کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: رادیو صدای کردستان ایران

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

.:: اجتماعی ::.

 

نگین شیخ السلامی، در مصاحبه ویژه با "کوردستان": زن کرد غیر از ستم جنسیتی با خود ستم ملی را نیز دارد

 

15-02-1388

مصاحبه: چنور قادری
کوردستان: شما مبارزه و فعالیتهای سیاسی و اجتماعیتان را کی و از چه سنی و چگونه آغاز کردید؟
ج: هنگامی که 19 سال بیشتر نداشتم فعالیت‏های فرهنگی خود را آغاز کردم. فعالیت‏های فرهنگی من سمت‏وسويی نداشت. باور من انسان بود و در جست و جوی ابرانسان بودم. آنزمان واژه‏ي کرد یا فارس و عرب و ترک برای

من معنا و مفهومی جداگانه نداشت. حتا هنگامی که در سال 75 و 76 برای نخستین بار به بهانه‏ي نوشتن مقالات و شعرهای اعتراض‏آمیز از دانشگاه اخراج شدم، بازم در باورهایم تغییری اساسی ایجاد نشد، زیرا باورم انسان بود؛ و چگونه زیستن بود. سال 79 که برای نخستین بار به زندان افتادم، آن همه آرمان در من فرو ریخت، آنجا بود که برای نخستین بار از خودم پرسیدم کیستم و چیستم؟ پس از آزادی، من به دنبال واقعیت وجودی خودم بودم. من کٌرد بودم و این و اقعیت زندگی من بود. نادیده‏گرفتن آن توهین به من و وجود‏م بود. با گرامیداشت نام انسان و حرمت و پاسداشت هویت کردبودنم، مبارزات و فعالیتهایم را آغاز نمودم.
کوردستان: از عوامل تأثیرگذار بر حضور شما در جنبش سیاسی ـ اجتماعی در کردستان ایران بگویید؟
ج: زندان‏رفتن من تلنگری بود برای شروع فعالیتهایم به شیوه‏ی سیستماتیک. ما مرتکب هیچ عمل خلاف یا خشونتی نشده بودیم. برای تقدیم گل رفته بودیم؛ اما در پاسخ آن، تاوان ما زندان بود. در زندان متوجه شدم خود کردبودن جرم بزرگی محسوب می‏شود، لازم نیست تو کاری کرده باشی، کافی است که کرد باشی و حقوق انسانی خود را بخواهی. سیاست آسیملاسیون به شیوه‏ا‏یست که بسیاری از ما قادر به درک مسایل عمیق نیستیم و خیلی راحت برای منافع یا به وسیله‏ی بازی با کلمات اقناع می‏شویم و فریب می‏خوریم. زندان آموزگار خوبی بود. هنگامی که بازجوی مربوطه داد می‏زد بگو تو کرد هستی و برای حقوق کردبودنت اینجا هستی؟ بگو آیا تو کرد هستی یا ایرانی؟ هزاران پرسش در ذهنم نقش بست، که من در کجای دنیا هستم؟ به دنبال پاسخ این پرسش‏ها بودم. پاسخ این پرسش‏ها را در زندان‏رفتن و کتک و شکنجه‏ی دوستان و کشتن آنها یافتم. هزاران انسان کرد سرگردان و بی‏خانمان هستند. هزاران کرد در اردوگاههای آب باریکه و آلتاش و رومادیه و ... آواره هستند. این کافیست برای هر انسانی که انسانیت را دوست داشته باشد.
