کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: رادیو صدای کردستان ایران

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

.:: سیاست ::.

 

زبان مادری ملیتهای تحت ستم، زیر شمشیر داموکلس

 

30-11-1388

سلام اسماعیلپور

روز 21 فوریه برابر با دوم اسفندماه، از جانب سازمان علمی ـ فرهنگی ـ آموزشی ملل متحد (یونسکو) به عنوان روز جهانی زبان مادری تعیین شده است. علت و چگونگی تعیین این روز بر می‎گردد به ماه نوامبر 1999 که دولت بنگلادش در نشست سالانه‎ی

یونسکو پیشنهاد نمود، روز 21 فوریه به عنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شود. در چنین روزی در سال 1952 پنج دانشجو و فعال سیاسی بنگلادشی که خواهان تعیین زبان مادری خود، یعنی بنگالی به عنوان زبان رسمی سرزمینی بودند که آن روزها تحت عنوان "پاکستان شرقی" بخشی از قلمرو کشور پاکستان به شمار می‎رفت (لیکن پس از کسب استقلال، نام خود را به بنگلادش تغییر داد) هدف حمله‎ی تروریستی نیروهای امنیتی پاکستان قرار گرفته و جان خود را از دست دادند.
از سال 2000 میلادی، این روز رسماً به عنوان روز جهانی زبان مادری تعیین گردیده و مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز در استقبال از این موضوع، سال 2008 میلادی را به عنوان سال جهانی زبان‎ها تعیین نمود. براساس تعریف یونسکو، "یک فرهنگ صلح‎جویانه، تنها در فضایی می‎تواند بنیاد گیرد که در آن همه حق داشته باشند زبان مادری‎شان را آزادانه و به طور کامل در همه‎ی عرصه‎های ضروری زندگی خود به کار گیرند".
اسناد یونسکو در این زمینه از وجود شش هزار زبان در سراسر جهان خبر می‎دهد که 95 درصد آنها توسط بخش اندکی از جمعیت کره‎ی زمین، یعنی 4% انسانها مورد استفاده قرار می‎گیرند.
سال گذشته (2009) در دهمین سالروز تعیین روز جهانی زبان مادری، "کوشیرو ماتسورا" دبیرکل یونسکو، طی اطلاعیه‎ای بدین مناسبت تأکید نمود که زبان به عنوان عوامل هویت فردی و قومی، محور مرکزی تحقق اهداف آموزشی برای همه جوامع در راستای توسعه‎ی آنهاست و اظهار امیدواری نمود که حکومت‎ها تدابیری اتخاذ کنند که در چهارچوب نظام آموزشی رسمی و غیررسمی آنها و نیز در درون نظام اداری، همزیستی هماهنگ تمام زبان‎های کشور تأمین شود.
در همین زمینه و در ماده‎ی 30 معاهده بین‎الملی حقوق کودک آمده است که: "کودکان اقلیتهای ملی و مذهبی، این حق مسلم را دارند که بنابر فرهنگ و هویت ملی ـ مذهبی خود پرورش یابند و باید در تمامی مراحل زندگی‎شان به زبان مادری خود تحصیل نموده و سخن بگویند".
ملت کرد به عنوان بزرگترین ملت بی دولت در قرن حاضر، میان کشورهایی تقسیم شده که از ابتدای شکل‎گیری نخستین نظام آموزشی مدرن در آنها، دیدگاهی شووینیستی و نژادپرستانه بر سیاستها و اعمال آنان حکمفرما بوده و کوشیده‎اند تا ملل فرو دست خود را در فرهنگ ملت فرادست ذوب و مضمحل نمایند. به همین دلیل می‎توان گفت که آموزش‎وپرورش مدرن برای ملت کرد و سایر ملل تحت ستم منطقه از قبیل آذری، لر، بلوچ، عرب اهوازی، ترکمن، گیلک، مازنی، چرکس، لاز، آسوری و ارمنی یادآور ده‎ها سال سرکوب، تحقیر، انکار و آسیمیلاسیون فرهنگی است.
فرایندی طولانی مدت که در 4 کشور ایران، سوریه، ترکیه و عراق پیش از سقوط صدام حسین همچون یک استراتژی پایدار و ضمانتی برای حفط امنیت و یکپارچگی کشور برای آن برنامه‎ریزی شده و بودجه‎های سرسام‎آور نقدی و هزینه‎های انسانی، سیاسی و طبیعی فوق‎العاده‎ای بدان تخصیص یافته است.
