مبارزات کرد با وعده و وعیدهای دروغین منحرف نمیشود
31-03-1388
میترا
ترجمه: کردستان
در دوران هیجان تبلیغات نمایش انتخابات، مجموعه مباحثی مطرح شدند که پس از افول
هیجانات و پشت سر نهادن دوران آژیتاسیون کاذب، تأمل و بررسی درست و تشریح جوانب امر
لازم است تا شناخت بهتری نسبت به مرحلهی کنونی بیابیم.
آنچه هدف این گفتار است، تبلیغات و وعده و وعیدهایی هستند که توسط نامزدهای ریاست
جمهوری در مورد حقوق ملیتها در ایران و به زعم آنها "مسئلهی اقوام" مطرح شدند و در
همین رابطه، شورای فرهنگی رژیم مصوبهای صادر کرد که زبان "اقوام" در دانشگاهها به
عنوان "2 واحد اختیاری" تدریس شود.
موضوعاتی که کاندیداتورها مطرح کردند و مصوبهای که یکی از دستگاههای رژیم صادر کرد،
بخش عمدهی چرایی آنها در محدودهی تبلیغات دوران به اصطلاح انتخابات قابل تحلیل
است و در واقع هدف اصلی آن، فریب مردم بود که چنانچه دقیقاً مباحث و دستورات مطروحه
را بررسی کنیم، به بیمحتوا بودن آنها پی خواهیم برد که در ادامه بحثمان به پردهبرداری
از تحریفات و وعدههای توخالی در این زمینه میپردازیم، اما ترجیحاً در ابتدا لازم
است دربارهی نفس مطرح شدن موضوعی و اعتراف ضمنی رژیم به وجود "مسئلهی اقوام"
بپردازیم.
از بدو در اختیار گرفتن حاکمیت و در واقع به یغما بردن دستاوردهای انقلاب توسط یک
گروه مرتجع وابسته به خمینی، ملت کرد خواستها و آمال خود را که سالهای مدیدی نقض
شده بودند و هرگونه سرکوبی علیهاش به کار گرفته شده بود، به طور مسالمتآمیز مطرح
کرد و این ملت متعاقب سقوط رژیم ستمگر سلطنتی، همچون سایر ملتهای ایران خواهان
رسیدن به آزادی و عدالت بود، اما خواست صلحجویانهی ملت کرد با آتش و آهن و با
فرمان جهاد پاسخ گفته شد. از آن زمان که رژیم خمینی حمله گستردهای را به کردستان
تدارک دید و کردستان را کاملاً ملیتاریزه نمود تاکنون، رژیم جمهوری اسلامی همیشه از
امت واحده اسلامی سخن گفته است و سیاستها، مواضع و تبلیغات رژیم حول محور همبستگی
امت اسلامی و نفی وجود مسئلهی ملی در ایران شکل گرفته است.
در طول 30 سال انکار وجود و حقوق ملیتها در ایران و بهویژه کتمان مسئلهی کرد، این
ملت آزادیخواه به طرق مختلف و با بیان متفاوت از سیاست فاشیستی و سرکوبگرانهی رژیم
فاصله گرفته و از هر فرصتی برای ابراز وجود بهره جسته و هیچگاه از مبارزهی
آزادیخواهانه و حقطلبانه باز نایستاده است.
30 سال مبارزات همهجانبهی ملت کرد علیه جمهوری اسلامی و از نظر دور نکردن حقوق و
خواستهایش، جمهوری اسلامی را ناچار به اعتراف به وجود چنین مسئلهای کرده است،
البته به شیوهی انحرافی خود و به منظور تقلیل خواستهایش در چند بند بیمحتوا.
در چند سال اخیر و با ایجاد تحولات گوناگون سیاسی و تغییر معادلات سیاسی، دیپلماتیک
و استراتژیک، جمهوری اسلامی در مقابل افزایش و تشدید آرمانخواهی و حقطلبی ملت کرد
قرار گرفته است.