کوردستان: پرونده‏ی زنان کرد زندانی و همچنین وضعیت کنونی آنان در زندانها چگونه است؟
ج: فعالیت زنان در ایران همیشه مورد آماج و حملات سیستم‏های مرکزی و در برهه‏ای از زمان نیز مورد حمله‏ی مردم و سنتهای جامعه و سیستم مردسالاری بوده است. در این دهه نیز به همین ترتیب؛ به‏ویژه در دوره‏ی دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی، که زنان دارای خواسته‏های زنانه بودند، این قضیه پررنگ‏تر شد. هنگامی که مسئله کمپین نیز به آن گستردگی مطرح شد، زنان با زندان و شکنجه و توهین روبه‏رو شدند. حال در کردستان که مبارزات زنان ـ تنها ـ مبارزه‏ی فمنیستی نیست؛ زیرا زن کرد غیر از ستم جنسیتی با خود ستم ملی را نیز دارد، قضاوتها مغرضانه‏تر است، درخاورمیانه زن‏بودن گناه محسوب می‏شود. حال زن باشی، کرد هم باشی!!! به همین علت برخوردی که با روناک و هانا می‏شود بسیار متفاوت است با برخوردی که با خانم... مرکزنشین تهرانی می‏شود؛ پس می‏توان با این تفاصیل قضاوت کرد، که وضعیت آنها چگونه است. روناک به 6 سال زندان و در پرونده دیگرش، که به علت شرکت در اعتصاب غذای زندانیان سیاسی بود، به 7 ماه زندان محکوم شده است. یک حکم 1 ساله‏ی دیگر هم دارد. هانا هنوز جواب دادگاه تجدید‏نظرش نیامده، او نیز به علت شرکت در اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد یک حکم 7 ماه دیگر دارد. خانم گفتاری ـ مادر دانشجوی زندانی کرد یاسر گلی ـ او نیز به 1سال دیگر محکوم شده است، به علت شرکت در اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کرد. خانم گفتاری مادر 3 فرزند است، که فرزند نخست او یاسر اکنون در زندان کرمان است و فرزند دوم خانواده نیز که دانشجوی رشته مهندسی برق دانشگاه ارومیه بود، به علت فشار اطلاعات مجبور به ترک دانشگاه شد؛ و محل سکونت خود را ترک کرد. زینب نیز هم اکنون در زندان زنجان است. انگار نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با اینان دشمنی و کینه تاریخی دارند؛ چراکه به هر بهانه‏ی سعی در افزایش حکم زندان این فعالان زن دارند. دیگر زنان نیز به شدت تحت فشار و آزار هستند. دیدیم خانم‏ سوسن رازانی شلاق خورد، خانم سبحانی در مریوان در وضعیت نامشخصی است. این از قضاوت قوه قضاییه؛ حال نگهبان و شرایط نامناسب زندان نیز خود پروسه‏ی دیگر است. وضعیت غذا و بهداشت نامناسب، عدم دسترسی به دکتر و درمان نیز از و یژگیهای بارز زندان‏های زنان است. به ویژه این زندانها در شهرهای کردنشین باشد، این موارد 2 برابر می‏شود.
کوردستان: شما یکی از مؤسسین و همچنین مسئول انجمن زنان آذرمهر کردستان هستید، علل تأسیس این سازمان چه بود و همچنین اهداف و فعالیتهای این انجمن در چه راستایی بود؟
ج: آذرمهر ضرورت جامعه‏ی کردستان بود. آغاز یک حرکت و تفکر مستقل زنانه با ایدئولوژی کاملا زنانه، چاره‏یابی مسایل و مشکلات زنان ـ تنهاـ با شعار و برگزاری مراسمها چاره‏یابی نمی‏شود؛ بلکه اینها باید بهانه‏هایی باشند برای رسیدن به واقعیت وجودی زن. سالهاست همگان از حقوق تضعیف‏شده‏ی زنان و بردگی آن‏ها می‏گویند؛ اما باید راه‏حل‏ها را شناخت و در پراکتیک هم به قضایا نزدیک شد. آذرمهر حاصل این نیازها بود.
جنبش زنان باید همگام با دیگر جنبش‏های اجتماعی ـ دانشجویی و جوانان و ... ـ در جامعه پیش برود و در دنیای کنونی زنان کرد نیز باید درصدد گرفتن مطالبات خود باشند. پس آذرمهر نیز با هدف رشد و ارتقای فکری و فرهنگی زنان کرد متولد شد. تجربه‏ی فعالیت این سالها، آذرمهر امروزی را به وجود آورده است. هرچند اکنون آذرمهر به علت فشار سیستم نیمه‏فعال است؛ اما آنچه مهم است و سیستم جمهوری اسلامی از آن هراسان بود، به وقوع پیوست و اکنون نیز در جامعه‏ی ما زنان و دختران بسیاری وجود دارند که در کالبد انجمن یا فعالان دانشجویی با نوشتن و شعرگفتن، در راستای حقوق زنان به فعالیت مشغول هستند.
