افول امید واهی و ظهور واقعبینی سیاسی، تحلیلی کوتاه
درباره نمایش انتخابات دور دهم ریاست جمهوری در ایران
31-03-1388
رضا فتح اللهنژاد
با اعلام نتایج دور دهم انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری در ایران، مبارزات مردم
ایران در راستای کسب آزادی و دمکراسی، پا به مرحلهی نوینی نهاد که میتوان آنرا
افول امید واهی و ظهور واقعبینی سیاسی در پی نمایش اینبار انتخابات نامگذاری نمود.
در نمایش اینبار انتخابات در کل شاهد سه مرحله بودیم که تجزيه و تحلیل جداگانه هر
مرحله، ما را در تجزیه و تحلیل درست مسائل مربوطه و نیز خوانش صحیح سیر رویدادها
یاریرسان خواهد بود.
مرحله نخست: تقابل انحصارطلبی، امید واهی و واقعبینی سیاسی
در مرحله نخست که شامل ایام پرتب و تاب قبل از روز اخذ رای در 22 خرداد می شود،
طرفداران سه موضع اصلی در برابر همدیگر صف آرایی کرده بودند. موضع اول شرکت در
انتخابات به قصد لبیک گفتن به فراخوان ولی فقیه به هدف کسب مشروعیت کاذب برای رژیم،
تعیین مهرهی مورد نظر رهبر رژیم به عنوان رئیس جمهور و روی کارآمدن دولتی در حد
شان و منزلت استبدادی و تروریستی کلیت نظام بود. موضع دوم تحریمیها بودند که
انتخابات را فرمایشی، صرفا نمایشی جهت کسب مشروعیت برای رژیم استبدادی و ارتجاعی
حاکم و گمراهسازی مبارزه واقعی در راستای بازگشت حاکمیت به مردم میدانستند و
بنابراین آنرا به طور گسترده تحریم کردند. موضع سوم را کسانی اتخاذ کرده بودند که
مجذوب شعارهای پرطمطراق و گاها نامفهوم دو نامزد به اصطلاح اصلاحطلب شدند و به
گمان خود جهت ایجاد تحول بر سر صندوقهای اخذ رای حضور یافتند. مواضع اول و دوم را
می توان مواضع پایدار و موضع سوم را می توان موضع ناپایدار خواند، چرا که شماری از
طرفداران موضع سوم ایستگاه آخر را همان ایستگاه طرفداران موضع اول عنوان می کردند و
شماری دیگر هدف نهایی را همانی عنوان می کردند که طرفداران تحریم بر آن تاکید
داشتند.
مرحله دوم: روز پایانی تقابل مواضع
اعلام نتایج نمایش انتخابات موجب بهت و حیرت طرفداران هر سه موضع مذکور شد. طبق
اعلام وزارت کشور ایران، محمود احمدی نژاد، نامزد انحصارطلبان بیش از 24 میلیون،
میرحسین موسوی نامزد اصلی مدعیان اصلاحطلبی 13 میلیون و مهدی کروبی همراه با محسن
رضایی روی هم رفته حدود یک میلیون رای كسب كردند. بر اساس اعلام همین منبع، شمار
شرکتکنندگان در این دوره نمایش انتخابات بیش از همهی ادوار قبلی و رقمی حدودا 82%
بوده است. پردهی آخر نمایش اعلام آمارهای ساختگی و برنده اعلام کردن نظام جمهوری
اسلامی و نامزد مورد نظر ولی فقیه بود. احزاب و سازمانهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی
هیچکدام ارقام ساختگی مشارکت مردم در این نمایش را قبول نکردهاند و بر اساس اخبار
موثق از منابع محلی میانگین شرکت مردم نهایتا کمتر از 60% بوده است. همچنین، افزودن
دهها میلیون رای ساختگی بر آرای محمود احمدینژاد، اعلام شکست فاحش میرحسین موسوی و
تبدیلکردن امید واهی طرفداران اصلاحات حکومتی به یاس و نومیدی بود. طیفی که دل به
اصلاحات حکومتی توسط نامزدهای مورد تایید دستگاههای انتصابی رژیم خوش کرده بودند،
عمیقا سرخورده شده و تجربه کردند که رژیم جمهوری اسلامی حتی مهرههای وفادار به خود
و نظامش را برنمیتابد، چه برسد به اینکه یارای تحمل اصلاحات گام به گام را داشته
باشد. این مرحله، از سویی تحکیم قدرت تحکمآمیز و ارتجاعی طرفداران موضع اول، یعنی
انحصارطلبان و از سوی دیگر اثبات حقانیت موضع تحریم و واقعبینی سیاسی این طیف را
به دنبال داشت. در این میان فریبخوردگان اصلاحات حکومتی بیش از هر زمانی بر فریبخوردن
و منحرفشدن خود از مسیر مبارزه واقعی و نیز این امر واقف شدند که جمهوری اسلامی
رژیمی اصلاحپذیر نیست.
مرحله سوم: واقعبینی به جای امید واهی
در این مرحله طرفداران احمدینژاد و سینهچاکان ولایت مطلقه فقیه پیروزی تقلب
گستاخانهی خود را جشن گرفتند. تحریمکنندگان، اثبات قدرت تحریم و بالارفتن سطح
واقعبینی سیاسی را به مثابهی گامی مستحکم و اساسی در راستای مبارزات آزادیخواهانه
و دمکراسیطلبانه قملداد کردند. اما طیف سوم، یعنی آنهایی که به خیال تغییر از طریق
صندوقهای رای در انتخابات شرکت کرده بودند، دچار شوک تکاندهندهای شدند. گمراهشدگان
اصلاحات حکومتی چنان در جو ساختگی مرحله اول غوطهور شده بودند که فراموش کردند در
کشوری زندگی می کنند که حرف آخر را نظامی سرکوبگر و ارتجاعی و دستگاه ولایت فقیه می
زند، نه مردم، نه میرحسین موسوی، نه مهدی کروبی و نه کسانی که حوادث اخیر را با
حوادث اخیر در زیمباوه مقایسه میکردند، غافل از آنکه در زیمباوه انسان حداقل اندک
حرمتی دارد اما در ایران نه.
در پی این تقلب بزرگ و سناریوی فریب بزرگ بود که مردمی که از این همه دروغ و فریب
به تنگ آمده بودند به خیابانها ریخته و شعار "مرگ بر دیکتاتور"، "مرگ بر این دولت
مردم فریب" و در واقع خواست تغییر اساسی رژیم را سر دادند.
فرجام کار گسترش دگربارهی بیش از پیش واقعبینی سیاسی است، از این رو دگرباره که
قبلا در پی تجربه 8 سال به اصطلاح اصلاحات دوران خاتمی مردم تا حدودی به واقعبینی
سیاسی گرایش یافته بودند. از این به بعد بخش عمدهی کسانی که فریب اصلاحات حکومتی
را خوردند با اپوزیسیون جمهوری اسلامی همراستا خواهند شد و بر این اصل صحه خواهند
گذاشت که جهت نیل به آرمانهای آزادیخواهانه و دمکراسیطلبانه در ابتدا "باید جمهوری
اسلامی ساقط گردد".