?
:فاتح صالحی
دیکچنی، معاون رئیس جمهور ایالات متحده در روزهای گذشته سفر 10 روزهای را به
خاورمیانه آغاز نمود، تا فهرستی از موضوعاتی که آمریکا اکنون در منطقهی خاورمیانه
با آن دست به گریبان است را با کشورهای میزبان مورد بحث و تبادلنظر قرار دهد. گرچه
در سال گذشته مسئولان و مقامات
آمریکایی بیشتر از هرزمانی به
منطقهی خاورمیانه سفر کردهاند و سفر آنها تا حدودی موثر واقع شده است، اما سفر
اخیر دیکچنی به عنوان یکی از استراتژیستهای کاخ سفید، در برگیرندهی چندین پیام
است، که مستقیماًٌ در ارتباط با کشورهایی است که ایالات متحده با آنها اختلافات
استراتژیک دارد. کشورهایی همچون، ایران و سوریه که حکومتهای ایدئولوژیک، خودکامه و
آشوبگرند. جدا از ایران و سوریه دو گروه شبهنظامی حزبالله و حماس هم بخشی از
مشکلاتی هستند که آمریکا با آن روبرو است، به همین دلیل پس از سفر جورج بوش و چند
سفر کاندولیزا رایس، دیکچنی ناچار گشت برای بهبود روابط و سازماندهی ائتلافی که
آمریکا میخواهد در برابر ایران و سوریه ایجاد کند، به خاورمیانه سفر کند.
دیکچنی در سفر خود به کشورهایی عزیمت کرد که در منطقه، همپیمان آمریکا قلمداد
میشوند، کشورهایی همچون، اردن، عراق، افغانستان، عربستان، اسرائیل و ترکیه. جدا از
این کشورها، نامبرده به اقلیم کردستان و فلسطین هم سر زد. این سفر را میتوان به
چند گونه تفسیر نمود، برخی این سفر را با استعفای دریا سالار "ویلیام فالون"،
فرمانده نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه مرتبط میدانند و میگویند، معاون ریاست
جمهوری آمریکا برای بررسی و زمینهسازی یک حملهی نظامی به ایران، پای به منطقه
گذاشته است، این ایده از سخنان سرگی لاورف، وزیر امور خارجه روسیه نشأت میگیرد که
همزمان با سفر دیکچنی، یکی از طراحان جنگ عراق، در روسیه با کاندولیزا رایس ملاقات
کرده بود و در کنفرانسی مطبوعاتی اظهار داشته بود، مشکل ایران از طریق حمله نظامی
حل نخواهد شد و اگر چنین اتفاقی رخ بدهد، اوضاع منطقه بیش از پیش دچار هرجومرج و
آشفتگی خواهد شد و همهی تلاشهای جامعهی جهانی به هدر خواهد رفت، اما در واقع
نمیتوان صحت یا عدم صحت این ادعا را مورد تأئید قرار داد، چرا که با در نظرگرفتن
اوضاعی که اکنون بر منطقهی خاورمیانه مسلط است، وقوع هر رویدادی را محتمل میسازد.
دیکچنی در سفر خود با بررسیکردن اوضاع سوریه همچون همپیمان ایران و از حامیان
حزبالله لبنان، آشکارا به سوریه اعلام داشت که دیگر در امورات داخلی لبنان مداخله
نکند و بیش از این خود را منزوی نسازد. اولین پیامد آشکار و تأثیرگذار سفر دیکچنی
به خاورمیانه و دیدارش با پادشاه عربستان، شرکت نکردن ملک عبدالله، پادشاه عربستان
و حسنیمبارک، رئیس جمهور مصر، در کنفرانس سران عرب در دمشق بود. از همینرو
بشاراسد، رئیس جمهور سوریه، به طور جدی به عربستان هشدار میدهد که بیش از این
روابط سوریه با دیگر کشورهای عرب را دچار آشفتگی نسازد. سوای این مسائل، مطلبی که
در اینجا جالب توجه و شایان بحث است، شرکت نکردن لبنان در این کنفرانس است که بخشی
از دستور کار این نشست پیرامون اوضاع سیاسی لبنان است. این هم پیام روشنی است از
سوی کشورهای همپیمان آمریکا که میل ندارند سوریه بیشتر از این در لبنان نقشی مخرب
ایفا نماید.
