کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: رادیو صدای کردستان ایران

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

.:: سیاست ::.

 

از کوزه همان تراود که در اوست

 

28-03-1388

کیهان یوسفی

برقراری سیستمی دمکراتیک برای حاکمیت امور اجرایی و حکومتی امری عقلانی است که قاعدتاً تفکرهای متفاوت را می‏تواند به همزیستی مسالمت‏آمیز و تقابلی خردگرایانه وادار نماید. نهایت و منزلگاه حرکتها و جنبش‏های آزادیخواه و عدالت‏طلب (به گفته‏ پوپر: سیستم دموکراسي موجود در حال حاضر بهترین نوع حکومتی است که باید از آن محافظت نمود.) سیستم دموکراسی است که توانسته است بیشترین خواسته‏ها و بالاترین سطح عدالت را در میان طبقات مختلف اجتماع بر قرار نماید. هر اجتماعی، امروزه برای بالا گرفتن رفاه اقتصادی و آزادی سیاسی خواهان بر قراری چنین سیستمی است. تاریخ معاصر جهان گویای ریخته‏شدن خونهای فراوانی برای تحقق آزادی و بر قراری سیستم عدالت‏خواه می‏باشد. ملت کرد نیز عاری از این جنبشها نبوده و در مقاطع تاریخی گوناگون و بیش از نیم قرن است که حرکتی مداوم را برای تحقق این مقصود مشروع آغاز نموده است.
سرنگونی جمهوری کردستان در بدو تولد توسط رژیم دیکتاتوری پهلوی و انکار حقوق ملت کرد و به خیال و وهم باطل، ایجاد کشوری تک ملتی و آسمیله‏کردن اقلیتهای دیگر ـ که پایه‏ چنین تفکری را رضا خان پهلوی بنا نهاده بود ـ اکنون نیز مانع از رسیدن به خواسته‏های مشروع ملت کرد و تمامی ملتهای ایران است. تحمیل سیستم جمهوری اسلامی و تفکر ایدئولوژیک و مطلق آن و نبود فرهنگ تساهل و حاکمیت جبر و دیکتاتوری به مدت سی سال است که هرگونه زمزمه تغییر و تحول و راه‏کار و آلترناتیو رسیدن به آزادی را در خود بلعیده و به کام نیستی کشانده است. رژیم جمهوری اسلامی در همان بدو ورودش به عرصه‏ی سیاسی و به دست گرفتن حکومت، تعریفی واضح از خود ارائه داد و به حق ملت کرد در همان بدو امر با بایکوت رفراندوم 12 فروردین 1358 پرده از چهره کریه آن رژیم برداشت. کشتار و پاکسازی حرکتهای دگراندیش و نه مخالف (در آن زمان) در عرصه سیاسی در همان ابتدای حاکمیت و موجودیت این نظام، عدم اعتقاد بینانگذار آن به قبول خواسته‏ها و تفکرات متفاوت و تقسیم قدرت و حکومت با آنها و همچنین عدم اعتقاد به حقوق خلق‏ها را آشکار ساخت. مدت سی سال است که ابتدایی‏ترین حقوق انسانی هر فردی در ایران با توسل به نیرنگی به نام مشروعیت آسمانی رژیم، زیر پوتین‏های تفکر قرون وسطایی این حقیراندیشان له می‏شود و افسوس که بعد از سی سال غیر از ملت کرد، اپوزیسیون در سطحی بسیار گسترده (در سطح ایران) با فقدان عمق‏اندیشی و تفکر عقلانی و گرفتاری در دام احساس‏گرایی و سطحی‏اندیشی در عرصه سیاسی و گول ظواهر قضیه را خوردن مواجه است. مردم هر بار به نوعی با پای خویش خود را در باتلاق تفکرات ضد انسانی طلیعه‏داران حکومت غرق می‏کنند که این حاکی از تحلیل سطحی و نبود شناخت صحیح و برخوردی واقعی با واقعیات موجود می‏باشد. چهارچوب این نظام همانگونه از تعریف و تاریخ آن مشخص است، چهارچوبی جزم‏گرا و ایدئولوژیک می‏باشد که در رأس آن ولایت مطلقه فقیه بر محوریت مذهب شیعه 12 امامی بنا نهاده شده است و سپردن حکومت به دست هر غیری را خیانت در حق خدا و خلق و پذیرفتن هر تغییر و دگرگونی در امر حکومت که امر الهی است را گناه کبیره و کفر قلمداد می‏کند. ملت کرد از آنجا که ستمدیده‏ترین و دردکشیده‏ترین و بزرگترین قربانی زیاده‏خواهی و ستم کار به دستان این رژیم بوده است که هنوز زخمهای عمیق این ظلم بزرگ بر پیکر آن نمایان می‏باشد به حقیقت شناخت واقعی رژیم رسیده که شناخت واقعیت و حقیقت موجود امری مهم است که می‏توان مانع از تکرار اشتباهات مکرر گردید که "آزموده را آزمون خطاست". بعد از سی سال حاکمیت دیکتاتوری و استبداد و استقرار یک اندیشه مطلق و دگم، دگراندیشان و مخالفان و روشن اندیشان پایتخت‏نشین و آنان که در غربت تحمیلی وجود نظام می‏زیستند با خیمه شب‏بازی انتخابات ـ که به درازای عمر رژیم مشروعیت نداشته است ـ و شعارهای پوشالی کهنه پاسداران خمینی و طلیعه‏داران جنبش به اصطلاح اصلاحات، به جای چشم دوختن به