کوردستان: وضعیت مبارزه مدنی نیروهای اجتماعی در کردستان ایران به طور عموم و بویژه سازمانهای مدافع حقوق زنان چگونه است؟
ج: در جامعه‏ای که مردم آن هر روزه به شیوه‏های مختلف ژینوساید می‏شوند و هرگونه مبارزه و مقابله برای امحای آن جزو مبارزه با دین و اسلام محسوب می‏شود، آیا می‏توان گفت مبارزه‏ی مدنی معنایی دارد یا خیر؟ در جامعه‏ای که همه مجرم هستند، مگر خلاف آن ثابت شود، آیا می‏توان گفت میان مبارزات مدنی و سیاسی تفکیکی هست؟ فعالین مدنی در ایران با هر اسلوب و تفکری مجرم هستند و به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام و محارب محکوم می‏شوند، پس برای همه چیز تعریفی سیاسی وجود دارد. در این میان وضعیت زنان بدتر است. مبارزه‏ی زنان در قانون اساسی ایران که مبنای دینی دارد مفهومی ندارد و دولت با شدیدترین وجه با جنبش زنان برخورد می‏کند.
کوردستان: خانم شیخ‏الاسلامی، شما وضعیت جنبش زنان در ایران و کردستان را چگونه ارزیابی می‏کنید؟
ج: در یک بررسی کلی، در خاورمیانه به طور عام و در ایران و کردستان به طور اخص؛ ما دارای جنبش مستقل زنانه نبوده‏ایم، البته تعریف جنبش از دیدگاههای متفاوت با هم فرق دارند. برخی از جامعه‏شناسان بر این باورند، جنبش اعتراض گروهی ناراضی است که در پی اعتراض به شرایط موجود تجمع می‏کنند، اما گروهی دیگر می‏گویند جنبش گاهی اوقات در لایه‏های پنهان اجتماع هم صورت می‏گیرد در پی اعتراض به شرایط موجود و همیشه جنبش نباید پیروز شود. پیش می‏آید، که جنبش موردنظر شکست خورده است و جای آن را جنبشی دیگر می‏گیرد. اگر این تعریف را مدنظر قرار دهیم. متوجه می‏شویم، که تاریخ جنبش زنان در ایران و در کردستان به گذشته‏ی نه چندان دور بر می‏گردد؛ اما امروزه هم در ایران هم در کردستان دارای جنبشی مستقل زنانه هستیم. جنبش زنان ایران یک جنبش فمنیستی صرف است و در کردستان 2 تفکر موجود است. گروه نخست جنبش زنان را یک جنبش اجتماعی می‏دانند و آنهم به علت شرایط ملی و فرهنگی خاصی ا‏ست، که از سوی دولتهای میلیتاریز حاکم بر کردستان اجرا می‏گردد. گروه 2 نیز معتقد به همان جنبش فمنیستی ـ جنسیتی هستند؛ اما هردو گروه در راستای حقوق زنان فعالیت می‏کنند. لازم است در اینجا به گروهی دیگر نیز که جدای از موارد فوق هستند، اشاره کنیم. آنهم زنانی هستند که کاملاً و ابسته به سیستم جمهوری اسلامی هستند و به نام فمنیست‏های اسلامی برای حقوق زنان مبارزه می‏کنند، به باور من این‏ها زنانی هستند در لباس زنانه، ولی با تفکری مردانه و بیشتر ابزار سیستم‏ها هستند، تا مبارز این راه.
کوردستان: ارتباط میان جنبش زنان در ایران و کردستان در چه سطحی است؟
ج: اگر منظورتان ـ تنها ـ کردستان ایران است، به علت مرزهای جغرافیایی و قانون اساسی مشترک ارتباطاتی وجود دارد؛ اما به هر شیوه خاستگاه فرهنگی و مطالبات ملی و اجتماعی هر جامعه و ملتی، ویژگیهای خاص خود را دارد. زنان کرد را وقتی دستگیر می‏کنند، به آن‏ها حکم‏های 5 سال و 7 سال به اتهامات محارب و تروریست به جهان معرفیشان می‏کنند؛ اما زنان غیرکرد را می‏بینیم که بسیار سهل‏تر با آنها برخورد می‏شود. زنان کرد را شلاق می‏زنند، از مزایای اجتماعی محروم‏شان می‏کنند. اینها همان مرزهایی است که به باور من تأیید می‏کند که من کرد نیازمند جنبش اجتماعی زنان هستم و جنبش فمنیستی پاسخگوی نیاز من نیست.
