|
آمدند. این نشست سه روزه در
حالی پایان یافت که به اعتقاد اکثر ناظران سیاسی دارای دستاوردهای چشمگیری بوده است.
این نشست ناتو جهت بحث و بررسی
سه موضوع اصلی مرتبط با اوضاع جهانی و تحولات منطقه برگزار شد که عبارتند از: سیستم
سپر دفاع موشکی، پذیرش اعضای جدید و مسئله نیروهای ناتو در افغانستان. جهت بررسی
سیستم سپر دفاع موشکی لازم است که به سال 1980 بازگردیم که در آن رئیس جمهور وقت
ایالات متحده آمریکا، رونالد ریگان، با هدف حفظ منافع کشور خود و همچنین دفاع از
حفظ همپیمانیها در منطقه، مسئلهی تشکیل چنین سازمانی را مطرح کرد. در واقع سیستم
سپر دفاع موشکی دو نوع است: نوع اول که به PA3 موسوم است، قبلاً آزمایش شده است،
اما نوع دوم که SIBIR موسوم است، سیستم جدیدی است و این نخستین بار است که آمریکا
برای نصب آن تلاش میکند. سؤال اینجاست که چه عواملی در پشت تلاشهای آمریکا و
حمایت اعضای ناتو قرار دارد که برای آنها حائز چنین اهمیتی است.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی و نابودی نظام دو قطبی، در خاورمیانه خلاءای ایجاد شد
که در نتیجهی آن این احتمال و خطر به وجود آمد که برخی از قدرتهای منطقهای مثل
رژیم اسلامی ایران فرصت آن را به دست آوردند که چشمداشت قدرتطلبی و جاهطلبی به
کشورهای منطقه داشته و کشورهای همسایه را به آشوب و ناآرامی بکشانند. البته سیاست
عوامفریبی سران رژیم آخوندی در خاورمیانه که از بدو به قدرترسیدن این رژیم، تحریک
احساسات دینی ساکنین این منطقه بوده است، بر جهادگرایی و صدور انقلاب اسلامی استوار
شد. حاکمان ایران به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با سوءاستفاده از احساسات مردم،
فرهنگ جهادگرایی را به امری رایج تبدیل ساختند. هرچند روسیه با استقرار این سیستم
مخالفت کرد و آن را متضاد با منافع ملی خود توصیف نمود و معتقد بود که ایجاد این
سیستم باعث از بینرفتن توازن قوا در منطقه خواهد شد، اما کشورهای عضو ناتو و
آمریکا با در نظرداشتن اینکه رژیم ایران تلاش میکند به سلاح اتمی دست یابد و در
حال ایجاد رقابت بر سر تسلیحات اتمی در منطقه است، طرح سپر دفاع موشکی را تصویب
کردند. ضمناً اعضای ناتو طی بیانیهای از رژیم ایران خواستند که قطعنامههای 1694،
1737، 1747 و 1803 شورای امنیت سازمان ملل متحد را به اجرا درآورد.
مسئلهی پذیرش عضو جدید در ناتو، تاریخچهای طولانی دارد. سال 1949 میلادی که پیمان
آتلانتیک شمالی تشکیل شد، 12 کشور در مقابل اتحاد شوروی چنین سازمانی را تأسیس
کردند. اقدامات ناتو از بدو تأسیس در مناطق متشنج جهان تا حدی باعث شد که برخی از
کشورها به عضویت این سازمان درآیند و ناتو اکنون دارای 26 عضو است. در این نشست
سران ناتو، یکبار دیگر بر سر پذیرفتهشدن چند کشور در این سازمان مناقشات فراوانی
درگرفت. روسیه به عنوان یکی از ابرقدرتهای سابق جهان، گسترش ناتو در مرزهای خود را
به نفع خود نمیبیند و از آن نگران است که در دایرهی محاصرهی ناتو قرار گیرد. به
همین دلیل هر زمان که بحث پذیرش اعضای جدید در ناتو مطرح میشود، روسیه به نحوی از
انحا در مقابل آن واکنش نشان داده است. اینبار نیز ولادیمیر پوتین روز پنجشنبه،
عضویت اوکراین و گرجستان در این سازمان را به عنوان خط قرمز توصیف کرد. البته پیش
از آن با پذیرش آلبانی و کرواسی موافقت شده بود. آنچه که قابل توجه است، اینست که
صرفنظر از آنکه روسیه عضو ناتو نیست، اما توانسته است از طریق چانهزنی، در مورد
تفهیم نگرانیهای خود به اعضای ناتو به موفقیت دست یابد و در نتیجه در مقابل عضویت
گرجستان و اوکراین مانعتراشی کند.
