کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: رادیو صدای کردستان ایران

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

.:: سیاست ::.

 

کنگره‎ای در راستای ایرانی دمکراتیک و فدرال

 

15-12-1388

رضا فتح‎الله‎نژاد

20 فوریه‎ی امسال مصادف بود با پنجمین سالگرد تأسیس "کنگره‎ی ملیتهای ایران فدرال". در بیانیه‎ی اعلام موجودیت کنگره که از طرف 7 حزب و سازمان ملیتهای تحت ستم ایران به امضا رسیده، آمده است: "ما برقراری حکومت فدرال بر اساس معیارهای ملی و جغرافیایی را به عنوان تنها مکانیسم سیاسی قابل دوام به منظور اعمال

 اراده همه‎ی ملیتها در چهارچوب ایرانی آزاد، دمکراتیک و متحد می‎دانیم". با توجه به اینکه طی پنج سال اخیر، از سویی این کنگره مجموعه فعالیتهای قابل ملاحظه‎ای در سطوح دیپلماتیک و تبلیغاتی داشته و از دگرسوی مسئله‎ی ملیتهای تحت ستم در این مدت بنا به وقایع صورت‎پذیرفته بیشتر برجسته شده است، لذا روزنامه‎ی "کوردستان" بر آن شد تا در مورد چگونگی تأسیس، کار و فعالیتها و جایگاه کنونی و آتی این کنگره در معادلات سیاسی ایران گزارش ذیل را تهیه نماید. جهت بررسی موضوع، با آقای مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران مصاحبه شده است که ایشان از بدو تأسیس کنگره تاکنون در جریان امور کنگره‎ی مزبور بوده‎اند. همچنین با آقایان هدایت سلطان‎زاده، عضو رهبری جنبش فدرال دمکرات آذربایجان و احمد باطبی، فعال و تحلیلگر سیاسی گفتگو شده است.

تأسیس
کنگره‎ی ملیتهای ایران فدرال حاصل شرایطی ویژه و ضرورتی تاریخی بود. در این مورد آقای هجری اظهار می‎دارند: "ایجاد کنگره‎ی ملیتهای ایران فدرال، حاصل کار و فعالیت مداوم چندین ساله‎ی حزب دمکرات کردستان ایران با بسیاری از دیگر سازمانهای سیاسی و مدنی ملیتهای ایران، به‎ویژه ملیتهای تحت ستم ایران بود". آقای هدایت سلطان‎زاده بر این باور است که: "نفس تشکیل کنگره‎ی ملیتهای ایران فدرال بسیار مثبت بود. برای اولین بار بود ملیتهای مختلف ایران توانستند گردهم بیایند، روی یک پلاتفرم مشخص توافق داشته باشند و بتوانند بر سم ضدیت بین ملیتها غلبه داشته باشند و پلاتفرم مشترکی برای مبارزه با جمهوری اسلامی داشته باشند".
چنانچه به بازنگری رسانه‎های کردی‎زبان و فارسی‎زبان در بحبوحه‎ی تأسیس کنگره‎ی ملیتهای ایران فدرال بپردازیم، می‎بینیم در میان احزاب مؤسس، حزب دمکرات کردستان ایران به نوعی فعال‎تر به نظر می‎رسد. آقای هجری در رابطه با نقش حزب دمکرات به "کوردستان" گفت: "ما ضمن تلاش برای ایجاد رابطه با اغلب سازمانهای دمکراتیک ایرانی، سعی بسیاری نمودیم تا ملیتهای تحت ستم را بیشتر به همدیگر نزدیک کنیم. بدون تردید وجود خواست مشترک در بین این ملیتها که رهایی از چنگ نقض حقوق حقه‎اشان و به حاشیه‎رانده‎شدنشان از سوی دو رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی می‎باشد، به دلیل وجود ستم پایدار و مشترک بر آنها، تفاهم بیشتری میانشان ایجاد نموده و لذا کار و فعالیت حزب و سایر جریانات در راستای تأسیس این ساختار خوشبختانه به نتیحه رسید".

