?
:سلام اسماعیلپور
پس از آن که روز پنجشنبه 21 فوریهی 2008، نیروی زمینی ارتش ترکیه با پشتیبانی
نیروی هوایی و هماهنگی آمریکا ظاهراً به منظور ریشهکن کردن و درهم شکستن PKK به
طور کامل، با پایمال نمودن قوانین بینالمللی تا عمق چندین کیلومتری، مرزهای اقلیم
کردستان را درنوردیده و اقدام به ویران نمودن و تخریب پلها و اذیت و آزار ساکنان
منطقه نمود، بسیاری براین عقیده بودند که بازگشت این نیروهای اشغالگر مدتهای مدید
بهطول
خواهد انجامید و خطر
هولناکی دستاوردهای مبارزات ملی کرد را تهدید میکند. اما برخلاف تصورات، تنها پس
از یک هفته بهطور ناگهانی فرمان عقبنشینی این نیروها از جانب رهبران این کشور
اعلام گردید. عملیات "خورشید" در منطقهی "زاب" به وقوع پیوست. در این تهاجم ارتش
ترکیه در "شرناخ" و نیروهای "جندرمه" در "چلی" و نیروهای کماندو در ارتفاعات "حکاری"
وارد عمل شدند. همچنین نیروی هوایی با هلیکوپتر "کبرا" و "سوپر کبرا" و "سیکورسکی"
و جنگندههای "F16" منطقه را بمباران نمود و توپخانهی ارتش در "چلی" منطقه را به
شدت زیر بارانی از آتش گرفت. در مراحل آغازین عملیات و حتی 24 ساعت قبل از شکست
نیروهای ترک، مسئولین سیاسی و نظامی ترکیه در اظهار نظرهای خود اعلام میکردند که
بحثی از عقبنشینی در میان نخواهد بود تا زمانی که سرچشمهی ترور (PKK) خشکانده
نشده است. لیکن به دنبال تهدید دیپلماتیک "جرج بوش" و دیدار "رابرت گیتس"، وزیر
دفاع آمریکا از آنکارا، این جنگ به طرزی ناگهانی و غیرمنتظره متوقف شده و نیروهای
ترک عقبنشینی را آغاز نمودند، بهطوری که حتی نخستوزیر اطلاعی از اوضاع نداشت و
این خبر را از رادیو شنید. "یاشار بیوک آنت"، فرماندهی ستاد مشترک ارتش ترکیه، یک
روز پس از اعلام خبر عقبنشینی نیروهایش (از زبان فرماندهان PKK و نیز وزیر امور
خارجهی عراق) این خبر را تأیید نمود. این عقبنشینی ناگهانی احتمالات بسیاری را
فراروی افکار عمومی قرار داده و سبب انتقاد شدید ملیگرایان ترک از دولت و ارتش
گردید، بهطوری که برای نخستینبار در تاریخ ترکیه در کشمکش میان ملیگرایان و
اسلامگرایان این کشور، ارتش و اسلامگرایان در یک جبهه قرار گرفته و جای پای ملیگرایان
ناهموار گشته است. آگاهان سیاسی بر این باورند که "رابرت گیتس" در دیدارش از ترکیه،
این کشور را تهدید کرده است که در صورت تداوم حملات، آمریکا از ارائهی اطلاعات و
همکاری جاسوسی با این نیروها دست کشیده و ممکن است در جهت تقویت PKK گام بردارد.
موضع جدید بوش و دولت وی در هشداردادن به ترکیه برای یافتن راهحل سیاسی و اقتصادی
مسئلهی کرد در این کشور، این احتمال را بیشتر تقویت میکند.
بهطور کلی میتوان این عقبنشینی را معلول چند عامل داخلی و خارجی دانست که در زیر
به آنها اشاره خواهد شد:
1ـ مقاومت نیروهای PKK و شرایط جوی و جغرافیایی منطقه: براساس اظهار نظرهای
فرماندهی کل H.P.G در خلال این جنگ بیش از 81 سرباز ترک کشته شده یا از شدت سرما
جان سپردهاند، و یک فروند هلیکوتر نظامی نیز منهدم گشت. انهدام این
هلیکوپتر و کوهستانیبودن منطقه و دشواری پیشروی یک نیروی کلاسیک در مقابل یک
نیروی پارتیزانی کاملاً روحیهی سربازان ترک را پایین آورده و آیندهای مبهم برای
پایان عملیات فراروی فرماندهان ارتش ترکیه قرار داده بود.
به همین دلیل تنها راه چاره برای رهایی از این گرفتاری نیروهای ترک در منطقهی "چیای
رهش"، عقبنشینی و دست برداشتن از اهداف عملیات مزبور بود.
