31-03-1388
باران
طی تبلیغات و آژیتاسیون انتخابات فرمایشی دور دهم ریاست جمهوری در ایران، مجموعه
اقداماتی ناموفق در راستای فریب افکار عمومی ایران، به ویژه در مناطق مرکزی اتخاذ
شد تا مردم به جای مبارزه برای ساقط نمودن کلیت رژیم، ولایت فقیه و رهبری علی خامنهای
را مادامالعمر تصور کرده و خود را به بگومگوهای جناحی از جناحهای رژیم و یک مقام
تدارکاتچی سرگرم کنند. این گمراهسازیها به منظور واردآوردن ضرباتی سنگین و
استراتژیک بر پیکر مبارزات مردم اعمال میشد. عبارت مردم در اینجا گویای مردمی است
که در عصر حاضر هرگونه شک و تردیدی نسبت به حقوقشان مزاحی بیش نیست، در حالی که
میرحسین موسوی، پاسدار دیروز و اصلاحطلب اصولگرای امروز هنوز که هنوزه در پی آنست
که آخوندی از حجرهای فتوا دهد که این حقوق حلال است یا حرام. این یکی از تلاشهای
ناکام بوده و هست که مسئله را باز هم به مراجع تقلید پیوند میدهند، در حالیکه بیش
از 100 سال قبل و در دوران انقلاب مشروطه گفتمان سیاسی با تمام موارد ارتجا عیاش،
بازهم از مباحث اکنون جناحهای رژیم مترقیتر بوده است. رئیس جمهور در ایران بیاختیار
است و در واقع مردم را به جنگ بر سر هیچ میکشانند و افرادی نیز از سر اطلاع یا
نادانی دل به این بستهاند که با اینگونه جنگهای زرگری، جمهوری اسلامی را ناچار به
عقبنشینی خواهند کرد. بازهم مجبوریم 8 سال دوران خاتمی را مثال بزنیم که چگونه
خاتمی در ماههای پایانی دوران تصدیاش در مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران، انگشت
خود را به نشانه عصبانیت به سوی دانشجویان دراز کرد و به آنها گفت که خاموش میشوید
یا بگویم خاموشتان کنند. شخصی آمده و ادعا دارد که میخواهد نظام را نجات دهد،
نظامی که ایشان نجات خواهدداد، مگر همانی نیست که هم اکنون طرفداران او را در خون
میغلتاند. شخصی 30 سال سکوت کرده و حالا میگوید سکوت 20 سالهی خودش را شکسته است،
پس 10 سال دیگری که سکوت نکرده بود چه اقداماتی را صورت داده است، به غیر از مشارکت
در قتل، زندانینمودن فرزندان مردم و ویرانسازی خانه و کاشانهی مردم. همین بس که
یکی از نامزدهای تعیینشدهی رژیم همهی افتخارش آن بود که در ایامی که مردم ایران
و کردستان گوشت دم توپ و تانک شده و قتل عام میشدند، ایشان از جانب خمینی اختیار
کامل داشت که جیبهای خالی خود را از بیت المال پر کند.
به همین دلیل بسیاریها درصدد بودند تا اپوزیسیون جمهوری اسلامی و هدف اصلی که
دمکراسی است، فراموش شود و مردم را بر روی چگونگی اجرای قوانین سرکوبگرانه و تحکمآمیز
رژیم به جان همدیگر بیاندازند. اپوزیسیون جمهوری اسلامی عبارت است از احزاب و
جریانات سیاسی عرصه سیاسی ایران که قصد دارند جمهوری اسلامی ایران را ساقط کرده و
به جای این نظام استبدادی و ارتجاعی، یک سیستم سیاسی دیگر را بنا به آرمانها و
اهدافشان تاسیس کنند. در سیستمی که مورد نظر اپوزیسیون دمکرات ایران است، حاکمیت از
آن مردم است، بر مردم تقسیم شده و مشروعیت خود را از مردم میگیرد. نیروی بالقوهی
آحاد مردم و نیروی جوانی که اکنون در میان همهی ملیتها، اقشار و طبقات مختلف ایران
مشاهده میشود، باید در راستای فردایی واقعی و دمکراتیک هزینه شود و امکان
سواستفاده از آن و به هدردادن آن در جنگ میان رفسنجانی و احمدینژاد که هر دو
جنایتکار بین المللی هستند، سلب شود.
