|
خود را برای تودههای مردم
بیان کنند. در واقع تمدن و پیشرفت بشریت، محصول و دسترنج اندیشمندان و متفکران بوده
و در این راستا، مطبوعات یکی از اصول بنیادی تفاهم و آشنایی با جهانبینی یکدیگر
است.
ناظران و صاحبنظران معتقدند که
در کشوری که آزادی بیان وجود نداشته باشد، دیکتاتوری غالب و مسلط شده و به عبارت
دیگر، ساکت ساختن صداهای آزاد و دگراندیش در مطبوعات یا هر وسیله ارتباط جمعی آزاد
دیگر، خلاف دمکراسی و حقوق بشر است و در راه دستیابی به جامعهای پلورالیستی و
چندصدایی مانع ایجاد میکند. مطبوعات ابزاری است که نحوهی استفاده از آن در سیستمی
دیکتاتور و توتالیتر، باعث تحمیل قدرت، خاموش ساختن صداهای مخالف و فراهمساختن
زمینه برای حاکمان میشود تا سیاستی دوگانه به کار ببندند، در حالیکه اگر همان
وسیله در دست سیستم، حزب یا اشخاص دلسوز، مسئول و آزادیخواه باشد، بدون شک جامعه به
سوی آزادی، آزادیخواهی و توسعه پیش رفته و مانند نیرویی قوی، از حقوق و آزادیها و
آرای مردم خود دفاع نموده و آنها را به سوی هوشیاری و پیشرفت سوق میدهد.
به عبارت دیگر میتوان گفت که هنگامی ایدئولوژی با قدرت ترکیب شود، تمامیتخواهی
حاکم، تکصدایی و دیکتاتوری بر جامعه تحمیل میشود، یعنی فرد واقع در رأس قدرت تنها
نظریات و دیدگاههای خود را درست دانسته و معتقد است که نظر او تعیینکنندهی تمام
مسائل است و برای نیل به این هدف به هر وسیلهای دست مییازد که مطبوعات و وسایل
ارتباط جمعی از جمله آنها است. در این راستا، با در نظرداشتن اینکه فرد حاکم از
دیدگاه خود دارای مشروعیت بدون قید و شرط است، هرگونه تحرک مخالفان را به شدیدترین
شیوه سرکوب میکند، در حالیکه فرد دلسوز و مسئول، دقیقاً عکس مورد با صدا و تریبون
آزاد رفتار مینماید.
گذشتهای نهچندان دور نشان میدهد که ابراز نظر شخصی، به عنوان فرد، با مسائل و
مشکلات فراوانی، حتی خطر جانی، روبرو است و در این ارتباط بسیارند روزنامهنگاران،
خبرنگاران و نشریاتی که بهای سنگینی برای بیان نظرات خود پرداختهاند. در این
راستا، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مورخ 20 سپتامبر 1993 در چهلوهشتمین نشست
خود، 3 مه را به عنوان "روز جهانی آزادی مطبوعات" اعلام کرد. در این ارتباط، یونسکو
به دولتها خاطرنشان میکند که در برابر آزادی مطبوعات، به تعهدات خود پایبند بوده و
برای آنکه اطلاعات مردم در مورد اهمیت آزادی مطبوعات ارتقا یابد و بحثهای مطرح در
نشریات در مورد آزادی مطبوعات و اخلاق حرفهای بیشتر گسترش یابد، باید آن دسته از
روزنامههایی که در راه حرفه خود، امنیت شغلی خود را از دست دادهاند، مورد تقدیر
قرار گیرند و آن دسته از نشریاتی که برخلاف آزادی مطبوعات تعطیل شدهاند، مورد
حمایت قرار گیرند.
اگر به دقت به پیام مجمع عمومی سازمان ملل متحد توجه کنیم، درخواهیم یافت که اصل
صیانت از حدود شخصی و نظریات افراد، یکی از نتایج و برآمدهای سیاسی بوده و هست که
اصل 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر به روشنی بدان اشاره کرده است. در این اصل آمده است:
"هر فردی از حق آزادی بیان و عقیده برخوردار است و این حق، وجود و صیانت (بدون هیچ
دخالتی از جانب دیگران)، تحقیق، اخذ، استفاده و سودبخشی اطلاعات و نظریات از طریق
وسایل ارتباط جمعی، بدون درنظر گرفتن مرزهای جغرافیایی را در بر میگیرد. از مفاد
این اصل بدین نکته پی خواهیم برد که این اصل آنقدر که به مطبوعات اهمیت داده است،
به همان اندازه نیز برای بیان آن عقاید، اهمیت قائل شده است، زیرا در حقیقت این خود
دیدگاه و فکر و اندیشههای مختلف است که باید به نحوی از انحاء و از طریق کانالی
مطرح گردد. آزادی بیان، زمانی معنای واقعی خود را خواهد یافت که از قلمرو فردی و
ضمیر شخصی خارج شده و دیگر مستأصل و درمانده نگردیده و زمینه را برای آن فراهم
میسازد که هم در مقابل آن موضع گرفته و هم نظر مردم را به سوی خود جلب نماید.
حدود 2 قرن است که مطبوعات به عنوان رکن چهارم دمکراسی شناخته شده است، بنابراین در
دمکراسی، این رکن بنیادی نباید در خدمت مستحکمشدن بنیادهای قدرت حاکم قرار گیرد.
به عبارتی دیگر، دولت نباید رأساً روزنامههای عمومی را تحت سلطه خود درآورد، زیرا
این به معنای دخالت در دمکراسی است.
با در نظر داشتن حقایق فوقالذکر، در ایران آخوندزده که همیشه، ادعای جایگاه و
ارتقای بشر مطرح میشود و بر طبل دفاع از شخصیت وسایل ارتباط جمعی کوفته میشود،
حتی یک وسیله ارتباط جمعی و نشریه مستقل مشاهده نمیشود ـ که رفتار و فعلوانفعالات
رژیم را مورد انتقاد قرار داده و به ایفای نقش روشنگری برای مردم بپردازد ـ که تحت
تیغ سانسور قرار نداشته باشد یا سرانجام تعطیل نشده باشد. شاهد این ادعا نیز،
کارنامهی سرشار از ننگ رژیم اسلامی ایران در عرصهی روزنامهها و نشریات است و
هماکنون نیز ایران یکی از کشورهایی است که سرآمد سرکوبگران مطبوعات و وسایل ارتباط
جمعی است. به لحاظ آزادی بیان، ایران از میان 167 کشور جهان، در رتبه 148 قرار
دارد. اما به رغم تمام اینها قلم بهدستان آزادیخواه ایران، بالأعم و بهویژه
کردستان، کمرخم نکرده و به هر طریق ممکن، نظریات خود را برای افکار عمومی بیان
میکنند. به همین دلیل میبینیم اکنون به دلیل سرکوب بیرحمانهی رژیم، مردم ایران
به وبلاگنویسی روی آوردهاند.
در 3 مه سال 2008 برابر با 14 اردیبهشت 1387 بر قلم شجاع و بیباک آن دسته از
آزادیخواهانی که در راه بیان افکار و عقاید خود و برملاساختن سیاستهای رژیم ایران،
مورد شکنجه و آزار قرار گرفتهاند، درود میفرستیم. |