|
22-01-1387
به قلم: یاسین الاهوازی
تقسیم مردم به خودی و غیر خودی توسط بیت رهبری و افراد وابسته به آن مثل اصغر حجازی
وژنرال فیروزآبادی، از اولین گام های اجرایی برنامه مخوف اتمی شدن رژیم ایران در
چند سال اخیر بود. نقشه بدین شکل بود که اول دولتی کاملا یکدست و نظامی و در خط
رهبری به وجود آید ( در این جا منظور از رهبری یا بیت رهبری ، افرادی متشکل از
خامنهای و فرماندهان ارتش است که در یک توافق سری جهت حفظ نظام عملا با هم متحد
شدهاند) و متعاغب ان باید کلیه استانداران و فرمانداران از نظامیان و اطلاعاتی های
مطیع انتخاب شوند و و در ادامه ان باید بیش از 40 سفیر رژیم در اروپا و خاورمیانه
جای خود را به افرادی از سپاه پاسداران و یا ضد اطلاعات رژیم بدهند.
این پروژه سیاه ولی هدفمند که
در چهارچوب حرکت نظامی و توسعهطلبانه تهران و با استراتژی بی ثبات کردن کل منطقه و
انحراف افکار عمومی مردم جهان از برنامه اتمی مشکوک ایران و انداختن مشکلات بر گردن
دیگر کشورها بود، آرام آرام متوجه مجلس هشتم آینده گردید، یعنی آخرین سنگری که باید
توسط قشریون تمامیتخواه و نظامی رژیم تهران فتح شود، و با اشغال این قوه مقننه
بیجان، دیگر منتقدی در برابر بیت رهبری و سیاست نظامی اتمی آن وجود نداشت، هر چند
که این انتقاد کوچک و بیاثر بود.
در چند سال اخیر و به خصوص بعد از 18 تیر 78 13 (قیام دانشجویان) و حادشدن مسئله
خواست دمکراسی و خواستهای اساسی ملیت های ایران و عمیقشدن مشکلات اقتصادی، ، بقاء
نظام توتالیتر و امنیتی، نظامی ایران به موضوع نفسگیر و اساسی قدرت مداران تهران
تبدیل شده است. تیم بیت رهبری برای جلوگیری از سقوط این اهریمن مافیایی و پادگانی
از بعد از 18 تیر برنامه اتمی و امنیتی خود را سرعت بخشید.
از طرف دیگر امیال مداخله جویانه عمیق حکومت ایران در کلیه کشورهای همسایه و ثبت
این رژیم به عنوان یک قدرت مداخله جو در منطقه خاورمیانه، که دستی دراز در تمام
قضایا و بحرانهای منطقهای دارد، ناچار آنان را در سیاستی بس خطرناک و تروریستی
فرو برده است، که بیارتباط با تفکر و ایدئولوژی مسلط بر این قلعه ترور نیست، و
متعاقب آن با بودجههای عظیم در صدد به وجود آوردن یک امپراطوری مافیایی در منطقه
که همانا خواب خوش احیای امپراطوری پیشینیان خود بر منطقه است، به یک نیروی مخرب
مادی و حاضر در خاورمیانه و با تحدید و نابودی دیگران و در حفظ سلطه نظام ولایت
فقیه در ایران برآمده است. (حکومتهای قبلی و فعلی ایران بارها از تفوق ایران و
جمهوری اسلامی ایران بر منطقه ابراز نظر کردهاند) اما دخالت در امور دیگر کشورها و
به وجود آوردن احزاب و نیروهای وابسته و تروریستی در حول و حوش خاورمیانه برای بقاء
رژیم کافی نیست، زیرا حاکمان ولایت فقیه میدانند که در صورت وخیمشدن اوضاع، در
برابر هجوم و محاصره اقتصادی کمرشکن واقعی و یا نظامی قدرتهای بزرگ جهان تاب
مقاومت را ندارند، و بدین نحو بود که حکومت ایران در تلاش به وجود آوردن یک قدرت
نظامی با بازدهی اتمی برآمد که کسی جرات ایجاد مزاحمت و یا تحدید این نظام را
نیابد. این همان ادامه پیشنهاد محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران در زمان جنگ و با
حمایت رفسنجانی به خمینی بود، این تفکر و ایده در طی 19 سال اخیر در خط تولید بوده
و به یک واقعیت عینی تبدیل شده است.