کوردستان: شما یکی از اعضای فعال کمپین یک ملیون امضا هستید، می‎خواهیم نظر شما را در مورد اهداف، کار و فعالیتهای این کمپین بدانیم، در کردستان ایران چگونه از آن استقبال شده و تا چه سطحی در جامعه کردستان ایران گسترش یافته است؟
ج: کمپین یک مبارزه‏ی مدنی و کاملاً زنانه با ساختاری زنانه و برگرفته از تفکری زنانه بوده است. زنان کرد نیز به علت قرارداشتن در مرزهای جغرافیایی مشترک و قانونی مشترک آن را حمایت و تأیید کردند و در آن سهم مهمی را ایفا کردند. زنان کرد به علت فضای انقلاب و مبارزه کردستان همیشه در عرصه‏های اجتماعی فعالیت داشتند و صادقانه برای آن گام برداشتند؛ به ویژه این مورد برمی‏گردد به تاریخ مبارزات زنان کرد در عرصه‎های اجتماعی و سیاسی. در زمینه‏ی کمپین نیز مناطق کردنشین در ایران سهم به‏سزایی داشتند؛ و تاوان سنگینی نیز برای آن پرداختند؛ اما ای کاش زنان کرد به جای اینکه همیشه دنباله‏رو باشند، خودشان پیشرو می‏بودند.
کوردستان: شما در انجمنتان پیرامون معضلات اجتماعی‏ای چون قتلهای ناموسی، ختنه‏کردن دختران، طلاق، خودکشی و خودسوزی و ... تحقیقات مفصلی انجام داده‏اید. به نظر شما علت بروز و عمیقترشدن این معضلات در کردستان به چه چیزی برمی‏گردد؟
ج: بخشی از آن تأثیر فرهنگ خاورمیانه است برمناطق کردنشین. بخشی دیگر آن تأثیر سیستم‏های مرکزی و هول‏دادن سیستم در هرچه عمیق‏تر‏شدن این پدیده‏ها در کردستان. تأثیر سنت و فرهنگ و دین را نیز نمی‏توان نادیده گرفت. دین آن چنان با فرهنگ منطقه در آمیخته است، که تفکیک این دو به راستی کاری سخت است. حال در برخی جوامع قانون اساسی می‏تواند توازنی به‏وجود آورد و از برخی رویدادهای عشیره‏ای و فرهنگی جلوگیری نماید؛ اما متأسفانه در ایران چون قانون ما کاملاً قانونی دینی است و از آن بهره می‏گیرد، لذا خود قانون این روند را تداوم می‏بخشد. حال نکته‏ی جالب اینجاست که ما در ایران یک قانون اساسی و 2 رویه قضایی داریم. رویه قضایی متفاوت از قانون است. بسیاری از ماده‏های قانون اساسی وجود دارد، که قانونگذار از انجام آن طفره می‏رود و این را به حساب رویه قضایی می‏گذارد و می‏گوید: "رویه‏ی قضایی چنین است". برای نمونه: مردی که بدون اجازه همسر اول، همسر دوم اختیار کند، به 6 ماه زندان محکوم می‏شود، که این اتفاق هرگز نمی‏افتد؛ زیرا قانونگذار آنرا جزو رویه قضایی محسوب می‏کند و دستش هم در آن باز است و کسی نمی‏تواند معترض باشد. عدم امکانات و نبود بسترهای فرهنگی و ممانعت سیستم از ایجاد چنین فضاهای فرهنگی، یکی دیگر از علت بروز این مشکلات است. علت قتل ناموسی نیز؛ مرد خاورمیانه‎ای، و در کالبد کوچکتر مرد کرد که در تمام عرصه‏ها شکست خورده است، تمامی تأثیرات این شکست را در زن منعکس می‏نماید. تمام حقارتهای بیرون خانه را آگاهانه یا ناآگاهانه، در درون خانه انتقامش را از زن می‏گیرد. پدیده‏ی قتل‏های ناموسی درواقع جزو اقدامات مرد در عرصه‏ی اجتماعی