بنبست سیاسی لبنان هم یکی دیگر از محورهایی بود که در چهارچوب سفردیکچنی در دستور
کار بود. چراکه هرجومرج و بحران سیاسی در لبنان راه را بر حزبالله لبنان هموار
کرده که از این شرایط به نفع خود سود بجوید، از همینرو احتمال میرود در آیندهای
نزدیک بحران سیاسی لبنان با انتخاب فردی به عنوان رئیس جمهور تا اندازهای فروکش
کند.
فشارآوردن به طرفین مذاکرهکنندهی اسرائیل و فلسطین، برای آغاز مجدد گفتگوهای صلح
بر مبنای کنفرانس آناپولیس، یکی دیگر از موضوعاتی بود که دیکچنی میبایست برای آن
راهکاری پیدا کند. به همین منظور به غیر از گفتگو با اهودالمرت، نخست وزیر اسرائیل
با اهودباراک هم به گفتگو نشست تا بیش از این اختلاف میان این دو جناح بر جریان
مذاکرات صلح میان اسرائیل و فلسطین تأثیر منفی بر جای نگذارد.
از این سو هم پس از ماهها جنگ و مخاصمه میان شبهنظامیان حماس و فتح، قرار است
گفتگوهایشان با میانجیگری ملک عبدالله، پادشاه اردن به منظور پیشبرد فرآیند صلح در
میان فلسطین و اسرائیل، دوباره شروع شود. این مورد هم، همچنانکه عیان است از نتایج
سفر دیکچنی به کشور اردن است و نمایانگر این واقع است که آمریکا نمیخواهد بیشتر
از وضع موجود، خاورمیانه دچار بحران و بیثباتی سیاسی شود، چراکه گسترش بحران در
این منطقه تنها به سود جمهوری اسلامی ایران، سوریه و حزبالله خواهد بود. شاید
دستاورد مثبت مذاکرات دیکچنی سبب شد که کاندولیزا رایس چند روز پس از چنی دوباره
به خاورمیانه سفر نماید.
اوضاع داخلی عراق یکی دیگر از مسائلی بود که دیکچنی برای بررسیکردن آن به عراق
رسید. اما مطلبی که در اینجا شایان توجه است، این است که دیکچنی برای بهبود اوضاع
امنیتی عراق بدان کشور سفر نمود، اما همچنان که میدانیم سفر دیکچنی به عراق، توأم
بود با گسترش آشوب و ناامنی توسط سپاه مهدی و حملات موشکی به منطقهی سبز در بغداد،
موج جدیدی از حملات که به گفتهی ژنرال "دیوید پترایوس" ایران در آن دست دارد. شاید
این هم واکنشی باشد به نسبت تلاشهایی که آمریکا علیه ایران در منطقه انجام میدهد.
چگونگی مقابله با نفوذ ایران در منطقه و برنامههای اتمی آن کشور و همچنین، کاهش
بهای نفت بخش دیگری از مهمترین محورهای این سفر بود. همچنانکه میدانیم جمهوری
اسلامی ایران، اصلیترین مشکل ایالات متحدهی آمریکا در خاورمیانه به حساب میآید و
حاکمان آمریکایی به طور مستمر در تلاشند که حلقهی فشارها را بر ایران تنگتر نمایند
تا بیش از این ایران هژمونی خود را بر منطقه چیره نگرداند. به همین منظور جدای از
تحریمهای سیاسی و اقتصادی، نیازمند یک ائتلاف است تا بتواند از این طریق راه را بر
نفوذ ایران و اعمال خرابکارانهاش مسدود نماید.
سوای همهی این مطالب، سفر دیکچنی به ترکیه هم، اهمیت خاص خود را داراست، که
احتمال دارد در آیندهای نزدیک پیامدهای آن آشکار گردند، از مشکلات داخلی و سیاسی
احزاب حاکم، تا سرکوب بیرحمانهی کردها در ترکیه و نیز استقرار سیستم دفاع موشکی
در آن کشور، ترکیه را به چالش حساسی کشانیده است. به همین دلیل چنین به نظر میرسد
که سفر دیکچنی به خاورمیانه، دستاوردهای مثبت و آشکاری برای آمریکا و متحدانش به
دنبال داشته باشد.