فروپاشی بلوک سوسیالیستی، سقوط رژیم صدام، تصویب فدرالیسم در نظام سیاسی عراق، ورود
نیروهای آمریکا به منطقه و بسیاری تحولات سیاسی دیگر ناشی از آن ورود و همچنین رشد
مبارزات ملت کرد در همهی بخشهای کردستان و توسعهی مبارزات ملی ـ دمکراتیک در
کردستان ایران و تودهایترنمودن آن مبارزات که میتوان در تعطیلی مغازهها و
بازارها در شهرهای کردستان به مناسبتهای مختلف و به خصوص در یادمان رهبر ملی، دکتر
قاسملو آنرا مشاهده نمود، همگی از مجموعه تحولاتی هستند که جمهوری اسلامی ناچار به
مشاهده آنهاست.
در چند ماه گذشته، یکی از مراکز وابسته به یک مؤسسهی رژیم به اسم مرکز مطالعات و
تحقیقات استراتژیک، گزارشی را برای مؤسسهی متبوعش تهیه نموده بود که منتشر شد و در
اختیار مردم قرار گرفت.
در گزارش مذکور علیرغم اینکه اطلاعات نادرست بسیاری درج شده و تلاش شده است حتی
اطلاعات عینی نیز تحریف شود، اما به ناچار به وجود مسئلهی ملی در کردستان اعتراف
کرده و همچنین به این امر اعتراف کرده است که این مسئله بزرگتر و گستردهتر از آن
است که رژیم قادر به سرکوب و به سکوت واداشتن آن باشد. هرچند در گزارش مذکور و در
کل در سیاست رژیم، مسئلهی ملی همچون مسئلهی قوم و قومگرایی ذکر شده و در واقع قصد
تحقیر و توهین به آن را دارند.
در بخشی از گزارش مذکور در صفحهی 24 آمده است:
"... تحولات و تغییرات داخلی معطوف به حوزه قومگرائی کردی در ایران در ابعاد روشن
و ابزارهای مبارزاتی، ادبیات رایج، شیوههای مبارزاتی، رهبران جنبش، مکانیسمهای
ارتباطی و ... باعث گردیده تا قومگرائی کردی به شکل جدی در جامعه کردستان ایران
بازتولید و تشدید شود".
در بخش پایانی گزارش مذکور، تعامل با پدیدهی به زعم آنها "قومگرایی" پیشنهاد میشود
و چند راهکار را به رژیم و نظام جمهوری اسلامی پیشنهاد میکند.
همهی مباحث و راهکارهای پیشنهاد شده، جای تأمل و بررسی ویژه دارند تا سیاست جمهوری
اسلامی در ابعاد مختلف آن سنجیده شوند، اما آنچه در اینجا مورد بحث این گفتار است،
بخشی از راهکارهایی هستند که با تبلیغات دوران نمایش انتخابات مطابقت دارند.
در بخشی از راهکارهای ارائه شده در سطح مناطق کردنشین آمده است:
"1 ـ پر کردن خلاء جریانات سیاسی و فکری در مناطق کردنشین".
منظور از پرکردن خلاء که بعداً به روشهای پرداختن بدان میپردازد که از سوی اساتید
دانشگاه، هنرمندان و نویسندگان به قول آنها میهنپرور اعمال میشود، اینست که
هژمونی و گفتمان سیاسی غالب که توسط نیروهای سیاسی کردستان هدایت میشود که علیه
رژیم در مبارزه هستند، باید شکسته شود و افراد و جریانات وابسته به رژیم تحت عنوان
گفتمان جدید و فرهنگی در مناطق کردنشین به تبلیغات بپردازند و جایگاه نیروهای سیاسی
را اشغال کنند تا اندیشهی سیاسی در کردستان تحت کنترل رژیم قرار بگیرد.
در مادهای دیگر پیشنهاد میکند:
"3 ـ جلوگیری از بومیشدن دانشگاههای کردستان".
که در واقع این هدف را تعقیب میکند که دانشجویان کرد در سرتاسر ایران پراکنده شوند
تا امکان سازمانیابی و تشکل از آنها سلب شود و نیز از سایر مناطق دانشجو به
دانشگاههای کردستان اعزام شود تا تفکر و فرهنگ کردی در دانشگاههای کردستان به
حاشیه رانده شود.
در یک مادهی دیگر راهکارها در صفحهی 29 میگوید:
"4 ـ گسترش تحزب و تضارب جناحی در مناطق کردنشین به منظور تقویت نگاه مردم از
موضوعات محلی و قومی به مباحث ملی و کلان کشوری".
