کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: رادیو صدای کردستان ایران

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

.:: سیاست ::.

 

مبارزات کرد با وعده ‎‎و وعیدهای دروغین منحرف نمی‎شود

 

31-03-1388
میترا
ترجمه: کردستان

در دوران هیجان تبلیغات نمایش انتخابات، مجموعه مباحثی مطرح شدند که پس از افول هیجانات و پشت سر نهادن دوران آژیتاسیون کاذب، تأمل و بررسی درست و تشریح جوانب امر لازم است تا شناخت بهتری نسبت به مرحله‎ی کنونی بیابیم.
آنچه هدف این گفتار است، تبلیغات و وعده و وعیدهایی هستند که توسط نامزدهای ریاست جمهوری در مورد حقوق ملیتها در ایران و به زعم آنها "مسئله‎ی اقوام" مطرح شدند و در همین رابطه، شورای فرهنگی رژیم مصوبه‎ای صادر کرد که زبان "اقوام" در دانشگاهها به عنوان "2 واحد اختیاری" تدریس شود.
موضوعاتی که کاندیداتورها مطرح کردند و مصوبه‎ای که یکی از دستگاههای رژیم صادر کرد، بخش عمده‎ی چرایی آنها در محدوده‎ی تبلیغات دوران به اصطلاح انتخابات قابل تحلیل است و در واقع هدف اصلی آن، فریب مردم بود که چنانچه دقیقاً مباحث و دستورات مطروحه را بررسی کنیم، به بی‎محتوا بودن آنها پی خواهیم برد که در ادامه بحثمان به پرده‎برداری از تحریفات و وعده‎های توخالی در این زمینه می‎پردازیم، اما ترجیحاً در ابتدا لازم است درباره‎ی نفس مطرح شدن موضوعی و اعتراف ضمنی رژیم به وجود "مسئله‎ی اقوام" بپردازیم.
از بدو در اختیار گرفتن حاکمیت و در واقع به یغما بردن دستاوردهای انقلاب توسط یک گروه مرتجع وابسته به خمینی، ملت کرد خواستها و آمال خود را که سالهای مدیدی نقض شده بودند و هرگونه سرکوبی علیه‎اش به کار گرفته شده بود، به طور مسالمت‎آمیز مطرح کرد و این ملت متعاقب سقوط رژیم ستمگر سلطنتی، همچون سایر ملتهای ایران خواهان رسیدن به آزادی و عدالت بود، اما خواست صلح‎جویانه‎ی ملت کرد با آتش و آهن و با فرمان جهاد پاسخ گفته شد. از آن زمان که رژیم خمینی حمله گسترده‎ای را به کردستان تدارک دید و کردستان را کاملاً ملیتاریزه نمود تاکنون، رژیم جمهوری اسلامی همیشه از امت واحده اسلامی سخن گفته است و سیاست‎ها، مواضع و تبلیغات رژیم حول محور همبستگی امت اسلامی و نفی وجود مسئله‎ی ملی در ایران شکل گرفته است.
در طول 30 سال انکار وجود و حقوق ملیتها در ایران و به‎ویژه کتمان مسئله‎ی کرد، این ملت آزادیخواه به طرق مختلف و با بیان متفاوت از سیاست فاشیستی و سرکوبگرانه‎ی رژیم فاصله گرفته و از هر فرصتی برای ابراز وجود بهره جسته و هیچگاه از مبارزه‎ی آزادیخواهانه و حق‎طلبانه باز نایستاده است.
30 سال مبارزات همه‎جانبه‎ی ملت کرد علیه جمهوری اسلامی و از نظر دور نکردن حقوق و خواستهایش، جمهوری اسلامی را ناچار به اعتراف به وجود چنین مسئله‎ای کرده است، البته به شیوه‎ی انحرافی خود و به منظور تقلیل خواستهایش در چند بند بی‎محتوا.
در چند سال اخیر و با ایجاد تحولات گوناگون سیاسی و تغییر معادلات سیاسی، دیپلماتیک و استراتژیک، جمهوری اسلامی در مقابل افزایش و تشدید آرمانخواهی و حق‎طلبی ملت کرد قرار گرفته است.
