|
ترتیبات لازم جهت ناکام گذاشتن
و مسدودکردنش را در دستور کار قرار دهند. اگرچه رژیمهای همسایهی اقلیم کردستان (ایران،
ترکیه، سوریه) جدای از نوع سیستم حکومتی، از نظر شیوهی نگرش و خوانش مسائل و
مشکلات داخلی و جهانی، تنشها و اختلافات مرزی و همسایگی، از تفاوت و اختلاف فاحشی
برخوردارند، اما مسئلهی کرد نقطهی مشترک و اصلیترین عامل نزدیکی و همپیمانی آنان
است، تا کردها صاحب کیان و کردستان خویش نگردند. در این بین رژیم ایران غیر از
تحریک مستقیم و غیرمستقیم ترکیه و فراهمساختن شرایط جهت برخورد و ناآرامیهای
مناطق مرزی و نقاط دیگر، به وضوح ضدیت خویش را با هر نوع حکومت مستقل کردی اعلام
داشته است. اگرچه ترکیه نیز هرگز اعتراف به وجود حکومت اقلیم نکرده و جهت تحقیر ملی
کردها، رهبر قانونی، مشروع و دلیر اقلیم کردستان را "رهبر عشیره" نامبرده است،
همچنین اردوغان در 8 ژوئن 2007 در نامهای به سران نظامی کشور نوشته است که "او
استقلال کردستان عراق را هرگز قبول نخواهد کرد و اساساً رهبران کردستان عراق را طرف
مذاکره نمیداند".
اما رژیم ایران نیز با برگزیدن
سیاست سکوت در خصوص مشروعیت حکومت اقلیم، به طرق مختلف از جمله، دیپلماتیک، جاسوسی،
نظامی و محاصرهی اقتصادی سعی در ناکارآمد جلوهدادن حکومت کردستان و عدم موفقیت
تجربهی موفق و دمکراتیک پارلمان و حکومت کردی کرده است. به طوری که از همان بدو
امر، یعنی قبل از حمله سال 2003 نیروهای چند ملیتی به عراق، محمد خاتمی رئیس جمهور
وقت ایران، ضمن دیدار از ترکیه در کنفرانسی مطبوعاتی با همتای ترک خویش، نسبت به
تشکیل حکومت مستقل کردی تهدید نمود و اعلام کرد که ما و همسایگانمان به هیچ وجه،
چنین اقدامی را قبول نکرده و نمیکنیم. همزمان با آن هر دو دولت ایران و ترکیه
اعلام داشتند که "در صورت وقوع اینچنین تحولی، به غیر از مد نظر قراردادن تمامی
گزینهها، به طرق نظامی نیز از استقرار و استقلال آن ممانعت خواهند کرد". همچنین در
داخل ایران نیز به مطبوعات دستور دادند که از انعکاس موارد موفقیت کردها در عراق
دوری گزینند، زیرا هر نوع انعکاس گستردهی خبرهای مرتبط با آن، تهدید مستقیم نسبت
به امنیت ملی ایران است. حتی احمدینژاد پس از روی کار آمدن در نخستین ملاقاتش با
به اصطلاح نمایندگان کرد در مجلس امام زمانی (؟!) هفتم، با عصبانیت به آنان تذکر
داده بود که "دیگر حق ندارند مشارکت کردها در حکومت عراق را به رخ او بکشند". در
این راستا بسیاری از اوقات مطبوعات ایران، حکومت و پارلمان کردستان را تحت عنوان "حکومت
و پارلمان خودخواندهی کردستان عراق" مینامند.
