|
ایدههای نادرست به نسبت
زنان، همراستایی و موازات با مردان و نه گفتن به تبعیض جنسی، حکمرانی برخی از
دولتها، دستگاهها و مراکز اصلی تصمیمگیری جهانی را بر دوش و در دست گیرند.
اما در کردستان کولونیال، زن
کرد جدای از ستم جنسی، اصلیترین قربانی همیشگی ستم ملی و تصفیهی نژادی بوده است.
ما اگر نظری گذرا به تاریخ 200 سال اخیر ملت کرد بیاندازیم، حاکی از آنست که در
نتیجهی سیاست، انتقال دادن، تعریب، انفال، کشف حجاب رضاخانی و ملتسازی آتاتورک،
شیمیاییباران و کوچهای جمعی، زنان و کودکان روبهروی دهشتناکترین حوادث گشتهاند
که این وضعیت غالب و شرایط بهوجودآمده، تأثیرات بسیار مخرب و منفی بر شخصیت فرد
کرد و جامعهی کردستان به طور عام و مناطق بحرانزده به طور خاص داشته است، به طوری
که اسناد تاریخی روایتگر آنند که در جامعه کنونی کردستان برخی پدیدههای ضد ارزش و
اعمال متضاد با شئونات انسانی تحت لوای آیین و ناموسپرستی روی میدهند که هیچگونه
سنخیت و همخوانی بنیانی با فرهنگ کردی و اخلاقیات انسان کرد ندارد. هرچند در موازات
مبارزهی ملی کرد در اواخر سدهی نوزدهم و اوایل قرن بیستم، پیشاهنگان مبارزهی
روشنفکری و فرهنگی به نسبت تواناییاشان برای سازماندهی و ارگانیزهنمودن نیروی
زنان نیز تلاش نمودهاند. اما در جامعهای که میهن، حقوق، زن و مرد، همه با هم آماج
انکار، خشونت، چپاول و ویرانگری قرار داشتهاند، فرصتی آنچنانی برای اهمیتدادن به
این مسئلهی ضروری، اصلی و غیرقابل چشمپوشی دست نداده است. اگرچه از همان اوایل
سدهی بیستم، نخستین سازمان زنان کرد در استانبول تأسیس و جهت آگاهی بخشی به زنان
کرد آغاز به کار نموده است، همچنین در زمان جمهوری 1946 کردستان، اولین سازمان
زنان کردستان ایران تحت عنوان "اتحادیهی زنان دمکرات کردستان" تشکیل گردید، یا
اینکه توجه و ارزش دادن به مسألهی زن و خواست رعایت حقوق انسانی و مشارکت او در
امور اجتماع و برجستهنمودن این موارد، در ادبیات قرن نوزده و بیستم ملت کرد با
شفافیت هرچه تمامتر تجلی یافته، اما همچنانکه میدانیم روی دیگر استعمارگری، بیسوادی
و جامعهی بسته و واپسگرایی میباشد، متأسفانه به علت وجود این دلایل، جامعهی
کردستان نتوانست به درستی فرصتهای بهوجودآمده را مصادره به مطلوب نموده و به خدمت
خویش گیرد. از سوی دیگر برداشت غلط از آیین و اعتقاد به تفسیر انحرافی و متناقض با
کرامت و منزلت انسانی، مانعی مهم بر سر راه زن کرد بوده، این عوامل سبب گشته، که زن
کرد همزمان از سه جهت متفاوت، 1ـ رژیمهای اشغالگر و استبدادی، 2ـ خود زنان و
خانوادههایشان و، 3ـ جامعه، در معرض تهدید و خطر قرار گرفته و به شکلی از اشکال
حقوق انسانیاشان نقض گردد.