فروپاشی بلوک سوسیالیستی، سقوط رژیم صدام، تصویب فدرالیسم در نظام سیاسی عراق، ورود نیروهای آمریکا به منطقه و بسیاری تحولات سیاسی دیگر ناشی از آن ورود و همچنین رشد مبارزات ملت کرد در همه‎ی بخشهای کردستان و توسعه‎ی مبارزات ملی ـ دمکراتیک در کردستان ایران و توده‎ای‎ترنمودن آن مبارزات که می‎توان در تعطیلی مغازه‎ها و بازارها در شهرهای کردستان به مناسبتهای مختلف و به خصوص در یادمان رهبر ملی، دکتر قاسملو آنرا مشاهده نمود، همگی از مجموعه تحولاتی هستند که جمهوری اسلامی ناچار به مشاهده آنهاست.
در چند ماه گذشته، یکی از مراکز وابسته به یک مؤسسه‎ی رژیم به اسم مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک، گزارشی را برای مؤسسه‎ی متبوعش تهیه نموده بود که منتشر شد و در اختیار مردم قرار گرفت.
در گزارش مذکور علیرغم اینکه اطلاعات نادرست بسیاری درج شده و تلاش شده است حتی اطلاعات عینی نیز تحریف شود، اما به ناچار به وجود مسئله‎ی ملی در کردستان اعتراف کرده و همچنین به این امر اعتراف کرده است که این مسئله بزرگتر و گسترده‎تر از آن است که رژیم قادر به سرکوب و به سکوت واداشتن آن باشد. هرچند در گزارش مذکور و در کل در سیاست رژیم، مسئله‎ی ملی همچون مسئله‎ی قوم و قومگرایی ذکر شده و در واقع قصد تحقیر و توهین به آن را دارند.
در بخشی از گزارش مذکور در صفحه‎ی 24 آمده است:
"... تحولات و تغییرات داخلی معطوف به حوزه قوم‎گرائی کردی در ایران در ابعاد روشن و ابزارهای مبارزاتی، ادبیات رایج، شیوه‎های مبارزاتی، رهبران جنبش، مکانیسم‎های ارتباطی و ... باعث گردیده تا قوم‎گرائی کردی به شکل جدی در جامعه کردستان ایران بازتولید و تشدید شود".
در بخش پایانی گزارش مذکور، تعامل با پدیده‎ی به زعم آنها "قوم‎گرایی" پیشنهاد می‎شود و چند راهکار را به رژیم و نظام جمهوری اسلامی پیشنهاد می‎کند.
همه‎ی مباحث و راهکارهای پیشنهاد شده، جای تأمل و بررسی ویژه دارند تا سیاست جمهوری اسلامی در ابعاد مختلف آن سنجیده شوند، اما آنچه در اینجا مورد بحث این گفتار است، بخشی از راهکارهایی هستند که با تبلیغات دوران نمایش انتخابات مطابقت دارند.
در بخشی از راهکارهای ارائه شده در سطح مناطق کردنشین آمده است:
"1 ـ پر کردن خلاء جریانات سیاسی و فکری در مناطق کردنشین".
منظور از پرکردن خلاء که بعداً به روشهای پرداختن بدان می‎پردازد که از سوی اساتید دانشگاه، هنرمندان و نویسندگان به قول آنها میهن‎پرور اعمال می‎شود، اینست که هژمونی و گفتمان سیاسی غالب که توسط نیروهای سیاسی کردستان هدایت می‎شود که علیه رژیم در مبارزه هستند، باید شکسته شود و افراد و جریانات وابسته به رژیم تحت عنوان گفتمان جدید و فرهنگی در مناطق کردنشین به تبلیغات بپردازند و جایگاه نیروهای سیاسی را اشغال کنند تا اندیشه‎ی سیاسی در کردستان تحت کنترل رژیم قرار بگیرد.
در ماده‎ای دیگر پیشنهاد می‎کند:
"3 ـ جلوگیری از بومی‎شدن دانشگاههای کردستان".
که در واقع این هدف را تعقیب می‎کند که دانشجویان کرد در سرتاسر ایران پراکنده شوند تا امکان سازمان‎یابی و تشکل از آنها سلب شود و نیز از سایر مناطق دانشجو به دانشگاه‎های کردستان اعزام شود تا تفکر و فرهنگ کردی در دانشگاههای کردستان به حاشیه رانده شود.
در یک ماده‎ی دیگر راهکارها در صفحه‎ی 29 می‎گوید:
"4 ـ گسترش تحزب و تضارب جناحی در مناطق کردنشین به منظور تقویت نگاه مردم از موضوعات محلی و قومی به مباحث ملی و کلان کشوری".