موفقیتها و دستاوردهای کردهای اقلیم، بیش از خود ساکنین اقلیم، با استقبال گرم و
بیمانند کردها در بخشهای دیگر، به خصوص کردستان ایران روبهرو گشت، به گونهای که
امروز حکومت اقلیم قبلهگاه آمال تمامی کردهای آواره و پراکنده جهان است و از سوی
دیگر امید به استقرار دمکراسی در خاورمیانه را تقویت نموده است. اما رژیمهای
استبدادی منطقه که آزادی و بیداری ملتها را برنتابیده و وجود سیستمهای دمکراتیک،
فدرال و غیرمتمرکز را به زیان رژیمهای الیگارشی، توتالیتار و انحصارطلب خود میدانند،
به خصوص اگر این حکومت و خیزش پسوند کرد را نیز با خود داشته باشد، بنابر مواضع
رسمیاشان مقابله و شکست آن ضرورتی غیرقابل انکار است. برای اجرای این اعمال
غیراصولی، رژیمهای سلطهیافته بر کردستان، به خصوص جمهوری اسلامی سعی در ناآرامی
مرزی در مناطق تحت حاکمیت اقلیم داشتهاند. آنها با روانهکردن مواد مخدر، بازسازی
و پناهدادن به تروریستهای "انصارالاسلام" در شهرها و مناطق مرزی کردستان ایران
وحمایت مالی و لجستیکی آنان، تنها در سال 2007، باعث ترور بیش از 14 پیشمرگ مرزبان
اقلیم در مرز منطقهی پینجوین با کردستان ایران شدهاند. از سوی دیگر ایران با
استقرار چندین رادار در مناطق هممرز با اقلیم، تمامی رفتوآمدهای مرزی را همراه با
عکسبرداری کنترل مینماید و با کشیدن دیوار بتنی و کاشت مداوم و روزانهی مینهای
ضدنفر، سعی در محاصرهی غیررسمی کردستان آزاد دارد. اما غیرمشروعتر از تمامی اینها
و نقض آشکار حاکمیت اقلیم، توپباران مناطق مرزی اقلیم است که در طی چند سال گذشته
بیترس و دغدغه آن را ادامه داده است. آخرین نمونهی آن که همزمان با روزهای پایانی
سال 86 بوده و تا به حال حاضر همچنان ادامه دارد، سندی گویا جهت اثبات درندهخویی و
تجاوزات رژیم ایران است که مردم روستایی و غیرنظامی منطقهی بیتوین و قلادزی و
روستاهای مارادو، سورگله، سپیگله، شیناوه، ارک بالا، رزگه پایین، بستان و... را
توپباران و باغ و مزارعشان را تخریب و دامهایشان را تلف و ساکنینشان را آواره
نموده است. همچنین ترکیه با بهکاربردن سلاحهای ممنوعه در مناطق کوهستانی و مرزی
اقلیم، باعث آلودگی محیط زیست و تلفشدن صدها رأس از دامهای روستانشینان دامنهی
قندیل شده است. این بمباران و توپبارانها در حالی صورت میگیرد که تمامی آن مناطقی
که آماج آتش توپخانههای ایران قرار گرفتهاند، همگی آبادی و محل سکونت مردم
غیرنظامی میباشد. به طوری که "دانا احمد مجید"، استاندار سلیمانیه به هنگام دیدار
با خانوادههای آوارهشده، در مورخهی 1/4/2008 گفت: "به علت بمبارانهای بدخواهان
ملت ما و منطقه، این چهارمین مرتبه در مدت دو سال گذشته میباشد که شهروندان دامنهی
قندیل و مرزهای میان ایران و اقلیم کردستان آواره میشوند". این توپبارانها در
حالی صورت میگیرد که سال گذشته، هیئت حکومت اقلیم به سرپرستی آقای نیچیروان
بارزانی، نخستوزیر اقلیم، هیئت مشترک حکومت عراق و حکومت اقلیم، هیئت احزاب
کردستانی، هر یک جداگانه به تهران سفر کرده و در خصوص متوقفساختن توپبارانها
توافقنامه امضاء نمودهاند که آخرین آن نیز، در ماه نوامبر 2007 بود. اما جمهوری
اسلامی نهتنها در رسانههای رسمی خود به هیچ شیوهای از توپبارانها بحث نکرده و
اجازه هم نمیدهد که کسی بدان اشاره نماید، در برابر اعتراضات و بیانیهی رهبری
اقلیم در خصوص تجاوزات اخیر نیز، سکوت اختیار نموده است. البته سیاست کشورهای
همسایهی اقلیم، پشتیبانی و موفقیت حکومت کردی نیست و با تمام توان نیز در پی از
بینبردن دستاوردهای ملی کردها میباشند. همچنانکه احمدینژاد، رئیس جمهور ایران در
اواخر سال گذشته، در نطقی در اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی در داکا، "با تأکید بر
همکاری مشترک ایران و عراق و ترکیه برای مبارزه با شورشیان کرد از کشورها خواست
برای شکست "جداییطلبان" با یکدیگر همکاری کنند. این کشورها باید به تمامیت ارضی
یکدیگر احترام بگذارند و بر این مسأله پافشاری کنند... این 3 کشور اگر میخواهند
جداییطلبان کرد را شکست دهند باید با یکدیگر همکاری داشته باشند".
حقایق و اسناد موجود حاکی از آنست که دشمنان تمامی توان و تلاش خویش را صرف از بینبردن
دستاوردهای ملت کرد کردهاند که این هدف شوم نیز ما را بدان اعتقاد میرساند که "بدون
شک تنها مقاومت و مبارزه و همکاری نیروهای میهنپرست کردستان، میتواند جلوی حملهی
دشمنان کرد و دمکراسی را بگیرد". |