|
سراسر جهان گردید. بدون تردید،
لوترکینگ از کسانی است که برای همیشهی تاریخ، با احترام از او یاد خواهد شد.
کشیش سیاهپوست سادهای که علیرغم آن که نمایندهی هیچکدام از پایگاههای رسمی
قدرت نبود، صرفاً با اتکا به روحیهی پولادین و سخنرانیهای آتشین خود، توانست به
چنان درجهای از جاودانگی برسد که دهها سال پس از ترور ناجوانمردانهاش نیز، شخصیتهای
قدرتمندی از رأس هرم حاکمیت، به تکریم و تعظیم خود و مبارزهاش بپردازند و پرزیدنت
بوش طی یک سخنرانی، از وی به عنوان تأثیرگذارترین مدافع حقوق مدنی در سرتاسر تاریخ
نام ببرد. بر اساس تصمیم دولت آمریکا از سال 1986 به بعد، هر ساله سومین دوشنبهی
ماه ژانویه به نام "روز مارتین لوترکینگ"، به عنوان یک روز ملی و تا سال گذشته به
عنوان تنها روز تعطیل در آمریکا شناخته شد.
سبب این همه تکریم، نقش
مهم نامبرده در تغییر و تحولات قانونی و پیشرفتهای دمکراسی و حقوق بشر در این کشور
است. این مبارز برخلاف "مالکوم ایکس"، رهبر جریان رادیکال سیاهپوستان، معتقد بود
که خشونت و افراطیگری در کشوری که زمینه برای مبارزهی مدنی و تأسیس نهادهای
دمکراتیک فراهم است، کار عبث و نامشروعی است. به همین خاطر نیز در سراسر زندگی
سیاسی و اجتماعی خود، با الهامگرفتن از مکتب و تعالیم "مهاتما گاندی"، ترویجدهندهی
اندیشهی "مبارزهی مدنی آرام" و اجتناب از هرجومرج و خشونت بود. در سالهای دههی
1940، سیاهان جنوب آمریکا به خاطر محرومبودن از حقوقشان، به طرز گستردهای راه
شمال را در پیش گرفتند.
در جنوب، سفیدپوستان برای مقابله با برابری حقوق سیاهان و سفیدها اقدام به جنگ
نمودند. اغلب سیاهپوستان در این ناحیه حتی فاقد حق رأی بودند و انسان سیاهپوست
حتی در داخل اتوبوس از حق نشستن بر روی صندلی نیز محروم بود. تبعیض میان سیاه و
سفید در اماکن عمومی و رستورانها پدیدهای عینی و علنی بود. اما در سالهای پایانی
دههی 60 و در نتیجهی مبارزهی پیگیرانهی کینگ و یارانش، با تصویب برخی قوانین
مانند: قانون حقوق مدنی در 1964 و قانون حق رأی در 1965، توانستند به یک تساوی
قانونی واقعی دست یابند. عظمت کار و شکوه مبارزهی کینگ و یارانش در اینجا نمود
بیشتری مییابد. آرمان انسانی و اسلوب مترقیانهی مبارزاتی کینگ سبب فراگیرشدن نهضت
وی در میان سفیدپوستان مکزیک و آمریکای مرکزی گردید و تمرکز این جنبش بر روی برخی
از حقوق مدنی مانند حق رأیدادن که مخالفت با آن برای همگان امری دشوار میباشد،
یاریدهنده و حامی این پیشرفت بود. در 1955 در "مونتگمری" آلاباما به عنوان پیشوای
مذهبی و سپس رئیس "انجمن بهبود مونتگمری" برگزیده شد. در همین مقام بود که به منظور
ابراز مخالفت با تبعیض نژادی در اتوبوسهای شهری این منطقه، خواستار تحریم این
اتوبوسها از سوی مردم گردید. متعاقب این درخواست، دادگاه عالی آمریکا طی حکمی به
تفکیک سیاه و سفید در این اتوبوسها خاتمه داد. دو سال بعد همراه با 60 تن از دیگر
رهبران سیاهپوست، سازمانی به نام "کنفرانس رهبری مسیحی جنوب" (Sclc) تشکیل داده و
به منظور مبارزه در راستای جنبش نوظهور حقوق مدنی، سفرهای خود را به سراسر کشور
آغاز میکند. شهرت و قدرت سخنوری کینگ، به وحدت و گسترش مبارزات مناطق مختلف علیه
مظاهر تبعیض نژادی یاری میرساند، که در برخی از این سفرها دستگیر شده و به زندان
افتاد.
