|
مسئولانه را با هدف ریشهکن نمودن معضل مین در جهان برداشت، انتخاب این روز به
پیشنهاد کشورهای عضو در معاهدهی بینالمللی ممنوعیت مین ضد نفر (معاهدهی اوتاوا)
بود که اکنون شمار کشورهای عضو در این معاهده 158 کشور میباشد.
بهترین مکانیزم برای چارهیابی
این معضل بزرگ جهانی، اجرای برنامه و اهداف معاهدهی اوتاوا، به خصوص در کشورهایی
است که بیشترین شمار مین و مواد انفجاری باقیماندهی جنگها در آنها برجای ماندهاست.
زیرا این معاهده، تولید، انتقال و به کارگیری مینهای ضد نفر را ممنوع کرده و برای
از بینبردن و پاکسازی مینهای زمینی و باقیماندهی مواد انفجاری به جایمانده از
جنگها، آن کشورها را به طرق مختلف پشتیبانی و حمایت مینماید.
در راستای این مناسبت جهانی، سازمان ملل متحد گزارشی منتشر کرد که بر اساس آن در
سال 2007، 6 هزار نفر به علت انفجار مینهای زمینی قربانی شدهاند. این سازمان در
گزارش امسال خویش آورده است که به رغم اینکه جنبشی عظیم از مدافعان حقوق بشر و
مراکز و سازمانهای آزادیخواه نسبت به این معضل بینالمللی به وجود آمده است، اما
هنوز مینهای ضدنفر و به کارگیری آن معضلی بینالمللی است و هنوز هم مینهای زمینی،
سالیانه نقض عضو بیش از 20 هزار نفر را در پی دارد که حداقل یک پنجم این قربانیها
کودکان و زنان غیرنظامی میباشند.
مینهای زمینی و باقیماندهی مواد انفجاری بهجای مانده از جنگها در سراسر گیتی،
به صورت معضل و مشکلی بینالمللی درآمده است. وجود مینهای زمینی در بیش از 80 کشور
جهان باعث شده که میلیونها نفر، زن، مرد، پسر و دختر به دلیل ترس از، از دستدادن
جان یا عضوی از بدنشان دچار هراس و دلهرهی شدید و مداوم شوند و به علت مینهای
کاشته شده کار و زندگیشان در معرض خطر قرار گیرد، حتی ضرر و زیانهای بسیاری برای
بخش کشاورزی، سلامتی، پرورش، بازرگانی و سرمایهگذاری داخلی و خارجی و غیره کشورها
به وجود آورده است.
در بین کشورهای جهان، مصر با وجود بیش از 23 میلیون مین در جایگاه یکم و ایران با
16 میلیون مین در مقام دوم و کشورهای افغانستان، عراق، آنگولا و چین با 10 میلیون
مین در جایگاه سوم جهان قرار دارند. گزارشها حاکی از آنست که نزدیک به 110 میلیون
مین در بیش از 80 کشور جهان کاشته شده یا به کار گرفته شدهاند که سالیانه دههزار
انسان را قربانی میکنند.
همچنانکه در بالا اشاره شد، ایران با 16 میلیون مین در جایگاه دوم جهان قرار داشته
و این آمار در طی این چند سال همچنان ثابت مانده و بیانگر آنست که مقامات رژیم حاکم
اسلامی، گامهای لازم و جدی در راه خنثینمودن و از بینبردن مینهای زمینی
برنداشتهاند، یعنی سهم ایران از مجموع مینهای موجود در جهان، 16% میباشد. چهار
استان کردنشین ایران (آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام) به همراه استان
خوزستان، بیشترین تعداد مینهای کاشته شدهی ضد نفر و مواد منفجرهی ایران را در
خود دارند، به گونهای که چهار میلیون هکتار از زمینهای این 5 استان و دیگر مناطق
مرزی غرب ایران، آلوده به مین هستند. اگر چه متأسفانه آمار دقیقی در خصوص تعداد
کشتهشدگان و قربانیان نقض عضو شده به وسیلهی مین در ایران در دسترس نیست، اما
سازمانهای دفاع از حقوق بشر و NGOها گزارش میکنند که در این پنج استان که چهار
استانش کردنشین میباشد روزانه 2 تا 3 نفر کشته میشوند. بیشترین این مینها در
میانهی جنگ 8 ساله و ویرانگر مابین ایران و عراق کاشته شدهاند، اما عجیب آنست که
تاکنون با گذشت 17 سال از آن جنگ، هنوز هم روزانه شاهد چندین کشته و مجروح قربانی
مین در ایران هستیم.
براساس آمارهای موجود، 78% حوادث مین در ایران باعث کشتهشدن و معلولیت قربانیان
شده و نزدیک به 38% از قربانیان مین نیز به علت عدم دسترسی به امکانات پزشکی و
بهداشتی قبل از انتقال به بیمارستان، جان خویش را از دست میدهند.
وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران که وظیفهی پاکسازی و مینزدایی زمینها و مزارع
آلوده را برعهده دارد، همه ساله وعدهی مینزدایی پنج استان مورد ذکر را میدهد،
اما میبینیم پس از 17 سال از پایافتن جنگ ایران و عراق، هنوز مینهای کاشته شده در
مزارع و کوهستانهای کردستان ایران برجای مانده و جدای از آسیب و زیان به محیط زیست
کردستان، باعث ناآرامی و توسعه نیافتگی کردستان در زمینهی اقتصادی شده و پیوسته
نیز ضرر و زیانهای بزرگ انسانی و مادی در پی دارد و روزی نیست که خبر کشتهشدن و
نقض عضو کاسب، کارگر، زن، کودک، جوان، دامدار و کشاورزی کردستانی را نشنویم.
شک و گمانی که در این میان مطرح میگردد این است که آیا مقامات رژیم اسلامی با توجه
به اینکه بیشترین مکانها و مناطق آلوده به مین، مرزهای غرب ایران است که ملتهای
کرد، عرب و آذری در آن سکونت دارند به خصوص 4 استان از 5 استان آلوده به مین
کردنشین میباشند، در چهارچوب و پروسهی سرکوب و تبعیض علیه ملتهای ایران، این معضل
و مشکل حاد را همچنان بدون چارهیابی و رفع آن برجای گذاشته باشد و بدون دلیل هیچ
اقدام ضروری و درخوری صورت نداده باشد.
این معضل چندین ساله در حالی زندگی ساکنین این 5 استان را با معضل مواجه کرده و
روزانه جان چندین انسان غیرنظامی و بیگناه را میستاند، که اگر در برخی از مکانها
و مناطق دیگر ایران میبود بدون شک در زمانی بسیار کوتاه ریشهکن و چارهجویی
میشد. این واقعیت حاکی از آنست که ملتهای تحت سلطه در ایران در سیستم غیرانسانی
جمهوری اسلامی، دچار ستمی مضاعف میباشند و در این خصوص جای خود دارد که سازمانهای
بشردوست و افکار عمومی، فشار بیشتری را بر رژیم استبدادی ایران وارد آورند. |