قاضی محمد از یک خانواده روحانی برخاسته بود. او در سال 1900 میلادی یعنی در
نخستین سال قرن بیست، قرن شگفتانگیز و پرحادثه، قرن رستاخیز و انقلابهای بزرگ و
آزادیبخش سیاسی و ملی، قرن اختراعات و اکتشافات حیرتانگیز علمی و پیشرفت عظیم
بشریت در شهر کوچک مهاباد چشم به دنیا گشود.در ایام کودکی خانوادهاش امید فراوان
به این کودک
سربزیر و مودب و هوشمند و کوشا داشت. آرزوی خانواده این بود که او مسند قضاوت
را بعد از پدر حفظ نماید. ولی محمد با افکار بزرگ و کردار درست و مرگ شرافتمندانه
خود نهتنها مایه و سربلندی خانواده و مظهر مبارزه حقطلبانه و مورد ستایش خلق کرد
واقع گردید، بلکه نام ارجمندش در ردیف بزرگ مردان تاریخ و شهدای راه حق و عدالت و
آزادی جاویدان ماند. او علوم دینی و فلسفه و ادبیات و عربی را در محضر اساتید بزرگ
شهر خود فرا گرفت و هنوز جوان نو رسیدهای بیش نبود که در علوم متداول عصر تبحر
کامل یافت.
او بجای اینکه به انزوا و گوشهگیری بپردازد، فعالانه به امور اجتماعی پرداخت.
نخستین مدرسه به همت والای او در مهاباد تأسیس یافت. نمایندگی افتخاری معارف
شهرستان را به عهده گرفت. نخستین مؤسسه و بیمارستان شیروخورشید سرخ مهاباد هم در
اثر کوشش و مساعی خستگیناپذیر او بنیانگذاری شد و تحت نظر او اداره میگردید. با
وجود آنهمه فعالیتهای اجتماعی آنی از کسب علم و معرفت و بالابردن سطح معلومات خود
غفلت نورزید. آنوقت میسیونی از مبلغین مسیحی که اکثر آنها آمریکایی بودند در مهاباد
سکونت داشتند. او پیش آنها به آموختن زبانهای خارجی پرداخت. شاید اولین روحانی
مهاباد و حتی کردستان بود که علیرغم تهمتهای بیجا و ناروای مرتجعین با فرهنگیان و
مردم غیرمسلمان آمیزش و رفتوآمد داشت و زبانهای خارجی و آداب و رسوم غربی را
فراگرفت و در اثر آموختن زبان و مطالعه جراید و مطبوعات خارجی و آثار نویسندگان
بزرگ عالم معلومات عمیقی اندوخت و در کتابخانه او قدیمیترین کتابها به زبانهای
گوناگون موجود بود. قاضی محمد از مرگ پدر در مقام قضاوت هم از خدمت مردم غافل نماند
و به کارهای اجتماعی و فرهنگی ادامه داد و محبوبیت عظیمی در میان طبقات جامعه پیدا
کرد. قاضی محمد آدمی سادهپوش، متواضع، نرمخو و بذلهگو بود. او مردی متفکر،
دانشمند سخندان و نکتهسنج بود. شیفته شعر و موسیقی و هنرهای زیبا بود. نویسندهای
زبردست و مورخ و محقق بزرگی بهشمار میرفت.
او روشنفکران و نویسندگان و شعرا را جدا دوست میداشت، به آزادی و دمکراسی عمیقاً
ایمان داشت و به اقلیتهای ملی و مذهبی احترام میگذاشت. به خلق خود صمیمانه عشق میورزید
و بدین سبب پس از برچیده شدن سلطنت رضاخان توجه خود را به کارهای سیاسی مبذول داشت
و با همکاری و همفکری دوستان خود در بیستوپنجم مردادماه 1324 حزب دمکرات کردستان
را تأسیس کرد. در اولین کنگره حزب برنامه پیشنهادی او مورد تصویب قرار گرفت و خود
نیز به رهبری حزب برگزیده شد. حزب دمکرات کردستان در دوم بهمنماه 1324 جمهوری
کردستان را اعلام و پیشوای محبوب خود قاضی محمد را به ریاست جمهوری انتخاب کرد.
تأسیس جمهوری کردستان در بخش کوچکی از سرزمین ایران آنچنان رویداد بزرگی بود و
آنچنان تأثیر شگرف در روحیات خلق کرد برجای گذاشت که پس از گذشت بیش از نیمقرن
هنوز مبارزان کرد در همه بخشهای کردستان یادش را گرامی میدارند و در راه دستیابی
به هدفهایی که این جمهوری در تحقق بخشیدن قطعی به آنها ناکام ماند، مبارزه میکنند.