در 28 آگوست 1963، کینگ در برابر 200000 تظاهرکنندهی هوادار حقوق مدنی به ایراد
سخنانی پرداخت که به سخنرانی "من آرزویی دارم" شهرت یافت.
از 1963 به بعد، گروههای سیاهپوست رادیکال به انتقاد شدید از روش مبارزهی کینگ
پرداختند. کینگ در سالهای پایانی عمرش تبدیل به یکی از منتقدین فعال جنگ آمریکا در
ویتنام گشت که تأثیر مستقیمی بر سیاهپوستان این کشور داشت و کوشش نمود تا ائتلافی
سراسری علیه فقر تشکیل دهد. در همان فاصلهی میان سالهای 65 ـ 1963 برخی قوانین در
ارتباط با حقوق مدنی، تحت تأثیر محرز رهبری آگاهانهی کینگ به تصویب رسیدند که به
عنوان مثال میتوان از قوانین مهاجرت، تابعیت، آزادی و عدالت انسانی و انتخاب محل
زندگی نام برد. به خاطر همین تلاش و کوششها بود که کینگ به عنوان یک مبارز صلحطلب،
جایزهی صلح نوبل را دریافت نمود.
وی در یک سخنرانی در آوریل 1967 دربارهی جنگ ویتنام گفت: ما دائماً در حال دیدن
سربازان سفید و سیاهپوست آمریکایی هستیم که در کنار یکدیگر در ویتنام میمیرند، در
حالی که آنها قادر نبودند بر روی یک نیمکت در مدارس آمریکایی بنشینند. این زبان حال
تمامی اقلیتهای نژادی و ملی است که تنها در مواقع مرگ و فدانمودن جان خود، به
زندگی مشترک و همسان با ملت یا نژاد فرادست خود نائل میگردند، و مسئولیت حفظ
سرزمین مشترک به آنان سپرده میشود، در حالی که در زمینهی حقوق و آزادیها، یافتن
برابری اینچنینی میانشان کاری دشوار است.
سرانجام این مبارز فرهیخته در سن 39 سالگی و در روز چهارم آوریل 1968 در شهر
"ممفیس، مرکز ایالت "تنسی" در حالی که برای شرکت در اعتصاب کارگران سیاهپوست به
این شهر رفته بود، هدف حملهی فرد نژادپرستی به نام "جیمز ارل ری" قرار گرفت و
بدینترتیب جان خود را بر سر آرمانهای انسانیاش نهاد. اما نقش فعال او در لغو
تبعیض نژادی در جنوب آمریکا، که ثمرهی جاودانهی مبارزهی برحقش بود، هرگز از
یادها فراموش نخواهد شد و این پیام وی همواره چون ناقوسی در گوش تاریخ طنینافکن
خواهد بود که: "من آرزوی روزی را دارم که بر تپههای سرخ جورجیا، فرزندان برده و
بردهدار بر پشت میز برابری مینشینند. آرزوی روزی را دارم که حتی ایالت
میسیسیپی، ایالت بیابان، رنجور از سوزندگی جور و بیعدالتی، به مرغزار آزادی و
داد بدل میگردد. رؤیای آن روز را دارم که چهار کودکم، در سرزمینی میزیند که
شخصیتشان پیمانهی سنجش است، نه رنگ پوستشان". |