این مبحث و بند مهمی است که میتوانیم در چهارچوب آن، رفتار اخیر نامزدها را تحلیل
کنیم و بر این امر مشرف شویم که چرا نامزدهای تعیینشدهی رژیم جمهوری اسلامی با
مطرح کردن چند وعدهی بیمحتوا به بحث "اقوام" میپردازند. در واقع جنگ زرگریای که
آن کاندیداها به راه انداختند و یکی دو بیانیهی بیمحتوایی که صادر شد و مصوبهی
شورای فرهنگی رژیم، همگی در راستای جلب توجه ملیتهای تحت ستم و بهویژه ملت کرد به
درون رقابت باندهای رژیم بود تا نیرو و توانایی حقطلبانه و آزادیخواهانهی کرد را
در کانال رقابت جناحی و باندی و کشمکش غارتگران و جنایتکاران رژیم صرف کنند. در این
چهارچوب و در ادامهی این سیاست کلی که رژیم درصدد است توجه مردم را از خواستهای
ملی و محلی به سمت مرکز حاکمیت سوق دهد، مطمئناً به چند روز تبلیغات انتخاباتی
محدود نخواهد شد، سناریو و نمایش دیگر هم خواهند داشت، توطئههای دیگری را در سر میپرورانند
تا به قول خودشان کرد و سایر ملتها را به حاکمیت و مرکز گره بزنند و نیز دامهای
دیگری خواهند گستراند تا با صورتی دیگر و به نحوی از انعا مردم کرد را به مهره یا
باندی از رژیم وصل کنند.
اما ملت کرد و نیروهای سیاسی عرصهی مبارزه، آگاهتر از آن هستند که به چنین تحریفات
و توطئههایی فرصت دهند.
در ادامه و جهت نشان دادن بیمحتوا بودن اینگونه توطئهها و برنامههای رژیم که در
آینده نیز اعمال میشوند، بیانیه دو تن از کاندیداها و مصوبه شورای فرهنگی رژیم در
این مورد را مختصراً بررسی میکنیم.
یکی از بیانیهها متعلق به کروبی بود که تا حدودی شفافتر از آن دیگری، از مسئلهی
اقوام میگوید و به وعدههای فریبکارانه میپردازد که در اینجا چند مورد مهم از
آنرا بررسی میکنیم.
اول در بخش عقبافتادگی اقتصادی "مناطق قومی" وعده داده بود که "... باید سهم آنها
از قدرت و ثروت و برخورداری از حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز متناسب
با استعدادها و نیازهایش نیز فراهم گردد".
یعنی اینکه آنان باید از این بهره و استعداد برخوردار باشند تا حقوق سیاسی، اقتصادی،
فرهنگی و اجتماعیاشان!! اعطا گردد و بهره و استعداد مورد نظر نیز باید توسط کروبی
ارزیابی گردد.
دوم: نسبت به مادههایی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی اندکی از حقوق اقوام درج
شده و به قول کروبی "معطل" ماندهاند، کروبی آورده است که سعی خواهد کرد موانع
موجود بر سر راه آنها را کنار بگذارد!!، یعنی تعهد نمیکند که آنها را اجرا کند و
امکانات و هزینهی اجرایی آنها را تأمین کند، بلکه فقط سعی خواهد کرد که موانع را
کنار نهد و اگر کنار گذاشته نشدند، اظهار میدارد آنها را به مردم و به دادگاه عدل
الهی معرفی خواهم کرد!!
سوم: کروبی در بخش دیگری خطاب به مهرههای وابسته به رژیم در میان کردها که تاکنون
کلاهی از این نمر نیافتهاند چنین وعده میدهد: "استفاده از ظرفیت نیروهای شایسته و
مجرب اقوام".
چهارم: کروبی در قسمت دیگری در مورد خواندن و نوشتن به زبان مادری، نه تنها آنرا
قبول نمیکند، بلکه تنها وعده میدهد که موانع موجود بر سر راه استفاده!! از زبان
اقوام در مطبوعات، رسانههای همگانی و تدریس آنها در دانشگاهها را رفع میکند.