موانع پیش و پس از تأسیس
یک روز قبل از تأسیس "کنگره‎ی ملیتهای ایران فدرال" در لندن توسط 7 حزب و سازمان، نشست دیگری در نقطه‎ی دیگری از لندن توسط 14 حزب و سازمان، از جمله مؤسسین کنگره‎ی ملیتها برگزار شد که موجب ایجاد اختلاف بر سر اهداف راهبردی احزاب و سازمانهای ملیتهای تحت ستم شد. آقای هجری در این باره می‎گوید: " در جلسه‎ی اول تعداد جریانات شرکت‎کننده بیش از جریاناتی بودند که کنگره را تأسیس کردند. مانع اصلی در این جلسه و قبل از آن جلسه، وجود تعداد قابل توجهی از سازمانهایی بودند که جدا بر حق تعیین سرنوشت برای ملیتهای ایرانی در شکل استقلال و جدایی از ایران اصرار داشتند که هر یک تحلیل و استدلال خویش را بدین منظور مطرح می‎کردند که مهمترین استدلال به طور کلی به این امر بازمی‎گشت که رژیم جمهوری اسلامی به حقوق ملتها اعتقادی ندارد و مبارزه در راستای کسب این حقوق در چهارچوب این رژیم بی‎نتیجه خواهد بود. این جریانات در واقع تعدادشان بیش از جریاناتی بود که معتقد به ماندگاری در چهارچوب ایران بودند. ما از طریق برگزاری نشستهایی و با تلاش فراوان موفق شدیم بخشی از طیف اول را متقاعد سازیم که تحقق حق تعیین سرنوشت همه‎ی ملیتها در ایران دمکراتیک و فدرال مناسب‎تر و عملی‎تر است. خوشبختانه تلاش‎ها به ثمر نشست و هفت حزب و سازمان مختلف حاضر شدند بر اساس فعالیت برای ایجاد ایرانی دمکراتیک و فدرال طبق برنامه‎ای مشخص که بعداً همگی روی آن به توافق رسیدیم، این کنگره را تأسیس نمایند. اوایل این موضوع مطرح بود که جریانات استقلال‎طلب نیز در جبهه‎ای گردهم بیایند که عملی نشد". آقای هجری به یکی دیگر از موانع پیش روی کنگره اشاره می‎کند و می‎گوید: "به دنبال برداشتن گامهای اولیه و اساسی، مانعی دیگر در ادامه جلسات هفت حزب و سازمان مؤسس ایجاد شد و آنهم تصمیم‎گیری در مورد عنوان اتحاد مذکور بود. اختلافات در این مورد به حدی رسید که حتی احتمال از هم پاشیدن نیز وجود داشت. لذا ما با توجه به پیشنهادات طرفهای درگیر، عنوان "کنگره‎ی ملیتهای ایران فدرال" را مطرح کردیم و خوشبختانه مورد پسند همه‎ی جریانات بود و این مانع نیز برطرف شد. اکنون خوشبختانه تعداد اعضای کنگره به 16 جریان رسیده و این ساختار به غیر از ملت فارس، همه‎ی ملیتهای ایرانی را در بر گرفته است".
آقای سلطان‎‎زاده بر این اعتقاد است که: "درست است که تعداد اعضای کنگره طی پنج سال اخیر بالا رفته و سازمانهای بیشتری گرد آن جمع شده‎اند، ولی به اعتقاد من می‎توانست گامهای جدی‎تری بردارد و خیلی روشنفکری بیشتری در مسیری که باید طی کند، بیاندازد".

عدم حضور ملت فارس
در کنگره
یکی از انتقاداتی که نسبت به "کنگره‎ی ملیتهای ایران فدرال" مطرح می‎شود، عدم حضور احزاب و سازمانهای وابسته به ملت فارس در کنگره است. در مورد چرایی این امر، احمد باطبی بر این اعتقاد است که: "وقتی که شما نام کنگره را می‎گذارید، یعنی فراگیری‎اش در حد وسیعی است و احزاب فارس هم قطعاً جزو این کنگره خواهند بود. اما به نظر من قطعاً جمع‎کردن آدم‎ها باید با نقاط اشتراکشان باشد. بعضی از اقوام و خصوصاً فارس‎ها هم به حقوق در واقع قومیت‎های دیگر و پارچه‎های دیگر ایران معتقداند و پیگیری می‎کنند. اما شاید بعضی از مفاهیم برایشان تعریف‎نشده باشد، برای مثال مفاهیمی مثل ملیت و یا قومیت". آقای سلطان‎زاده، ضمن تأکید بر لزوم روشنگری بیشتر در مورد عملکردها و فعالیت‎ کنگره و مفاهیم، در مورد این امر که "به نظر شما در طول پنج سال اخیر، در نوع نگرش یا دیدگاه احزاب و سازمانهای فارس و یا فعالان سیاسی فارس نسبت به مسئله‎ی ملیتهای تحت ستم که اغلب به عنوان قوم از آنها یاد می‎کنند، هیچگونه تغییری صورت پذیرفته است"؟، می‎گوید: "به نظر من یک تغییر کوچکی در نگرش فکری بوجود آمده، ولی بسیار کم و قبل از آنکه مربوط به تشکیل خود فرمال کنگره‎ی ملیتها باشد، محصول مبارزات داخلی بوده است. در نظر بگیرید در پنج سال گذشته از اهواز گرفته؛ از کردستان و بلوچستان گرفته تا آذربایجان که خودتان می‎دانید سال 85، 30 شهر همزمان بلند شدند، یکی بعد از دیگری به یک کانون آتش تبدیل شده بودند. خوب اینرو نه جمهوری اسلامی می‎توانست نادیده بگیرد و نه خیلی‎های دیگر".
آقای سلطان‎زاده به وجود رویکردهای گوناگون نسبت به مسئله‎ی ملیتهای تحت ستم می‎پردازد و ضمن اشاره به اینکه "کسانی مثل داریوش همایون می‎گویند که اسلحه برمی‎داریم و در کنار جمهوری اسلامی می‎ایستیم"، اظهار می‎نماید: "بعضی‎ها فکر می‎کنند درباره‎‎اش حرف نزنند بهتر است و فکر می‎کنند که مسئله‎ی ملی محصول تهدیدات بیرونی است و در عین حال درک روشنی برای پاسخگویی به مسئله ندارند".