پیدایش جمهوری کردستان و سقوط نابهنگام آن در عین حال توجه بسیاری از مورخین و
محققین را به سوی خود جلب نمود. به طوری که هنوز هم تحلیلها و ارزیابیهای گوناگون
از آن بعمل میآید.
بدون تردید تأسیس جمهوری کردستان تلاشی بود در جهت تحقق بخشیدن به آرمانهای دیرینه
خلق کرد در دستیابی به حقوق و آزادیهای ملی و بدست گرفتن سرنوشت خویش. انتخاب مقطع
زمانی بعد از پایان جنگ دوم جهانی و همچنین انتخاب منطقه مهاباد برای تأسیس و اعلام
حکومت ملی کردستان نشان از سطح بالای آگاهی سیاسی رهبران جنبش حقطلبانه مردم
کردستان و در رأس آنان پیشوا قاضی محمد دارد.
برخلاف ادعای دشمنان خلق کرد و مخالفان احقاق حقوق و آزادیهای مردم کردستان، انتخاب
شکل جمهوری برای دولت ملی کردستان ایران در مهاباد به دلیل وجود داعیه تجزیهطلبی و
تلاش در جهت جدایی کردستان از ایران نبود و تنها بیانگر نفی نظام سلطنتی بود که
مردم کردستان از مظالم تاریخی آن دل پرخونی داشتند. برای اثبات این مدعی کافی است
بیاد بیاوریم که زندهیاد قاضی محمد بعنوان رهبر حزب دمکرات کردستان، رئیس جمهوری
کردستان و مغز متفکر جنبش ملی کرد در آنزمان در همان روزهای اعلام جمهوری، بارها بر
این نکته تأکید ورزید که برنامهای برای جداکردن کردستان از ایران در کار نیست و
آرمان جنبش کردهای ایران دستیابی به خودمختاری در چهارچوب مرزهای جغرافیایی ایران
است. مسافرتهایی نیز که شخص پیشوا به منظور حل و فصل مشکل کردستان به تهران داشت
تأکیدی مجدد بر این واقعیت بود.
جمهوری کردستان در تاریخ مبارزات حقطلبانه مردم کردستان از جایگاه ویژهای
برخوردار است. هدفهای تحققنیافته آن هنوز هم چراغی فرا راه فرزندان خلق کرد در
مبارزه در راستای دستیابی به حقوق مشروع و عادلانه تودههای مردم کردستان است.
تصادفی نیست که پس از گذشت بیش از نیمقرن از سقوط جمهوری هنوز هم این هدفها سرلوحه
برنامه مبارزاتی حزب پیشوا قاضی محمد، حزب دمکرات کردستان ایران را تشکیل میدهند.
از آنجا که بدون شبههافکار مترقیانه شادروان قاضی محمد راهنمای اصلی شعارها،
سیاستها و بطور کلی خط مشی جمهوری کردستان و بعدها مبارزات آزادیخواهانه مردم
کردستان ایران بوده است، بجاست از درسهایی سخن به میان آید که میتوان از زندگی
مبارزاتی این بزرگمرد تاریخ خلق کرد آموخت. از آنجمله: پیشوا سیاستمداری واقعبین
بود. هیچگاه آرزو را جایگزین واقعیت نمیکرد و در مورد توان و امکانات مبارزاتی
مردم دچار توهم نمیشد. انتخابات شعارها و سیاستهای جمهوری کردستان که شعار
استراتژیک حزب دمکرات کردستان ایران یعنی دمکراسی برای ایران و خودمختاری برای
کردستان نیز از آنها مایه گرفته است، نشان از این واقعبینی دارد.
قاضی محمد یک دمکرات واقعی بود که ایمان به ضرورت استقرار دمکراسی در جامعه را در
عملکردهایش به اثبات رسانده بود. آزادیهای دمکراتیک در کردستان ایران و در قلمرو
جمهوری کردستان که قاضی آن را رهبری میکرد، بهگونهای برقرار شده بود که هنوز هم
در کشورهای منطقه کمتر نظیرش را میتوان یافت. اگر این نکته را بیاد بیاوریم که در
همان ایام ریاست قاضی محمد بر جمهوری کردستان اندک مخالفانشان در مخالفت با او
مقاله مینوشتند و شعر سرودند و آزادانه در میان مردم پخش میکردند بدون آنکه کسی
حق داشته باشد به آنها معترض شود، آنگاه عمق ایمان به ضرورت استقرار رمکراسی را
بهتر درمییابیم.