این مبحث و بند مهمی است که می‎توانیم در چهارچوب آن، رفتار اخیر نامزدها را تحلیل کنیم و بر این امر مشرف شویم که چرا نامزدهای تعیین‎شده‎ی رژیم جمهوری اسلامی با مطرح کردن چند وعده‎ی بی‎محتوا به بحث "اقوام" می‎پردازند. در واقع جنگ زرگری‎ای که آن کاندیداها به راه انداختند و یکی دو بیانیه‎ی بی‎محتوایی که صادر شد و مصوبه‎ی شورای فرهنگی رژیم، همگی در راستای جلب توجه ملیتهای تحت ستم و به‎ویژه ملت کرد به درون رقابت باندهای رژیم بود تا نیرو و توانایی حق‎طلبانه و آزادیخواهانه‎ی کرد را در کانال رقابت جناحی و باندی و کشمکش غارتگران و جنایتکاران رژیم صرف کنند. در این چهارچوب و در ادامه‎ی این سیاست کلی که رژیم درصدد است توجه مردم را از خواستهای ملی و محلی به سمت مرکز حاکمیت سوق دهد، مطمئناً به چند روز تبلیغات انتخاباتی محدود نخواهد شد، سناریو و نمایش دیگر هم خواهند داشت، توطئه‎های دیگری را در سر می‎پرورانند تا به قول خودشان کرد و سایر ملتها را به حاکمیت و مرکز گره بزنند و نیز دامهای دیگری خواهند گستراند تا با صورتی دیگر و به نحوی از انعا مردم کرد را به مهره یا باندی از رژیم وصل کنند.
اما ملت کرد و نیروهای سیاسی عرصه‎ی مبارزه، آگاهتر از آن هستند که به چنین تحریفات و توطئه‎هایی فرصت دهند.
در ادامه‎ و جهت نشان دادن بی‎محتوا بودن اینگونه توطئه‎ها و برنامه‎های رژیم که در آینده نیز اعمال می‎شوند، بیانیه دو تن از کاندیداها و مصوبه شورای فرهنگی رژیم در این مورد را مختصراً بررسی می‎کنیم.
یکی از بیانیه‎ها متعلق به کروبی بود که تا حدودی شفافتر از آن دیگری، از مسئله‎ی اقوام می‎گوید و به وعده‎های فریبکارانه می‎پردازد که در اینجا چند مورد مهم از آنرا بررسی می‎کنیم.
اول در بخش عقب‎افتادگی اقتصادی "مناطق قومی" وعده داده بود که "... باید سهم آنها از قدرت و ثروت و برخورداری از حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز متناسب با استعدادها و نیازهایش نیز فراهم گردد".
یعنی اینکه آنان باید از این بهره و استعداد برخوردار باشند تا حقوق سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی‎اشان!! اعطا گردد و بهره و استعداد مورد نظر نیز باید توسط کروبی ارزیابی گردد.
دوم: نسبت به ماده‎هایی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی اندکی از حقوق اقوام درج شده و به قول کروبی "معطل" مانده‎اند، کروبی آورده است که سعی خواهد کرد موانع موجود بر سر راه آنها را کنار بگذارد!!، یعنی تعهد نمی‎کند که آنها را اجرا کند و امکانات و هزینه‎ی اجرایی آنها را تأمین کند، بلکه فقط سعی خواهد کرد که موانع را کنار نهد و اگر کنار گذاشته نشدند، اظهار می‎دارد آنها را به مردم و به دادگاه عدل الهی معرفی خواهم کرد!!
سوم: کروبی در بخش دیگری خطاب به مهره‎های وابسته به رژیم در میان کردها که تاکنون کلاهی از این نمر نیافته‎اند چنین وعده می‎دهد: "استفاده از ظرفیت نیروهای شایسته و مجرب اقوام".
چهارم: کروبی در قسمت دیگری در مورد خواندن و نوشتن به زبان مادری، نه تنها آنرا قبول نمی‎کند، بلکه تنها وعده می‎دهد که موانع موجود بر سر راه استفاده!! از زبان اقوام در مطبوعات، رسانه‎های همگانی و تدریس آنها در دانشگاهها را رفع می‎کند.
