|
15-12-1388
کریم پرویزی
هنوز هم بعد از گذشت چند ماه از اعتراضات مردم ایران، تعدادی از اشخاص و جناحهای
سیاسی به اصطلاح آزادیخواه، که در بنیانهای اندیشهاشان تنها شمشیری زنگزده را
لازم دارند تا سر از تن کلام غیر فارسی جدا نمایند و میپنداشتند که با تمجید و
تعریف مطلوب خویش میتوانند جنبش اعتراضی مردم را با خیال خام و زنگارگرفتهی خود
معرفی نموده و پوشاکی همرنگ اوراق کهنه و مندرس اندیشه انحصارطلبانه و انکار و نفی
تفاوتها را بر تنش کنند. در زمانی که زیر ضربات و فشار پتک ولایت فقیه، تمام
آرزوها و تاریخشان مورد تمسخر قرار میگیرد؛ آنها در این برهه نیز علاوه بر اینکه
چیزی به دست نیاوردهاند، امید کسبنمودن آن نیز کمرنگتر شده است، اما در زیر
تمامی آن فشارها، به تبلیغات اندیشهی تمامیتخواه و شوونیستی خود میپردازند و
مردمان دیگر و ملتهای تحت ستم را تجزیهطلب و خواهان تجزیه و تقسیم ایران میخوانند
و در هنگامه تلاش مذبوحانه و در زمان مرگ اندیشه تمامیتخواهانهاشان، ملتهای
ایران را تهدید مینمایند!
چند روز پیش در سایت "تلاش" گفتگویی با داریوش همایون منتشر شده است که در آن
تمام ملتها را با تهاجم فکر مندرسش مورد تهدید قرار داده و دونکیشوتوار بر دیوان
و اشباح حمله میبرد.
جناب همایون در آن گفتگو که پاسخ این سئوال را میدهد که چرا به اصطلاح جنبش سبز
تنها در تهران و یکی دو شهر دیگر محصور مانده و بهخصوص ملتهای تحت ستم ایران بدان
متصل نگشتهاند؟ پاسخ و نظر کسانی که میگویند خواست و مطالبات آنها در آن مدنظر
قرار نگرفته است را به عنوان سخن و دیدگاهی تجزیهطلبانه و قومیتخواهی معرفی نموده
و انتقادکردن از جنبش سبز را بر نتافته، چنان وانمود میکند که به کعبه سنگاندازی
شده و میگوید آنها همان کسانی هستند که میخواهند ایران را تجزیه کنند و هیچ کس حق
ندارد سخن از هرگونه عمل و رفتار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تاریخی تهران
بزند، زیرا تمام ملتهای تحت ستم ایران از سایه همایونی تهران و مرکزنشینان است که
میتوانند اجازه نفسکشیدن را داشته باشند.
جناب همایون راندهشده از تهران، آن چپهایی را که همزمان با لفظ قوم، اصطلاح ملت
را هم به کار میبرند، مورد حمله قرار داده و تاریخ چپ را به خیانت و خدمت به
بیگانگان متهم مینماید. ولی واقعیات حاکی از آن است که چه همایون و همفکرانش
بپسندند یا نه، ملتهای ایران دارای آگاهی سیاسی و ملی بوده و میخواهند در چارچوب
ایرانی دمکراتیک و فدرال زندگی کنند، که نه فرصتی برای اندیشه تمامیتخواهی میماند
نه برای مرامهای شوونیستی.
منبع:روزنامه "کوردستان"، شماره 528
|