کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: شهید دکتر عبدالرحمن قاسملو ::.

 

نسرين قاسملو: من همواره عشق و علاقه‌ی ویژه‌ای به پیشمرگ داشته‌ام
مصاحبه کوردستان: با بانو نسرین قاسملو، همسر باوفای زنده‌یاد دکتر قاسملو

 

03-05-1386

مصاحبه: رحيم رشيدى ـ سوئد
سرکار خانم نسرین قاسملو در ابتدا از شما سپاسگذاریم که این فرصت را در اختیار ما گذاشتید که پیرامون خاطرات تلخ واقعه‌ی غم‌انگیز و فراموش‌نشدنی "وین" این گفتگو را با شما برای روزنامه‌ی کوردستان، ارگان کمیته‌ی مرکزی حدکا، انجام دهیم.
نسرین خانم: من هم خوشحالم با "کوردستان" مصاحبه می‌کنم، روزنامه‌ای که خاطرات زیادی با آن دارم.

س: هیجده سال از ترور دکتر قاسملو و همراهانش می‌گذرد، این مدت بدون دکتر چگونه بر شما سپری شده است؟

ج: در مدت این 18 سال سنم بالا رفته و وضع تندرستیم رو به بدی نهاده است. اما ارتباط من با ملت کرد به سردی نگراییده است و هرگز احساس نکرده‌ام که برای کردها فردی خارجی باشم. من همه‌ی کار و فعالیتهایم برای کرد و کردستان بوده و خودم را از آنها جدا نمی‌بینم.
س: در شرایط کنونی ارتباط شما با حزب دمکرات کردستان ایران چگونه است؟
ج: وقتی فهمیدم دوباره انشعاب رخ داده در حقیقت ناراحت شدم. من احترام خاصی برای حدکا قایلم. به خصوص که قاسملو در این حزب نقشی چشمگیر و مشخص داشته است. من طرفدار ملت هستم و حامی کسانی هستم که ملت را به جلو می‌برند.
س: بگذارید سوالی ویژه خدمت شما مطرح کنم، عده‌ای از مجموعه کسانی که در این اواخر از حدکا جدا شده‌اند، قسمت زیادی از تهمت‌هایی را تکرار کرده‌اند که جداشده‌گان بعد از کنگره‌ی 8، به شهید قاسملو و شرفکندی نسبت می‌دادند و آنها را دیکتاتور می‌نامیدند، شما از نزدیک این رهبران را می‌شناختید، آیا آنها دیکتاتور بودند؟
ج: من در همه‌ی زندگیم دیدن و شنیدن را از هم جدا کرده‌ام، ببخشید، من خیلی وقتها با رهبر محبوبت دعوام شده است. ببينيد، باید در دوران جنگ نظم وجود داشته باشد. من با وجود اینکه عضو حزب نبودم اما مقررات حزبی را لحاظ و رعایت نموده‌ام. اگر قاسملو می‌گفت بیرون نروم، بیرون نمی‌رفتم در آن شرایط خودتان بهتر می‌دانید که جنگی بزرگ در کار بود. حزب نیازمند نظم و مقررات بیشتری بود. در حالی که شرایط فعلی برای ماندگاری در حزب بسیار بهتر و مساعدتر است. من خودم با آنکه خیلی از چیزها را قبول نداشتم، اما به جای بهانه‌تراشی و کارشکنی، همکاری می‌کردم. به هر حال برایم سخت است قاسملو و شرفکندی را دیکتاتور بدانم، در همان حال من از انشعاب بیزارم.
س: در سالهای اخیر مجموعه اسنادی به دست آمدند که نشان می‌دهند محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری کنونی جمهوری اسلامی ایران عضو گروه ترور دکتر و همراهانش بوده، در این باره بفرمائید چه چیزی برای گفتن دارید؟
ج: زمستان و تابستان آن سال، یعنی سال به انجام رساندن ترور دو تیم ترور به کشور اتریش آمده‌اند، برای اینکه ترور حتماً سر بگیرد. گفته می‌شود مسئول تیم دوم گروه ترور احمدی‌نژاد بوده است. بزرگیان یعنی یکی از تروریستها پیشتر موتوری برای تسهیل امور خریده بود که به همراه بعضی اسناد دیگر بعد از ترور در یک آشغالدانی به دست پلیس افتادند. اما حقیقت این است که دولت اتریش نمی‌خواست هیچ همکاری با ما داشته باشد، حتی اجساد شهیدانمان را به زور به ما تحویل داد. چونکه دولت اتریش می‌ترسید که مسئله‌ی فروش تسلیحاتی که در زمان جنگ ایران و عراق به طور قاچاق به دولت عراق فروخته بود، برملا شود. اما می‌خواهم این را هم بگویم که رسانه‌های اتریش طرفدار ما بودند.