پنجم: در مورد تحصیل کردها در دانشگاهها می‎گوید موانع تحصیل دانشجویان کرد در دیگر دانشگاههای ایران را برمی‎دارد!، شباهت بسیاری میان این ماده و موارد ذکر شده در گزارش مزبور وجود دارد!
در بیانیه‎ی موسوی نیز به نحوی محدودتر از بیانیه‎ی کروبی، چند ماده‎ی کلی و بی‎معنا درج شده است که بسیار سعی شده در چهارچوب ادبیات جمهوری اسلامی و ولایت فقیه تدوین گردد. مهمترین موضوع نزد موسوی مسئله‎ی مذهبی می‎باشد و دربیانیه جهت ارائه‎ی راه‎حل تنها آمده که لازم است به "تنوع قومی" باور داشته باشیم.
در همین چهارچوب تبلیغات انتخاباتی و نمایشگریها، شورای عالی فرهنگی رژیم نیز، دستوری را صادر کرد و در آنجا مصوب شده است که زبان "اقوام آذری، کرد، بلوچ و ترکمن" در دانشگاهها تدریس شود. نحوه‎ی تدریس آنرا آنقدر محدود ساخته است که تنها تمسخرآمیز است و دیگر هیچ. در مصوبه آمده است که دانشگاهها، در رشته‎های تحصیلی زبان و ادبیات فارسی، 2 واحد اختیاری را به زبان اقوام اختصاص دهند. به عبارت دیگر، دانشجویان رشته‎ی ادبیات فارسی وقتی طی چهار سال کاملاً بر فارسی واقف و بر آن مسلط شدند، آنگاه می‎توانند به طور اختیاری یک درس 2 واحدی را اختیار کنند که تنها برای یک ترم تحصیلی و آنهم هر هفته یک ساعت می‎باشد. کلیه‎ی این روند اختیاری است و همچنانکه در طول چند سال گذشته آزمون شده است، در هر دانشگاه و برای هر ترم و واحد درسی اختیاری، اگر تعداد اختیارکنندگان به سطح لازم نرسد، آن درس حذف خواهد شد!، همچنانکه چند سال قبل در دانشگاه آزاد کردستان واحد اختیاری تصویب شده را حذف نمودند.
بدین ترتیب به این نتیجه می‎رسیم که رژیم جمهوری اسلامی، از هر جناح و از هر باندی، تاکنون و پس از دهه‎ها سرکوب، جنایت، کشتار و ویرانگری موفق به خفه‎نمودن صدای ملتهای ایران و به‎ویژه ملت کرد نشده است و اکنون تحت فشار سیاست جهانی، منطقه‎ای و داخلی و گسترش مبارزات همه‎جانبه‎ی ملی در ایران درصدد کنترل، تقلیل و منحرف‎سازی خواستهای ملیتهای حق‎طلبی‎ برآمده است. این تجربه حدود 30 سال قبل آزموده شده است، آنهم هنگامی که به دنبال حمله‎ی خانمانسوز سپاه خمینی به کردستان و مقاومت قهرمانانه‎ی ملت کرد، خمینی ناچاراً خواستار آتش‎بس شد تا به تجهیزسازی خود برای حمله‎ی دوباره به کردستان مشغول شود. در آن دوران نیز، تلاشی مشابه در راستای تقلیل خواستهای کرد و تحریف آنها صورت گرفت و متأسفانه یک گروه هفت نفره از حزب دمکرات بریدند و برخی از سایر جریانات نیز فریب خورده و همگی با هم به آغوش جمهوری اسلامی پیوستند، اما ملت کرد به مبارزه و مقاومت خود ادامه داد و نهایتا گروهها و جریانات فریب خورده‎ی جمهوری اسلامی پس از مدت کوتاهی آماج هجوم رژیم قرار گرفتند، بخشی از آنها طریق مزدوری و خیانت به مردم را برگزیدند و افرادی از آنها نیز مجبور به سکوت شدند و تاریخ ارزیابی خود را نمود و رژیم نیز همه‎ی وعده‎ و وعیدهایش را به بوته‎ی فراموشی سپرد.
اکنون نیز پس از 30 سال مبارزات ملت کرد، با سرافرازی و افتخار روند آزادیخواهی و رهایی‎طلبی خود را طی می‎نماید و با هیچگونه توطئه‎ی جمهوری اسلامی منحرف نخواهد شد.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۱۲ شهریور ۱۳۸۹ خورشیدی