در کشوری مانند ترکیه وجود تنوعات ملی و زبانی انکار شده و زبان ترکی به عنوان میراث آتاتورک و باعث افتخار تمامی افراد، تبدیل به یگانه زبان قانونی و صیانت کننده‎ی هویت ملی برای همگان شده است. در همین راستا ارمنی‎ها مورد کشتار دسته‎جمعی قرار گرفته‎اند، کردها به عنوان بزرگترین اقلیت ملی به ترک کوهی معروف شده‎اند و وجود سایر ملل همانند وجود ملت کرد مورد انکار واقع شده است.
در سوریه، کردها به عنوان کولی و مهاجر بی وطن نگریسته شده و حتی از شناسنامه و حقوق شهروندی نیز محروم شده‎اند، عراق تا قبل از 2003 جزء لاینفک امت عربی بود که در همین راستا ده‎ها بار در چهارچوب عملیاتهای انفال و بمباران‎های شیمیایی برای حذف و نابودی ملت کرد تلاش نمود.
در ایران، با روی‎کارآمدن رضا شاه و ظهور دولت مدرن، زبان فارسی تبدیل به یگانه زبان ملی کشور شده و تمامی ملیتها مجبور شدند که زبان مادری خویش را به عنوان یادگار عصر توحش و بربریت قلمداد نموده و برای رسیدن به تمدن بزرگ، به زبان فارسی بخوانند و صحبت کنند.
سیاست رسمی دولت ایران از آن زمان تاکنون،گسترش زبان فارسی و تحقیر زبان‎ها و لهجه‎های مناطق ملی بوده و طی این مدت تغییر اسامی بومی به زبان فارسی، فشار بر فعالان فرهنگی زبان‎های ملی، انتشار جوکهای تحقیرآمیز علیه آنان و تمسخر این زبان‎ها و معرفی هرگونه نماد هویت‎خواهی ملل مزبور به عنوان نشانه‎ی عقب افتادگی و تجزیه‎طلبی، تبدیل به بخش جدایی‎ناپذیر سیاست حکومت و فرهنگ عمومی جامعه شده است.
قتل صمد بهرنگی، فعال آذری زبان، تنها به جرم تلاش برای آموزش زبان مادری به کودکان آذری و ممنوع‎نمودن مطالعه و حتی نگهداری آثار وی توسط مردم، نماد آشکاری از اراده‎ی شووینیستی حاکم بر زمامداران ایران در عصر شاهنشاهی پهلوی بود.
در ایران پس از روی‎کارآمدن جمهوری اسلامی، اگر چه در ماده‎‎ی 15 قانون اساسی آمده است که:"استفاده از زبان‎های بومی و قومی در مطبوعات و رسانه‎های عمومی و تحصیل آنان به زبان خود در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است".، لیکن حتی در این قانون نیز تحصیل به زبان مادری در مدارس، با هزینه‎ی بودجه‎ی عمومی کشور غیر مجاز بوده و این امر عرصه را برای برخورد سرکوبگرانه‎ی رژیم با هرگونه فعالیت مستقل ملیت‎ها در این زمینه فراهم می‎نماید.
درعرصه‎ی رسانه و مطبوعات نیز بخصوص در شبکه‎های رادیویی و تلویزیونی در جهت آشفتگی و به هم ریختن زبان‎های ملی تلاش شده و رژیم از وجود چند مجله و جریده برای تظاهر به آزادی زبان‎ها و همچنین تبلیغات سیاسی برای خود بهره می‎گیرد.
لیکن در واقع، آزادی زبان مادری به معنای تحصیل بدین زبان، با هزینه بودجه‎ی عمومی کشور از مراحل ابتدایی آموزش و استفاده از آن در اسناد اداری و رسمی حکومت، حداقل در مناطق بومی این زبان‎هاست و نه بهره‎برداری سطحی و مزوّرانه از این زبان‎ها جهت استتار ژینوساید فرهنگی برنامه‎ریزی شده‎ای که همچون شمشیر داموکلس، هر لحظه موجودیت و بقای زبان‎های ملل تحت ستم ایران را تهدید می‎کند.

 

منبع:‌روزنامه "کوردستان"، شماره  527 

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 پنج‌شنبه، ۱۸ شهریور ۱۳۸۹ خورشیدی