|
سیاسی كه شعار دمكراسی را
سرمیدهند و نه از طرف حكومتهایی كه خود را قانونگذار عدالت و دمكراسی میدانند،
پشتیبانی و حمایت آنچنانی از زنان دنیا شده است.
زنان قرنهاست كه سركوب شده اند
و از آنها فرصت تعلیم و تربیت و كارآموزی گرفته شده است و آنها را از مراكز قدرت،
یعنی حوزه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دور نگه داشتهاند، زیرا كه آنان را موجودی
حقیر به لحاظ جسمانی و عقلانی ، دانستهاند. این اعتقادات اشتباه و متعصّبانه در
جامعهی مرد سالار منجربه این باور شده است كه زنان نه تنها با مردان برابر نیستند
كه از آنها كمتراند.در بحثهای روزمره، با نكتههای بسیار زیاد و حسّاسی مواجه میشویم
كه نمیتوان بیتفاوت از آنها گذشت .چندی پیش، به اتّفاق همسرم به دیدار یكی از
دوستانم رفته بودیم و در آنجا بحثی در مورد زنان و مردان پیش آمد و یكی از مهمانها
شروع به حرفزدن در مورد زنان كرد و میخواست ازطریق بیان كردن اینكه زنان
مغزكوچكتری به نسبت مردان دارند این را ثابت كند كه زنان دید و نظر آنچنان گستردهای
نسبت به مسائل روز ندارند.من سعی كردم خیلی خونسردانه جواب وی را بدهم، من مخالف
این نیستم كه شاید از لحاظ وزن مغز تفاوتی وجود داشته باشد، بلكه مخالف این هستم كه
وزن مغزنمی تواند تأثیری در استدلال و تعقّل داشته باشد.
در میان حرفهایم اشارهای به مغز دانشمند بزرگ اینشتاین كردم كه وزن مغز وی دویست
گرم كوچكتر از یك مغز (*article: le mystère cerveau d’Einstein) ،می توان معمولی
بوده است و با این مغز اسرارآمیزی كه داشته این را ثابت كرد كه كوچكی یا بزرگی مغز
نمیتواند معیاری برای قضاوت كردن درجه عقل و شعور انسانی باشد این مثال كوچكی بود
در مقابل تمامی خرافات غلط كه در جامعهی امروزی ما به چشم میخورد. خیلی وحشتناك
است كه در قرن بیست و یكم افرادی با این طرز تفكّر داشته باشیم متأسفانه دربسیاری
از كشورهای اسلامی و همچنین در میان برخی از ملتّها ، هر گاه زنان متوجّهی نیازها
و خواستههایشان می شوند و برای تغییر وضعیت موجود تلاش می كنند، آنان را به
تأثیرپذیری از غرب و رجوع به اندیشه های غیربومی، متهّم میكنند. به همین دلیل زنان
مسلمان برای تغییر وضعیّت خود نه ایدئولوژی داخلی دارند و نه میتوانند از تجربههای
رخ نموده در غرب بهره گیرند و این میتواند دلیل خیلی مهمّی برای ثابت كردن اینكه
در اینجا باید تأكید نمود كه منظور این نیست كه زنان مسلمان نمیتوانند استقلال
فكری داشته باشند و یا نمیتوانند در زمینههای مختلف پیشرفت كنند، بلكه هدف اینست
كه زنان در دین اسلام موجب هجوم واقعی قرار گرفتهاند و قا نون كشورهای اسلامی حقّ
و حقوق زنان را به رسمیّت نمی شناسد و اگر لازم باشد كه سزایی برای هر جرمی وجود
داشته باشد باید این سزاها بطور یكسانی برای هر دو طرف به اجرا درآیند. متأسفانه در
دنیای غرب هم آنچنانی كه تصوّر میشود حقّ زنان رعایت نمیشود و تنها فرق دنیای
غرب با شرق از نظر حقوق زنان اینست كه در قانونهای نوشته شدهی دنیای غرب زنان و
مردان از یك حقوق یكسان برخودار هستند، اگر به شیوه زندگی كردن و كاركردن زنان و
مردان سویسی (چون من بیشتر با شیوه زندگی كردن مردمان این كشور آشنایی دارم) بنگریم،
برای یك شغل مشخّص، زنان و مردان از یك حقوق مساوی در آخرماه برخوردار نیستند و
یكبار دیگر مردان با چند درصد افزایش حقوق نسبت به زنان، قدرت و اقتدار خود را به
رخ زنان میكشند. به امید اینكه زنان ما بتوانند با جنبشهای فعّالانه خود،
دیدهگاههای پست و ناعدالتی را درباره زنان تغییر دهند. و با آرزوی اینكه جامعهای
خلق شود كه در آن زن همچون مرد، فضایل و ارزشمندیهای خود را داشته باشد و مانند یك
انسان قابل ارزش و احترام باشد. از تمامی حزبها و ٱرگانهای سیاسی هم تقاضا میكنم
كه هر چه بیشتر زنان را به فعّالیّت در بخشهای گوناگون دعوت نماید.
روز جهانی زن مبارك باد.
ناسكه افخمی،سویس
*www.amnessie.org /le-mystère-du-cerveau-Einstein-286k |