زنان کرد که سالهای متمادی در مبارزهی سازمانی درون شهری و مبارزهی مسلحانهی
کوهستان شرکت جسته و الگوهایی همچون: "میناخانم"، "زرافشان خانم"، شهید "لیلا
قاسم" و هزاران نمونهی دیگر داشته و دارند، پس از تغییر متدهای مبارزه و
اهمیتدهی بیشتر به مبارزهی درون شهری و ارگانیزهنمودن پتانسیلهای داخلی و
فعالیت روشنفکری، روبهرو گشتن با به انزواکشیدن زنان و فرهنگ پدرسالاری و
برتریجویی مردان که متأثر از قوانین و سیاستهای رژیمهای حاکم بر کردستان بود،
زنان کرد نیز پس از تجارب و تحصیلات آکادمیک یا خودساختگی و پرورش انقلابی، با
شجاعت و قاطعانه پای به میدان نهادند. زنان کرد در طول دو دههی اخیر، هم در اروپا
و سنگرهای محل تجمع انقلابیون، هم در داخل کشور توانستند نقش عالی، تأثیرگذار و
فعال بازی کنند، اما به هیچ وجه و با توجه به آمار زنان و شرایط زمانی و امکانات
موجود، نمیتوانیم مبارزه و حضور زنان کرد را چه در صفوف جنبش ملی و چه در عرصهی
روشنفکری و فمنیستی، تمام و کمال برآورد نماییم، زیرا زنان صاحب نیرویی بالقوه
هستند که تاکنون به شیوهای درخور به فعلیت درنیامده است، بنابراین میتوانند با
حضور گستردهتر خویش در عرصههای مختلف مبارزه، به نتایج و دستاوردهای ارزندهتری
دست یابند.
8 مارس، روز جهانی زن، همچون بسیاری از مناسبتهای دیگر در ایران رسمیت نیافته و
نوعی از ممنوعیت شاملش شده است. اما زنان نستوه کردستانی و ایرانی طی این چند سال
بدون توجه به تهدیدات و شاخ و شانه کشیدنهای رژیم، با اجتماع در مراکز غیردولتی
مرتبط با زنان یا مراکز تفریحی شهرها، این روز را گرامی داشتهاند، اگرچه همیشه هم
با سرکوب نیروهای رژیم روبهرو شده و اجتماعاتشان برهم زده شده است که آخرین
نمونهی آن، برهمزدن و دخالت در سه تجمع جداگانهی پاسداشت 8 مارس 2007، در شهر
سنندج بود.
زنان کردستان ایران که طی یک دههی اخیر دوش به دوش دیگر طبقات و اقشار جامعه، در
تمامی صحنههای مبارزهی مدنی و جوانب مختلف آن شرکت جستهاند، همزمان نیز سعی
کردهاند که فعالیتهایشان را سازماندهی نمایند. تأسیس "کانون زنان کرد مدافع صلح
و حقوق بشر" با شعار "حقوق زنان، حقوق اقلیتهای ملی = حقوق بشر"، تأسیس "انجمن
زنان آذرمهر"، "مرکز فرهنگی زنان" و ...، مشارکت فعالانهی زنان کرد در
جمعآوری امضا برای کمپین یک میلیون امضاء در خصوص برابری و مساوات حقوق زن و مرد،
دربند بودن چندین زن روشنفکر و فعال کرد در سلولهای انفرادی رژیم، اسناد غیرقابل
انکار این حقیقت میباشند. همچنین دختران و زنان کرد داخل کشور در کنار تمامی
مانعتراشیهای رژیم با بهانههای مختلف، همچون طرح امنیت اجتماعی و حجاب اسلامی و
...، هم در زمینهی تحصیلات عالیه و هم در زمینهی مشارکت اجتماعی ـ سیاسی و
عرصههای ورزشی، توانستهاند دستاوردهای ارزشمندی کسب نمایند، که نمونهی آن،
دریافت جایزهی بینالمللی از سوی خانم پروین اردلان میباشد.
اما سوای تمامی اینها، خلاء و شکافی عظیم در جامعهی ما وجود دارد که پرکردن آن
مشارکت و کوشش و کار بیشتری را میطلبد، بهخصوص بنیانهای کنونی فرهنگ و اندیشهی
جامعهی ما نسبت به مسئلهی زن، به علت تحریفی درازمدت، احتیاج به توجه و ریزبندی
بیشتر و گامهای عقلانی و جسورانهتر خود زنان دارد. با توجه به اینکه جامعهی ما در
حقیقت، جامعهای شرقی، آیین محور و تحت سلطه میباشد، هنوز هم مسائلی چون: کشتن
زنان، خودسوزی زنان، نسبت بالای بیسوادی در بین زنان، موانع آیینی و فرهنگی،
ختنهکردن زنان، عدم استقلال مادی زنان، فقر اقتصادی و نسبت بالای طلاق و اعتیاد به
مواد مخدر و ... مطرح است. از بین بردن این چهرهی کریه و دلخراش به فرهنگسازی و
افزایش سطح درک جامعه به نسبت برابری جنسی و مهمتر از همهی اینها اعتماد به نفس
زنان و حضورشان در میدان بستگی تام دارد. زیرا به گفتهی مارکس: "بزرگترین بدبختی
برای برده آنست که به بردگی خویش قناعت نماید." |