* حقوق فرهنگی
یا حق تعیین سرنوشت
برخی از سازمان‎های فارس به طور کلی وجود مسئله‎ی ملیتهای تحت ستم را که به عنوان "اقوام" از آنها اسم می‎برند، قبول دارند، اما بحث حقوق فرهنگی را مطرح می‎کنند و فدرالیسم را به عنوان سیستم ایران فردا قبول دارند، اما نه فدرالیسم ملی، بلکه اداری. آقای باطبی در این رابطه می‎گوید: "مسئله‎ی حقوق فرهنگی چیزی فراتر از آموزش به زبان مادری است و جزو حقوق اولیه انسانی و حقوق بشر محسوب می‎شود. زبان مادری، زبانی‎ای است که آدم با آن بزرگ می‎شود، فکر می‎کند و به روان آدمها مربوط می‎شود، پس نمی‎توان آنرا در قالب حقوق فرهنگی جای داد. لذا اگر بتوانیم حقوق اولیه‎ی انسانی را به عنوان حقوق بشر و حقوق فرهنگی را جدا کنیم، خیلی راحت می‎توانیم در واقع مشخص کنیم که تکلیف چیست و ابتدا باید بدنبال چه چیزی رفت و اولویت با چیست". آقای باطبی در پاسخ به اینکه "چگونه می‎توان بین این دو تفکر یک نوع همگرایی ایجاد کرد؟"، می‎گوید: "نقاط مشترک زیادی وجود دارد که می‎توان با آنها احزاب را جمع کرد و اول هم حقوق بشر است".
آقای سلطان‎زاده بر این باور است که: "مسئله‎ی زبان جدا از قدرت سیاسی نیست، هیچ جای دنیا مسئله‎ی فرهنگی در خلاء نتوانسته پیشرفتی داشته باشد. اگر بخواهید در کردستان یا در آذربایجان و غیره بچه به زبان خودش بخواند، لازمه‎ی آن داشتن یک سازمان اداری محلی، آموزش و پرورش ملی، پارلمان ملی و پشتش یک قدرت محلی است". در ادامه می‎افزاید: "ما به عنوان کسانی که طرفدار سیستم فدراتیو هستیم، نمی‎خواهیم ایران تجزیه شود، ولی باید مسئله را وارونه دید تا آدم به نقطه‎ی مطلوب برسد. شما می‎بینید که سازمان ملل متحد تعیین سرنوشت را معین کرده و در کلیه‎ی میثاقهای بین‎المللی حقوق بشر این هست که اگر یک ملتی تحت ستم زندگی کرد و حکومتی نتوانست رضایت خاطر ایشان را فراهم کند، در شرایط معینی برای آنها حتی حق جداشدن می‎خواهد، حالا منهای اینکه حکومت محلی و سیستم فدراتیو".
آقای فرج سرکوهی، منتقد و روزنامه‎نگار برجسته‎ی فارس در مقاله‎ای تحت عنوان "تنوع زبان‎های مادری در ایران و وحدت ملی" که به مورخه‎ی 7 اسفند 1388 در سایت "رادیو فردا" منتشر کرده، بر این امر تأکید دارد که: "حساسیت سیاسی زبان مادری در ایران اما نه به زبان‎های کوچکی چون تاتی که زبان‎های بزرگی چون ترکی، کردی، بلوچی، ارمنی و ... برمی‎گردد". ایشان در بخش دیگری از گفتار خویش می‎نویسد: "تجربه‎های موفق آموزش به زبان مادری در کشورهای چندزبانه‎ی جهان نشان می‎دهند که تحقق این طرح در ساختاری که در آن همه‎ی قدرت‎ها در دولت مرکزی متمرکز است، عملی نبوده و ...، جز با گذار از نظام‎های متمرکز به سوی اشکالی از خودمختاری و نظام‎های فدراتیو ممکن نیست".