وظیفهی کنونی اپوزیسیون دمکراتیک ایران از هر زمانی سنگینتر میباشد و اتحاد و
یکصدایی اپوزیسیون، انرژیبخش مبارزات اساسی و مژدهبخش فردایی روشن و امیدوارکننده
خواهد بود. .31-03-1388
باران
طی تبلیغات و آژیتاسیون انتخابات فرمایشی دور دهم ریاست جمهوری در ایران، مجموعه
اقداماتی ناموفق در راستای فریب افکار عمومی ایران، به ویژه در مناطق مرکزی اتخاذ
شد تا مردم به جای مبارزه برای ساقط نمودن کلیت رژیم، ولایت فقیه و رهبری علی خامنهای
را مادامالعمر تصور کرده و خود را به بگومگوهای جناحی از جناحهای رژیم و یک مقام
تدارکاتچی سرگرم کنند. این گمراهسازیها به منظور واردآوردن ضرباتی سنگین و
استراتژیک بر پیکر مبارزات مردم اعمال میشد. عبارت مردم در اینجا گویای مردمی است
که در عصر حاضر هرگونه شک و تردیدی نسبت به حقوقشان مزاحی بیش نیست، در حالی که
میرحسین موسوی، پاسدار دیروز و اصلاحطلب اصولگرای امروز هنوز که هنوزه در پی آنست
که آخوندی از حجرهای فتوا دهد که این حقوق حلال است یا حرام. این یکی از تلاشهای
ناکام بوده و هست که مسئله را باز هم به مراجع تقلید پیوند میدهند، در حالیکه بیش
از 100 سال قبل و در دوران انقلاب مشروطه گفتمان سیاسی با تمام موارد ارتجا عیاش،
بازهم از مباحث اکنون جناحهای رژیم مترقیتر بوده است. رئیس جمهور در ایران بیاختیار
است و در واقع مردم را به جنگ بر سر هیچ میکشانند و افرادی نیز از سر اطلاع یا
نادانی دل به این بستهاند که با اینگونه جنگهای زرگری، جمهوری اسلامی را ناچار به
عقبنشینی خواهند کرد. بازهم مجبوریم 8 سال دوران خاتمی را مثال بزنیم که چگونه
خاتمی در ماههای پایانی دوران تصدیاش در مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران، انگشت
خود را به نشانه عصبانیت به سوی دانشجویان دراز کرد و به آنها گفت که خاموش میشوید
یا بگویم خاموشتان کنند. شخصی آمده و ادعا دارد که میخواهد نظام را نجات دهد،
نظامی که ایشان نجات خواهدداد، مگر همانی نیست که هم اکنون طرفداران او را در خون
میغلتاند. شخصی 30 سال سکوت کرده و حالا میگوید سکوت 20 سالهی خودش را شکسته است،
پس 10 سال دیگری که سکوت نکرده بود چه اقداماتی را صورت داده است، به غیر از مشارکت
در قتل، زندانینمودن فرزندان مردم و ویرانسازی خانه و کاشانهی مردم. همین بس که
یکی از نامزدهای تعیینشدهی رژیم همهی افتخارش آن بود که در ایامی که مردم ایران
و کردستان گوشت دم توپ و تانک شده و قتل عام میشدند، ایشان از جانب خمینی اختیار
کامل داشت که جیبهای خالی خود را از بیت المال پر کند.
به همین دلیل بسیاریها درصدد بودند تا اپوزیسیون جمهوری اسلامی و هدف اصلی که
دمکراسی است، فراموش شود و مردم را بر روی چگونگی اجرای قوانین سرکوبگرانه و تحکمآمیز
رژیم به جان همدیگر بیاندازند. اپوزیسیون جمهوری اسلامی عبارت است از احزاب و
جریانات سیاسی عرصه سیاسی ایران که قصد دارند جمهوری اسلامی ایران را ساقط کرده و
به جای این نظام استبدادی و ارتجاعی، یک سیستم سیاسی دیگر را بنا به آرمانها و
اهدافشان تاسیس کنند. در سیستمی که مورد نظر اپوزیسیون دمکرات ایران است، حاکمیت از
آن مردم است، بر مردم تقسیم شده و مشروعیت خود را از مردم میگیرد. نیروی بالقوهی
آحاد مردم و نیروی جوانی که اکنون در میان همهی ملیتها، اقشار و طبقات مختلف ایران
مشاهده میشود، باید در راستای فردایی واقعی و دمکراتیک هزینه شود و امکان
سواستفاده از آن و به هدردادن آن در جنگ میان رفسنجانی و احمدینژاد که هر دو
جنایتکار بین المللی هستند، سلب شود.
وظیفهی کنونی اپوزیسیون دمکراتیک ایران از هر زمانی سنگینتر میباشد و اتحاد و
یکصدایی اپوزیسیون، انرژیبخش مبارزات اساسی و مژدهبخش فردایی روشن و امیدوارکننده
خواهد بود.