نفوذ اقتدارگرایانه در تمام ارگانهای تصمیمگیری کشور با موفقیت تمام انجام شد که
آخرین آنها مجلس هشتم بود که همانطوری که خواست بیت رهبری و فرماندهان نظامی بود،
دولت یک پارچه در خدمت تایید مصوبات بیت رهبری قرار گرفت.
75% نمایندگان مجلس شورای اسلامی هشتم از سپاه پاسداران و نیروهای اطلاعاتی تشکیل
شده است، و بقیه به غیر از چند نماینده مستقل، تماماً از وابستگان دولت احمدی نژاد
هستند. از بعد از اولین قطعنامه شورای امنیت علیه حکومت ایران که خواستار توقف
غنیسازی اورانیوم و برنامه نظامی اتمی بود، نظام سرکوبگر ایران سرعت عمل در
برنامههای هستهای خود را چند برابر کرد، و حتی تمام رهبران درجه یک و دو رژیم
تلویحاً بر ادامه غنیسازی و مقابله با جهان آزاد متفقالقول عمل کردهاند، و دقیقا
به دلیل همین نیت نظامی پروژه است که رهبری کلیه افراد و مسئولینی را که نگرش
انتقادی داشتند را کنار زده و یک دست و بدون مزاحم فکری یا فیزیکی اهداف مخرب و
نظامی پروژه را ادامه میدهند.
خامنهای و دیگر سران حکومت در قبل از انتخابات مجلس هشتم بارها از مردم خواسته
بودند که به اشخاص و یا افرادی رأی بدهند که دوست و یاور دولت نهم (احمدی نژاد)
باشند و از سنگاندازی در کار دولت احمدینژاد به دور باشند، و از آنجا که دولت نهم
یک دولت پادگانی است، و نگرش نظامی و امنیتی به قضایا دارد، آن هم از نوع لجام
گسیخته و تهاجمی آن، و چنانکه تا این لحظه شاهد هستیم، که تماماً در خدمت قضیه اتمی
است و بر غنیسازی اورانیوم تاکید دارد، مثلا حجم عظیم سرمایهگذاری در پروژههای
موشکسازی، خرید تسلیحات موشکی و دیگر ادوات هوایی، تحمل خسارات عظیم اقتصادی بر
اثر تحریمهای جهانی، تشنج در روابط سیاسی با دنیای آزاد و همسایگان ایران به خاطر
صدور تروریسم و یا حمایت از سازمانهای تروریستی، تهدید به نابودی دیگر کشورها،
قتلعام داخلی ملل و اقوام ایران، ضربوشتم زنان و دانشجویان، گرانی کمرشکن،
بیکاری و غیره از هدفهای اصلی این دولت است.
افتتاح و نصب سانتریفیوژهای جدید P2 در تاسیسات زیرزمینی نطنز در 8 آپریل 2008، صحت
نیت رژیم ایران در تولید بمب اتم را بار دیگر ثابت می کند، البته به طور یقین نظام
ایران دارای تاسیسات مخفی دیگری غیر از نطنز که با کمک کره شمالی و رهنمود عبدلقادر
پاکستانی، را صاحب است و یقینا برای گولزدن افکار عمومی روی تاسیسات نطنز تمرکز
کرده است.
این حقیقتی است که چنانکه ولایت فقیه بخواهد، حداقل اقتدار خود را بر منطقه حیاتی
خاورمیانه گسترش و حفظ کند (پیام سال نو خامنهای) و نفوذ مؤثری بر کشورها و احزاب
و سازمانهای مخرب داشته باشد، تا بتواند نقشههای خود را عملی کند، باید از یک
قدرت نظامی دهشتناک برخوردار باشد، این قدرت هم برای حفظ حکومت ایران است و هم
اینکه دیگر کسی جرات دستاندازی به رژیم و یا سعی در تضعیف موقعیت ایران را در
منطقه در سر نخواهد پروراند، بنابراین بیت رهبری آهسته اما محکم منطقه را میبلعد و
آرزوی دیرینه شوینیستهای رژیم گذشته که همانا امپراطوری ایران باستان است را تحقق
خواهد بخشید.
حال که دنیای ما به سرعت به دلیل پیشرفتهای تکنولوژی ارتباطات و سیر پهناور
گلوبالیزاسیون (Globasation) یعنی عالمیشدن اقتصاد به یک دهکده کوچک تبدیل میشود،
آیا تحمل چنین وضعیتی را دارد؟ آیا مردمی که میخواهند آزادانه حق زندگی و شیوه آن
را انتخاب کنند، تحمل چنین گرگ درندهای را دارند؟ و ما همه خوب میدانیم که توبه
گرگ مرگ است.
9 آپریل 2008 |