یکی دیگر از موضوعات نشست ناتو در ارتباط با نیروهای نظامی این سازمان بود. وظایف و
فعالیتهای ناتو در افغانستان از دو بخش نظامی و عمران این کشور تشکیل شده است.
اگرچه بخش بزرگی از کشورهای عضو ناتو به نحوی از انحا در یکی از این دو بخش در
افغانستان فعالند، اما بخش اعظم امور نظامی به عهدهی 4 کشور آمریکا، انگلستان،
کانادا و استرالیا است که حوزهی فعالیت آنان در جنوب افغانستان قرار دارد. این
منطقه که با پاکستان هممرز است، منطقهی فعالیت شبهنظامیان تروریست طالبان است.
در حالیکه کشورهای دیگر مثل آلمان، ایتالیا، رومانی و هلند امور عمران و بازسازی
افغانستان را به عهده دارند.
به اعتقاد مفسران سیاسی، آمریکا در تلاش است از شمار نیروهای نظامی خود در
افغانستان بکاهد تا بدین طریق بتواند در سایر نقاط جهان مانور بیشتری بدهد. آمریکا
صرفنظر از آنکه در چهارچوب نیروهای ناتو، 15 هزار نیروی مسلح در افغانستان دارد،
دارای 14 هزار سرباز دیگر نیز در این کشور است. به همین خاطر به نظر میرسد که فشار
آمریکا بر اعضای ناتو با هدف کاهش نیروهایش، برای آمریکا امری بسیار جدی است و در
نتیجه استراتژی استفاده از نیروهای ناتو همانند ابزاری در دست واشنگتن است. این جو،
باعث ایجاد شرایطی شد که اعضای ناتو در مورد تعداد نیروهای خود و استقرار آنان در
افغانستان در برنامههای خود تجدید نظر کنند. همچنین روسیه نیز با این امر موافقت
کرد که از طریق خاک این کشور مواد غذایی به افغانستان انتقال یابد. در این میان در
تاریخ 18/1/1387 هجری شمسی، جورج بوش از روسیه دیدار کرد و با ولادیمر پوتین ملاقات
کرد. با در نظرداشتن این مسئله که مدت ریاست جمهوری هر دو رئیس جمهور تا مدت زمان
دیگری به پایان میرسد، انتظار چندانی از این دیدار نمیرفت و میتوان گفت که این
دیدار به نحوی نشانگر نزدیکشدن و اصرار آنان بر حل مسائل و مشکلات معلقه است.
نشست اینبار ناتو تا حدودی توانست به اهداف خود دست یابد و نیروهای خود را حول
محور برنامههایش متمرکز سازد. هرچند که روسیه قصد داشت معامله نماید و با گسترش
ناتو و ایجاد سیستم سپر دفاع موشکی مخالفت میکرد، اما سرانجام همهی کشورها نسبت
به این نشست اظهار رضایت کردند. هرچند که در ابتدا اینگونه تصور میشد که احتمال
دارد روسیه موانعی جدی ایجاد نماید و برخی از ناظران سیاسی معتقد بودند این نشست
دستاوردی عینی به دنبال نخواهد داشت، اما ابراز رضایت کشورها از نتایج این نشست
ناتو نشان داد که کشورهای تأثیرگذار اروپا در همان حال که نمیخواهند روسیه را به
عنوان یک همپیمان تجاری و اقتصادی از دست بدهند، میخواهند تمایل روسیه به
نزدیکشدن به اروپا را ـ که باعث ارتقاء امنیت این قاره خواهد شد ـ تقویت نمایند و
از این نشست ناتو نیز جهت راضیساختن آمریکا استفاده کنند. |