س: با این اوصاف، سخنان "پیتر پیلز" عضو پارلمان اتریش که درباره‌ی این ترور و نقش احمدی‌نژاد در آن اظهار داشته را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ج: دو سال پیش مطلع شدم کسی از کاربدستان دولت ایران فرار کرده و اطلاعات زیادی درباره‌ی ترور وین با خود دارد. من با دستگاههای مرتبط با این قضیه در اتریش حرف زدم سپس در اتریش دوستی روزنامه‌نگار دارم که او را هم آگاه ساختم. به ظاهر آن فرد "بنی‌صدر" را هم دیده بود. اما متأسفانه بعدها باخبر شدم که مدارک و اسناد آنچنان مستند و قوی نیست که پرونده‌ی ترور وین را دوباره به جریان بیاندازد. ولی دولت اتریش از همان ابتدا همکاری لازم را برای اجرای عدالت در این باره با ما نداشته است. در گذشته و در آن موقع آقای "فیشر" رئیس جمهوری فعلی دولت اتریش و رهبر آن موقع حزب سوسیال دمکرات طرف ما را می‌گرفت و می‌گفت: دولت درباره‌ی ترور بی‌اهمیتی نشان می‌دهد. اما دوست دارم همگان را از این آگاه سازم که روزی فرا می‌رسد حقایق مربوط به این ترور، نمایان شوند و مردم از همه‌ی زوایای امر باخبر شوند.
س: راستی خانم نسرین، خاطره‌ای با کاک عبدالله دارید که برای ما تعریف کنید؟
ج: کاک عبدالله قادری‌آذر در واقع مثل پسر من بود، مشخصاً این احساس دو طرفه بود. او هم سن بچه‌های من بود. آخرین باری که با قاسملو بود برگشت و با خنده‌ای بر لب به من گفت که او و قاسملو با هم شهید می‌شوند. این حرفش همیشه در گوش من نجوا می‌کند.
س: خانم نسرین، به نظرم 22 تیرماه امسال مردم کردستان سوای تعطیل‌کردن مغازه‌ها و بازار، با توجه به فراخوان حدکا قرار است که ساعت 10:00 تا 10:03 دقیقه‌ی شب چراغ منازلشان را خاموش نمایند، تا به این شکل یاد و خاطره‌ی قاسملو را گرامی داشته و مخالفت خود را یا ترور و قتل‌ و عام ابراز دارند، در این باره چه نظری دارید؟
ج: به راستی از شنیدن این خبر بسیار خوشحالم. برای این حرکت آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم بدون هیچ خشونتی به پایان برسد. در حقیقت قاسملو مخالف خشونت بود، من هم همینطور. موفقیت این تجربه برای مبارزات آشتی‌طلبانه‌ی کردها و دیگر ملیت‌های ایرانی مهم و در همان حال دستاوردی عظیم است.
س: مردم کرد برای شما به جهت اینکه سرکار همسر دکتر قاسملو بودید و از طرفی دیگر برای تحقق اهداف جنبش کرد خیلی تلاش نموده‌اید احترام خاصی قایلند، برای نمونه در آغاز این گفتگو فرمودید که خاطرات زیادی با "کوردستان" دارید، خواهشمندم درباره‌ی این خاطرات و خدماتی که به مسئله‌ی بر حق کرد کرده‌اید مطالبی چند را ایراد بفرمایید؟
ج: من افتخار می‌کنم توانسته‌ام راهی دور و دراز را با قاسملو بپیمایم و اگر توانسته باشم او را کمک کنم. هیچ کس نمی‌تواند این را کتمان کند که قاضی راه مبارزه را مشخص نموده، قاسملو تثبیت کرده که حزب شایستگی به دست گرفتن حاکمیت را دارد. قاسملو با به میان آوردن برنامه‌ای مدون، با پافشاری بر حقوق برابر زن و مرد، جدا از جنگی که بر حزب تحمیل گشت همه‌ی اعضای حزب و حتی مردمان دیگر را هم خیلی هشیار ساخت. خاطرات من با "کوردستان" اگر اشتباه نکرده باشم به سال 1954 میلادی باز می‌گردد، آنموقع ما در تهران به شکل مخفیانه زندگی می‌کردیم. می‌دیدم که قاسملو بسیار مشغول نوشتن است و بعد نوشته‌ها را برای چاپ می‌برد، در آنزمان کار چاپ و توزیع روزنامه خیلی دشوار بود، پس من هم به همکاری با او مشغول شدم البته بیشتر، کارهای فنی و تدارکاتی بر عهده‌ی من سپرده شد، بعدها کار توزیع هم همراه با همکاران قاسملو برعهده‌ی من بود. قاسملو در آن موقع خیلی تلاش می‌کرد "کوردستان" 2 ماه یکبار پخش بشود، اکنون بسیار خوشحالم که می‌بینم اینگونه پیشرفت کرده است. آرزومندم پیشرفت بیشتری داشته باشد، لازم است این را هم بگویم که در پراگ به چاپ و توزیع روزنامه تا زمانی که به پاریس آمدیم ادامه دادیم.
س: در خاتمه چه پیامی برای اعضای حزب دمکرات کردستان ایران و خانواده‌ی شهیدان دارید؟
ج: من همواره عشق و علاقه‌ی ویژه‌ای به پیشمرگه داشته‌ام، پیشمرگه کسی است که می‌داند چکار می‌کند و برای چی پیشمرگ شده است. سلام و ادای احترام دارم به خانواده‌‌های حزبی و احترام و ادب خود را نثار شهیدان و خانواده‌هایشان می‌نمایم و می‌دانم که همیشه در درون خودشان درد جانسوزی را نگه داشته‌اند. آرزوی آسودگی و سربلندی برایشان دارم و خواسته‌ام این است که همچنان به مبارزه ادامه دهند.

 

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۱۴ تیر ۱۳۸۷ خورشیدی