ا‏ست، که ناموس خود را خرد و پایمال نموده است و اینبار به شکلی وارونه کین و نفرت خویش را همچون اقدامی علیه زن تخلیه می‏نماید، به نوعی روان درمانی به کار می‏برد. در اینجا رنج تاریخ نهفته است، مردان باید با این دادخواهی تاریخی و اجتماعی روبه‏رو شوند و مسئولیتهای خود را به جای آورند. دستیابی به ناموس حقیقی از راه باکره‏گی اندام جنسی زن به دست نمی‏آید، بلکه از راه باکره‏گی اجتماعی و تاریخی حاصل می‏شود. در این جا قتل زنان ـ تنها ـ قتل یک فرد نیست. قتل مردان و تاریخ و فرهنگ آن جامعه است، که مورد هجوم تاریخ و اجتماع قرار گرفته است. پدیده‏ی قتل‏های ناموسی تنها مختص به کردها نیست. این مورد تمام جامعه‏ها و ملیت‏های خاورمیانه را دربرگرفته است. اگر در کردستان این موضوع بیشتر به چشم می‏خورد، به علت اطلاع‏رسانی و ناشناخته‏بودن این دهشت و درندگیست. ما همه روزه شاهد این پدیده رنج‏آور در میان ترک و فارس و عرب و بلوچ و ... هستیم. از اینرو شعار امسال 8 مارس انجمن چنین بود :"زنان ناموس کسی نیستند؛ بلکه ناموس ما آزادی ماست."
حال از دیگر سو این مسئله را بررسی کنیم، برادری خواهر خود را به قتل می‏رساند، به هردلیل که باشد، زیرا از دیدگاه حقوق بشر هیچ انسانی حق ندارد حق زندگی را از انسان دیگری سلب کند، این دلیل هرچه باشد، نشأت گرفته از خواسته‏های خودخواهانه یک مرد تربیت‎شده‏ی سیستم مردسالاری است، با تمام عقده‏ها مسایل تاریخی که در بالا ذکر کردم. حال برخورد قانونگذار ما با چنین مجرمی چیست؟ ولی یک زن ابتدا پدر؛ پس از اختیار همسر؛ شوهر او، ولی او به شمار می‏آید. حال ولی برادر نیز همان پدر است. پدر به پسر خود رضایت می‏دهد و دختر بیچاره را فاقد شئونات اخلاقی معرفی می‏کنند و داستان تمام می‏شود، به همین راحتی. یا مردی همسر خود را به قتل می‏رساند. برای رهایی تهمت اخلاقی و تحت نام دفاع از ناموس از مجازات خلاص می‏یابد. باز به همین راحتی. اینجا هدف آن بود تأثیر قانون و سیستمهای دولتی را بررسی کنیم که چگونه می‏توانند در تشدید مسایل دخیل باشند.
کوردستان: نگین، خردادماه امسال دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار می‏شود. نظر شما در مورد شرکت زنان در این انتخابات چیست؟ در سیستمی که به زنان اجازه کاندیداشدن برای ریاست جمهوری داده نمی‏شود، آیا رواست که زنان در این انتحابات شرکت کنند؟
ج: کشوری که نیمی بیش از انسان‏های آن از حقوق انسانی برخوردار نیستند، زنان انسانی کامل محسوب نمی‏شوند، اقلیت‏های دینی مورد تهاجم قرار می‏گیرند، چنین سیستمی از مشروعیت برخوردار نیست و رأی‏دادن به نمایندگان چنین سیستمی از دیدگاه من هیچ معنایی ندارد، جز تکرار دور تسلسل. مگر دولت جمهوری اسلامی بخواهد تحت شرایطی به حقوق ملیت‏های دیگر ایرانی احترام گذاشته که آنهم از چنین سیستمی بعید به نظر می‏رسد.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۱۲ شهریور ۱۳۸۹ خورشیدی