دریا، در سراب کوته‏نگری خویش غرق شدند که با فقدان برخوردی واقع‏گرا و عقلانی با واقعیات موجود، مورد بازی زمامداران و نظریه‏پردازان رژیم قرار گرفتند تا بار دیگر ثابت کنند که "از ماست که برماست". بازهم در روبرو شدن با یک مرحله حساس و مهم، واقع‏بینی و برخورد عقلانی و عمق‏اندیشی اپوزیسیون دمکرات و مترقی کرد، حاکی از اوج شعور سیاسی ملت کرد آشکار گردید. در چنين شرايطی اتخاذ موضع صحیح سیاسی اپوزیسیون و ملت کرد (بایکوت انتخابات) و تحلیل درست و به حق رهبری حزب دمکرات کردستان ایران و دبیرکل حزب، آقای مصطفی هجری نمود شناخت و تحلیل درست از جمهوری اسلامی و شرایط موجود بود که منجر به اتخاذ موضع تاریخی این ملت در قبال رژیم گردید.
در حالی که اکثر متفکرین و سیاسیون ایرانی و غربی خبر از تحول و تغییر با پیروزی موج سوم (موج سبز) و اصلاحات با شعارهای تهی و توخالی می‏دادند و انتخاب میرحسین موسوی و امثال او را حلال مسائل و مشکلات داخلی و خارجی می‏دانستند، جنبش و اپوزیسیون ترقیخواه کرد با تعریف درست و صحیحی از شرایط موجود و فضای تصنعی انتخابات ثابت کرد که "از کوزه همان تراود که در اوست" و اینان خود بانیان نظام بوده و هستند واین بازی سیاسی است که نباید فریب آن را خورد. مناظره‏های تلویزیونی و یکدیگر را به باد افترا بستن و پرده از جنایات و فساد همدیگر گشودن و خدایان زهدو پاکی دیروز را امروز ریاکارترین و مفسدترین افراد جلوه‏دادن معادله‏ای است که نظام‏های استبدادی و دیکتاتوری برای بقاء خویش لازم و از منظر حفاظت و پاسداری نظام اسلامی به عنوان یک اصل اساسی، هم شرعی است و هم از دیدگاه تفکر حاکم قابل توجیه است و گشودن بساط این خیمه شب‏بازی تنها برای رنگ و بو دادن به اصطلاح شرعی و قانونی به انتخابات و عامل بقاء و ماندگاری رژیم بود که متأسفانه طیف وسیعی از مردم و اپوزیسیون ایران را نیز دچار اشتباه و سردرگمی سیاسی کرد. کشتار وحشیانه خلق بی‏گناه و سرکوب اعتراضات مردمی پس از اعلام نتایج به اصطلاح انتخابات، سوء استفاده از احساسات پاک و مقدس آزادیخواهی جوانان و قشرهای دیگر جامعه برای ارضای میل قدرت‏طلبی یاران و بانیان دیروز جنایات رژیم و پرچمداران شعار آزادی امروز. عاقبت سپردن اراده جمعی به دست کسانی است که در واژه‏نامه تفکر آنان چیزی که تعریف نشده است حقوق انسانی و انسانیت است.
مردم را به پای صندوقهای رأی کشیدن برای به کرسی نشاندن عاملان نظامی که در آن هیچ روزنه‏ای برای تغییر و تحول نیست چه سودی می‏تواند داشته باشد؟ اصلاً چه راه‏کاری می‏تواند باشد؟ غیر از آن نیست که ضرب‏المثل چینی را به یاد می‏آورد که: "نهنگ زمانی که از آب بیرون می‏افتد، به هر جهتی حرکت می‏کند، به بالا و پایین خود را می‏اندازد، هدف او تنها رهایی از وضع موجود است و به هر سمت برود مهم نیست".
این حرکت موضع سیاسی، تنها برای "رهایی از وضع موجود" بود و هیچ برنامه سیاسی خاص و آینده روشنی را تعقیب نمی‏کرد و عاقبت آن از ابتدا روشن و واضح بود.
چه چیز را باید اصلاح کرد؟ ولایت فقیه چون اول و آخر نظام، آیا باید قدرتش سلب و مشروط گردد که ....؟
قوه قضاییه زیر نظر او چطور ...؟ سپاه پاسداران چون رکن اصلی نظام را چه باید کرد؟ نیروهای بسیج و پایگاههای سرکوب مردمی چه می‏شود؟
خواهرهای زینب و نیروهای سرکوب مخوف حزب‏الله و ثارالله را چه باید کرد؟ صدا وسیمای حکومتی را چه باید کرد؟ شواری نگهبان باید منحل گردد یا اصلاح؟
مجمع تشخیص مصلحت نظام چه می‏شود؟ نیروهای رعب و وحشت و خفقان اطلاعات چه سرنوشتی خواهند داشت؟ آخوندهای جیره‏خور و مفت‏خور را چه باید کرد؟ آیا این همه را می‏توان اصلاح کرد اگر این‏ها را چون یک معادله ریاضی درآوریم باید بنویسیم اصلاحات + اصلاحات + اصلاحات مساوی است با انقراض رژیم و با چشم واقع‏بین و واقع‏گرا به وضعیت موجود نگریستن برای تغییر و تحول و درست‏کردن جامعه‏ای دمکراتیک و برقراری سیستم دمکراسی پیامدش انقراض رژیم است و تا زمانی که دورنمای اعتراضات مردمی و اندیشه آنان این نباشد هر حرکت سیاسی در چهارچوب آن نظام آب در هاون کوبیدن است.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۱۲ شهریور ۱۳۸۹ خورشیدی