چشم‎انداز
در پاسخ بدین پرسش که: "نقش ملیتهای تحت ستم در جریان سقوط احتمالی جمهوری اسلامی تا چقدر برجسته خواهد بود و در جریان تأسیس نظام جدید پس از جمهوری اسلامی، کنگره‎ی ملیتهای ایران فدرال از چه وزنی برخوردار خواهد بود"؟، آقای هجری اظهار داشتند: "بنا به ساختار جمعیتی ایران و جغرافیایی که ملیتهای تحت ستم در آنها ساکن هستند، به خصوص این اهمیت جغرافیایی که همگی در مرزهای ایران واقع شده‎اند و با توجه به این واقعیت که کلیه این ملیتها خاک و جمعیتشان بر خطوط مرزی تقسیم شده است و بخشی از آنها که در آنسوی مرزها واقع شده‎اند، دارای کیان و حاکمیت مستقل هستند، می‎تواند هم در جریان ساقط نمودن رژیم و هم در جریان تأسیس یک نظام دمکراتیک که حقوق آنها را رعایت کند، از اهمیت ویژه‎ای برخوردار باشد. بر همین اساس در احتمال چنین تحولی، نقش این کنگره بسیار برجسته خواهد بود و بر این اعتقادم که تنها ساختاری است که می‎تواند موجب یک دمکراسی واقعی در ایران فردا باشد".
آقای باطبی در پاسخ به این سؤال که "با توجه به تغییر و تحولاتی که در هفت هشت ماه گذشته در سطح ایران ایجاد شده و مباحثی که در رسانه‎های مختلف مطرح شده‎اند، فکر نمی‎کنید در بین اپوزیسیون جمهوری اسلامی نوعی همگرایی، چه در تعاریف مفاهیم و چه در عملکردشان ایجاد شده است"؟، ضمن اشاره به اینکه پس از تحلیل نسنجیده‎ی جمهوری اسلامی در مورد انتخابات ریاست جمهوری، فاصله‎ی میان مردم و حکومت بیشتر و بیشتر شده است و "باعث شده بین کسانی که مخالف شیوه‎ی کنونی حکومت ایران هستند و کسانی که موافق هستند، مرزبندی مشخص‎تری شود"، می‎گوید: "قطعاً آدم‎هایی که در یک دسته قرار بگیرند، نقاط اشتراک بیشتری پیدا می‎کنند و به اصطلاح با همدیگر گفتمان می‎کنند". در ادامه می‎افزاید: "افزایش نقض حقوق بشر نیز موجب یک جور همگرایی شده است".
آقای سلطان‎زاده در مورد کار سازماندهی اعضای کنگره‎ی ملیتها در داخل کشور، علاوه بر پرداختن به این امر که چرا سازماندهی سازمانهای کردستانی از سازمانهای دیگر ملیتها بهتر است، بر این نظر است که سازماندهی مردم آذربایجان نیز به نحوی از انحا قدرتمند است و "الان در خود آذربایجان یک جنبش توده‎ای بسیار وسیعی وجود دارد و بلندشدن 30 شهر تصادفی نیست". در ادامه به تفاوت روشهای سرکوب فعالان سیاسی و مدنی ملیتهای تحت ستم از سوی جمهوری اسلامی می‎پردازد و اظهار می‎دارد: "شرایط دیکتاتوری در مجموع تا حدی مانع نمود فعالیت‎ تشکیلاتی می‎شود،. ولی خود جنبش توده‎ای، خُب زمینه‎ی سازماندهی است و بدون آن هیچ حزبی به وجود نمی‎آمد. من نسبت به آینده در این مورد خوشبین هستم".

 

منبع:‌روزنامه "کوردستان"، شماره  528 

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 پنج‌شنبه، ۱۸ شهریور ۱۳۸۹ خورشیدی