پنجم: در مورد تحصیل کردها در دانشگاهها میگوید موانع تحصیل دانشجویان کرد در دیگر
دانشگاههای ایران را برمیدارد!، شباهت بسیاری میان این ماده و موارد ذکر شده در
گزارش مزبور وجود دارد!
در بیانیهی موسوی نیز به نحوی محدودتر از بیانیهی کروبی، چند مادهی کلی و بیمعنا
درج شده است که بسیار سعی شده در چهارچوب ادبیات جمهوری اسلامی و ولایت فقیه تدوین
گردد. مهمترین موضوع نزد موسوی مسئلهی مذهبی میباشد و دربیانیه جهت ارائهی راهحل
تنها آمده که لازم است به "تنوع قومی" باور داشته باشیم.
در همین چهارچوب تبلیغات انتخاباتی و نمایشگریها، شورای عالی فرهنگی رژیم نیز،
دستوری را صادر کرد و در آنجا مصوب شده است که زبان "اقوام آذری، کرد، بلوچ و ترکمن"
در دانشگاهها تدریس شود. نحوهی تدریس آنرا آنقدر محدود ساخته است که تنها
تمسخرآمیز است و دیگر هیچ. در مصوبه آمده است که دانشگاهها، در رشتههای تحصیلی
زبان و ادبیات فارسی، 2 واحد اختیاری را به زبان اقوام اختصاص دهند. به عبارت دیگر،
دانشجویان رشتهی ادبیات فارسی وقتی طی چهار سال کاملاً بر فارسی واقف و بر آن مسلط
شدند، آنگاه میتوانند به طور اختیاری یک درس 2 واحدی را اختیار کنند که تنها برای
یک ترم تحصیلی و آنهم هر هفته یک ساعت میباشد. کلیهی این روند اختیاری است و
همچنانکه در طول چند سال گذشته آزمون شده است، در هر دانشگاه و برای هر ترم و واحد
درسی اختیاری، اگر تعداد اختیارکنندگان به سطح لازم نرسد، آن درس حذف خواهد شد!،
همچنانکه چند سال قبل در دانشگاه آزاد کردستان واحد اختیاری تصویب شده را حذف
نمودند.
بدین ترتیب به این نتیجه میرسیم که رژیم جمهوری اسلامی، از هر جناح و از هر باندی،
تاکنون و پس از دههها سرکوب، جنایت، کشتار و ویرانگری موفق به خفهنمودن صدای
ملتهای ایران و بهویژه ملت کرد نشده است و اکنون تحت فشار سیاست جهانی، منطقهای و
داخلی و گسترش مبارزات همهجانبهی ملی در ایران درصدد کنترل، تقلیل و منحرفسازی
خواستهای ملیتهای حقطلبی برآمده است. این تجربه حدود 30 سال قبل آزموده شده است،
آنهم هنگامی که به دنبال حملهی خانمانسوز سپاه خمینی به کردستان و مقاومت
قهرمانانهی ملت کرد، خمینی ناچاراً خواستار آتشبس شد تا به تجهیزسازی خود برای
حملهی دوباره به کردستان مشغول شود. در آن دوران نیز، تلاشی مشابه در راستای تقلیل
خواستهای کرد و تحریف آنها صورت گرفت و متأسفانه یک گروه هفت نفره از حزب دمکرات
بریدند و برخی از سایر جریانات نیز فریب خورده و همگی با هم به آغوش جمهوری اسلامی
پیوستند، اما ملت کرد به مبارزه و مقاومت خود ادامه داد و نهایتا گروهها و جریانات
فریب خوردهی جمهوری اسلامی پس از مدت کوتاهی آماج هجوم رژیم قرار گرفتند، بخشی از
آنها طریق مزدوری و خیانت به مردم را برگزیدند و افرادی از آنها نیز مجبور به سکوت
شدند و تاریخ ارزیابی خود را نمود و رژیم نیز همهی وعده و وعیدهایش را به بوتهی
فراموشی سپرد.
اکنون نیز پس از 30 سال مبارزات ملت کرد، با سرافرازی و افتخار روند آزادیخواهی و
رهاییطلبی خود را طی مینماید و با هیچگونه توطئهی جمهوری اسلامی منحرف نخواهد شد.