2ـ گسترش نارضایتی افکار عمومی کردها و مراکز سرنوشتساز در استراتژی جهانی و
نیروهای منطقهای در قبال این عملیات: در این رابطه تظاهرات تودههای مردم در
شهرهای کردستان ترکیه در برابر افکار عمومی جهانی و ساستمداران ترک حاوی این پیام
بود که مسئلهی کرد با کشتن چریکهای PKK حل نخواهد شد و راهکار نظامی تنها باعث
آشفتگی بیشتر اوضاع خواهد شد. به عبارت دیگر این تظاهرات به دنیای خارج و داخل ثابت
نمود که مسئلهی کرد در ترکیه وجود دارد و دارای پایگاه مردمی خاص خود میباشد و
تنها راهحل مسالمتجویانه و دمکراتیک خواهد توانست اوضاع را آرام نماید.
3ـ درخواستهای جامعهی بینالمللی در مورد لزوم احترام ترکیه به حاکمیت سرزمینی
عراق و حفظ امنیت و آرامش تنها منطقهی با ثبات این کشور: از همان ابتدای عملیات،
کشورهای قدرتمندی مانند روسیه و اتحادیهی اروپا و سازمان ملل متحد در برابر این
تهاجم موضع گرفته و علیرغم پذیرفتن حق ترکیه در دفاع از خود، لزوم محدودبودن و سپس
توقف اقدامات نظامی ارتش ترکیه را به رهبران سیاسی و نظامی این کشور یادآور شدند،
اما نتوانستند تأثیر چندانی بر تحولات بگذارند، در حالی که ورود آمریکا به بازی، که
بیانگر تغییر تاکتیکی در سیاست منطقهای این ابرقدرت بود، معادلات را به کلی تغییر
داده و محاسبات دستاندرکاران ترک را برهم زد. این تغییر موضع آمریکا نیز در جای
خود میتواند معلول عواملی از این دست باشد:
الف): به درازا کشیدن عملیات و مسئولیت آمریکا بهعنوان اشغالگر عراق، در قبال حفظ
حاکمیت سرزمینی این کشور و امنیت اقلیم. ب): نامهی جناب مسعود بارزانی به پرزیدنت
بوش و موضعگیری حکومت و پارلمان کردستان و عراق، دستاندرکاران آمریکایی را به این
نتیجه رساند که برای جلوگیری از آشفتهترشدن اوضاع عراق و تحریک احساسات کردها علیه
آمریکا، این کشور باید توازن میان کرد و ترک را حفظ کند. به همان میزان نیز تظاهرات
مردمی سبب شکلگیری این ایده گشت که مسئلهی کرد در ترکیه تنها وابسته به کوهستانهای
قندیل نیست بلکه مسئلهای دمکراتیک و مردمی است که در تاروپود جامعهی ترکیه رسوخ
نموده و نیازمند یک راهحل سیاسی است.
ج): براساس برخی دانستهها، آمریکاییها قبلاً معاملهای با ترکیه صورت داده بودند
که بر اساس آن در مقابل همکاریهای آنان علیه PKK، ترکیه میبایستی تعداد زیادی
سرباز به افغانستان گسیل میداشت، اما ترکها همکاری نکرده و اعلام نمودند: "اگر
سرباز اضافی داشتیم میفرستادیم اما خود ما نیز در حال جنگ هستیم". این عدم همکاری
سبب تهدید بوش برای تعجیل در عقبکشیدن نیروهای ترک گشت، که تصور میرود روابط این
دو کشور را به سوی فضایی جدید سوق دهد.
ـ فرصتها و مسئولیت جامعهی کرد ـ
وضعیتی که هم اینک در ترکیه پیش آمده است میتواند فرصتی تاریخی برای حزب حاکم در
راستای پیشبرد فرآیند اصلاحات دمکراتیک و ایجاد تغییرات در قانون اساسی این کشور،
به سود دمکراسی و از آن جمله نیز حل سیاسی و مسالمتآمیز مسئلهی کرد باشد.
ارتشیان که در طول تاریخ ترکیه بزرگترین مانع بر سر راه دمکراسی بودهاند، به خاطر
این شکست هماکنون در حضیض ضعف به سر میبرند و تئوری "مشت آهنین" آنان شکست خورده
است، احزاب ملیگرا خارج از دایرهی قدرت قرار گرفتهاند و رابطهی آنان با ارتشی
که میراثدار شکوه و هژمونی "پان ترکیسم" بود، رو به وخامت نهاده است.
در اینجا مسئولیت مبارزین PKK برای بهرهگیری از این فرصت و تغییر در شیوهی مبارزه
و ایدئولوژی حزبی و تکیه بر نیروی مردمی و مبارزهی مدنی آشکارتر میشود.
ملت کرد در ترکیه قدم به مرحلهای نهاده است که بازگشت از آن غیرممکن است و درک این
واقعیت میتواند سرنوشت این ملت ستمدیده را به سوی آیندهای روشن رهنمون گردد.