور رسانیدن حمایت مردمی از خود و عدم حمایت از
رژیم حاکم میباشد. بدونشک تغییر هر نظام سیاسی امری مجرد و بینیاز از روابط
بینالمللی و منطقهای نیست. ایران چون در موقعیت بسیار حساس ژئوپلتیکی و
ژئواستراتژیک قرار دارد، کشوری هست که معادلات سیاسی و اقتصادی آن پیچیدگی و
همپوشانی به مراتب بیشتری با روابط بینالمللی و منطقهای دارد. بنابراین جهت جلب
حمایت هر چه بیشتر بینالمللی و تأثیرگذاری بر روی افکار عمومی و دولتهای همجوار با
ایران در راستای ساقطنمودن جمهوری اسلامی و روی کارآمدن نظامی دمکراتیک، حمایت
مردمی به مثابهی امری الزامی مطرح است که یکی از عرصههای بروز این حمایت، عدم
شرکت در نمایشهای گوناگون انتخاباتی در ایران و تحریم صف رأیدهندگان به نظام
میباشد.
مبارزات آزادیخواهانه و دمکراسیطلبانه در ایران هنگامی به نقطهی اوج نزدیک میشود
که صف حامیان رژیم کنونی بهطور تقریباً گویایی از صف مخالفان آن رژیم مجزا و تفکیک
شده باشد. تحریم انتخابات از رویههای مرزبندی این صفوف اصولاً متضاد از همدیگر
میباشد.
تحریم انتخابات از جنبهی دیگری نیز با تاکتیکهای مبارزاتی جنبش آزادیخواهانه و
دمکراسیطلبانه همسو است. با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران همانند هر رژیم
استبدادی دیگری از ابزارهای متفاوتی برای ایجاد شکاف در صفوف مخالفان طبیعی خود
بهره میجوید ـ مخالفانی مانند کارگران، زنان، ملیتهای تحت ستم و دانشجویان که
مطالبات آنها با بنیان، ایدئولوژی و ساختار رژیم جمهوری اسلامی تضادی ژرف دارد ـ
بنابراین تحریم انتخابات این حربهی همیشگی را عمیق خواهد ساخت و باعث ایجاد
همصدایی و اتحاد بیشتری میان ملیتها و اقشار و طبقات مختلف جامعه با همدیگر خواهد
گردید.
نظام ولایی رژیم جمهوری اسلامی بنابر قانون اساسیاش به هیچ وجهی مجالی برای قوانین
زمینی و حاکمیت مردم باقی نگذاشته و تنها و تنها به قانون ماوراءالطبیعه باور دارد
و این باور را به نفع قدرت و ماندگاری خود میبیند، اما در عینحال در طول تاریخ
سیاه خود، همیشه سعی داشته چنین وانمود کند که اکثریت مردم ایران پشتیبان رژیم و
راضی به وضع موجود هستند. این رژیم با برپایی تظاهرات نمایشی و به تصویرکشیدن
صفهای ظاهراً طولانی در اماکن اخذ رأی، این داعیه را مطرح نموده که به مردم متکی
است!.
دروغ بزرگ علی خامنهای، رهبر نظام چند روز پس از برگزاری تظاهرات نمایشی 22
بهمنماه امسال کاملاً نشاندهندهی سطح سوءاستفاده رژیم از شرکت مردم در چنین
نمایشهایی است، خامنهای در حالی که شرکتکنندگان در مراسم 22 بهمنماه رژیم، حتی
کمتر از تعداد بسیجیان، پاسداران و سایر وابستگان به رژیم به نظر میآمد، از حضور
پرشکوه! مردم سخن راند و با این دروغ بزرگ اثبات نمود که پایههای نظاماش از
اعتراضات مردمی به لرزه درآمده است. لذا شرکت در انتخابات فرمایشی به عامل مناسبی
برای مانوردادن سردمداران این نظام سرکوبگر تبدیل خواهد شد و بر همین منوال، تحریم
آن امکان سوءاستفاده از آن و وارونهنمایی حقایق توسط آن رژیم را سلب خواهد کرد.
در علوم سیاسی عدم شرکت در انتخابات بر دو نوع تقسیم میشود، یکی عدم شرکت به معنای
تأیید برنده یا برندگان انتخابات است و دیگری عدم شرکت به معنای رد انتخابات در
کلیت آن. در صورتی که درصد شرکتکنندگان در یک نوع انتخابات در مقایسه با ادوار
قبلی انتخابات همنوع آن تفاوت زیادی نداشته باشد، شرکتنکنندگان، رأیدهندگان
منفعل محسوب خواهند شد، اما در صورتی که اختلاف ارقام شرکتکنندگان در دورههای
مختلف، فاحش و معنادار باشد، کسانی که در آن شرکت نکردهاند، انتخابات را تحریم
نمودهاند و عدم شرکت آنها حاوی یک پیام سیاسی میباشد. محمد خاتمی، بازیگر مشهور
صحنهی سیاست، در دورهی هشتم به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری، بنابر آمارهای
دولتی با تعداد آراء بیشتری نسبت به دورهی هفتم به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری،
برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید، اما در عین حال تعداد کسانی که در انتخابات
دورهی هشتم شرکت نکردند، 14 میلیون نفر برابر 33% دارندگان حق رأی بود، در حالی که
در دورهی هفتم 9 میلیون از دارندگان حق رأی در انتخابات شرکت نکرده بودند، این
تفاوت فاحش ارقام گویای عدم شرکت به طور فعال، معنادار و هدفمند بود و نظر
رسانههای همگانی داخلی و خارجی را به خود جلب نمود. در دورهی نهم ریاست جمهوری که
منجر به روی کارآمدن دولت محمود احمدینژاد شد، طبق آمارهای خود رژیم کمتر از 60%
مردم در آن شرکت کرده بودند، بنابراین با گذر زمان از صف شرکتکنندگان در انتخابات
فرمایشی رژیم کاسته شده و به صف تحریمکنندگان افزوده شده است.
مورد دیگری که در مورد انتخابات فرمایشی در ایران شایان ذکر است، احتمال بالای تقلب
و ارائهی آمارهای غلط است، اما به هر حال با تحریم گستردهی آن، دیگر رژیم قادر به
بهتصویرکشیدن صفهای ظاهراً طویل رأیدهندگان نخواهد شد.
کوتاهسخن اینکه، شرکت در انتخابات به مفهوم تأیید ستمگریها، تبعیضها و
سرکوبگریهای روا داشتهشده بر مردم ایران از سوی جمهوری اسلامی و تقویت نظام متحجر
و مرتجع آخوندی است و تحریم آن به مثابهی نقش بر آبکردن سیاستهای فریبکارانه و
گمراهکنندهی رژیم در این زمینه و گامبرداشتن در راستای پیروزی هرچه زودتر
مبارزات آزادیخواهانه و دمکراسیخواهانه در ایران به شمار میرود. |