تشکیل اتحادیههای زنان و جوانان و دیگر اتحادیههای صنفی در دوران جمهوری کردستان
نمونهای دیگر از گسترش دمکراسی در آنزمان و فراهمآمدن شرایط برای شرکت اقشار
مختلف مردم در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی است، بهویژه نباید فراموش کرد که در ایام
حکومت قاضی محمد بود که برای نخستینبار به زنان کرد امکان داده شد که رسماً در
فعالیتهای سیاسی شرکت کنند و حضور خود را در صحنه مبارزات مردمی نشان دهند. قابل
ذکر است که چون در آنزمان مشارکت زنان در اینگونه فعالیتها یکنوع سنتشکنی و مخالفت
با آداب و سنن جامعه کردستان به شمار میرفت قاضی محمد زنان خانواده خویش را تشویق
میکرد که قدم پیش بگذارند و بصورت الگویی برای زنان مبارز و آزادیخوه درآیند.
پایداری بر سر عهد از افتخارات زندهیاد قاضی محمد بود. روز بیستودوم ژانویه 1946
قاضی در میدان "چهار چراغ" به مردم کردستان قول داد که تا واپسین لحظات زندگی به
آرمان خلق کرد وفادار بماند و در این راه حتی از نثار جان دریغ نورزد. وی این پیمان
مقدس را در دشوارترین لحظات حیات خویش، یعنی آنگاه که در زندان استبداد به زنجیر
کشیده شده بود و آنگاه که در بیدادگاه نظامی محاکمه می شد بیاد داشت. او برای یک
لحظه هم که شده در دفاع از آرمان خلق کرد تردید به خود راه نداد و سرفرازانه از
اقداماتی که برای رهایی خلق کرد از زنجیر استبداد به عمل آورده بود، دفاع کرد و به
شهادت افسران رژیم شاهنشاهی، در بیدادگاه نظامی در واقع این قاضی محمد بود که کل
نظام سلطنتی را محاکمه میکرد و نه بلعکس.
این حقیقت در دل تاریخ کردستان ثبت است که قاضی محمد تنها با نوشتن چند سطر تقاضای
عفو از محمدرضا شاه میتوانست از مجازات اعدام بخشوده شود و آزادی خود را بازیابد.
اما وی از تسلیم در مقابل مرگ سر باز زد و از سر فرودآوردن در پیشگاه استبداد ابا
کرد. ترجیح داد که با رفتن بر سر دار مزدوران رژیم شاهنشاهی و دشمنان حقوق و
آزادیهای مردم کردستان را با همه غرور و نخوتی که از خود بروز میدادند در زیر پای
خویش ببیند.
درس دیگری که شایسته است از قاضی محمد آموخت، نفیالتجاء به بیگانگی بود که یک روز
بنا به مصلحت با وی از در روستی درآمدند، اما همینکه منافع آنها طوری دیگر ایجاب
کرد از پشت به وی و به حکومت تحت رهبریش خنجر زدند. برای پیشوا میسر بود که همانند
سران حکومت ملی آذربایجان به اتحاد شوروی بگریزد و از گرفتار آمدن در قبضه مزدوران
ارتجاع بپرهیزد. اما وی از این پناهجویی ابا نمود و الهام شده بود که اگر به شوروی
پناهنده شود همانند رهبران حکومت آذربایجان در یک تصادف اتومبیل یا حوادثی از این
قبیل کشته خواهد شد، بدون آنکه نام نیکی از خود به یادگار گذارد.
در سپیدهدم دهم فروردین ماه 1326 مطابق با 30 مارس 1947 قاضی محمد و برادرش صدر
قاضی و عمویش سیف قاضی به چوبه دار آویخته شدند. در این روز میدان چهار چراغ شهر
مهاباد شاهد یکی از مهمترین و دردناکترین رویدادهای تاریخ خلق کرد بود. در آنروز
قاضی محمد پیشوای محبوب جمهوری کردستان و سردار دلیر و تسلیمناپذیر خلق کرد نقش
تاریخی دیگری بعهده گرفت. او کاروانسالار شهیدان کردستان گردید.
باین امید که رهروان راه پیشوا قاضی محمد خصلتهای این رهبر برگزیده را سرمشق خود
قرار دهند و از زندگی و مبارزات او درسها بیاموزند.