|
شده و تحت شكنجه قرارگرفته
است. به همین دلیل مجبور گشت بعد از آزاد شدنش با گـذاشتن وثیقه، ترك وطن كرده و
سرانجام در آمریكا به عنوان پناهندهی سیاسی پـذیرفته شود. به همین خاطر ما
اكنون از این بانوی كرد تقدیر نموده و او را شایستهی این جایزه میدانیم.
س: 27 مردادماه در شهر لاههی
هلند به منظور تقدیر از فعالیت مدنی و حقوق بشر شما انجمن نویسندگان هلند جایزهی
سالانهی خویش را به شما اهدا كردند، ضمن تبریك به شما، خواهشمندم اگر مختصری
هم شده در مورد تاریخچهی این جایزه برای خوانندگان ما توضیحی بفرمایید: آیا
تاكنون قبل از شما این جایزه به شخصیت كرد یا ایرانی دیگری اهدا شده است؟
ج: ضمن تشكر، در مورد جایزهی "آزادی بیان" تا جایی كه من مطلعم سازمان pen
جهانی كمیتهای تشكیل داده برای پشتیبانی از نویسندگان تحت فشار و سانسور كه
به دلیل نویسندگی، و مبارزهی دور از خشونت دچار مشكل میشوند. این كمیته به
كمك سازمان "اكسفام نویب" جایزهای را تعیین نمودهاند، به نام جایزهی آزادی
بیان و سالانه 5 نویسنده را در سراسر جهان مشخص نموده كه به جرم نوشتن و
مبارزهی آرام خویش بر ضد قدرت حاكمه، به زندان و شكنجه محكوم شدهاند. امسال
من و 4 نویسندهی دیگر را كه یكی از آنان اسماعیل بیرقدار، سوریهای بود كه
14 سال را در زندان آن كشور بوده، دیگری نویسندهی ارمنی اهل تركیه بود كه
به دلیل نوشتن در مورد آسمیلهكردن ارامنه ناچار شد كه از تركیه فرار كرده و
دو تن دیگر از نویسندگان لهستانی و بلاروس بودند. این 4 نویسنده همگی مرد بودند
و تنها نویسندهی زن من بودم به عنوان كرد از كردستان ایران هم از زنان و هم از
مردان. در مرحلهی كنونی این اولین جایزهی بینالمللی ما بوده است و امیدوارم
كه هرساله فعالین جامعهی ما بتوانند جایزههای بینالمللی بیشتری را از آن
خویش نمایند و به این ترتیب برای ملت ما صدایی در سطح جهانی باشند.
درمورد بخش دوم سۆال شما، تاكنون ایرانیها هم زن و هم مرد جایزههای بینالمللی
فراوانی را از آن خویش نمودهاند و حتی جایزهی صلح نوبل را نیز كسب نمودهاند،
این جایزهی آزادی بیان نیز، قبل از من در سال 2000 به خانم مهرانگیزكار،
نویسنده و فعال حقوق زنان تعلق یافت، آنچه كه نزد من از اهمیت خاصی برخوردار
بود اشارهای بود كه آقای "ویم دیتمن" به كرد بودن من و اعتراف كردن به تلاش
من علیه ظلم و ستم ملی بود. این خود اشارهای است به آماده بودن فضای
بینالمللی برای شنیدن صدای كردهای كردستان ایران و ما نیز باید به شیوهای
آگاهانه از این جو و فضا استفاده نماییم. مسئله دیگری كه نزد من از اهمیت
فراوانی برخوردار است این بود كه شنیدهام دستگاه اطلاعات ایران و سیستم فضایی
آن در كردستان بسیار از این جایزه و این صدا ناراحتند و خود و مأمورانشان تلاش
مینمایند كه این جایزه را بیارزش نموده و به شخصیت من حملهور شدهاند.
البته بدون شك فعالین كرد با این گونه كارها هرگز ناامید نشده و از تلاش باز
نخواهند ایستاد.
س: تحقیقات نشان میدهند كه فقدان آزادی و پایمال نمودن حقوق زنان، علاوه بر
دلایل سیاسی محتوای فرهنگی نیز دارد كه ما به صورت پدرسالاری یا مردسالاری
در جامعهی خویش با آن روبرو هستیم. نظر شما در این مورد چیست؟
ج: دقیقاً. این فرهنگ مردسالاری است كه فضا را برای قدرت سیاسی مردسالاری
علیه برابری جنسیتی بهوجود میآورد كه متأسفانه این فرهنگ درهمه جایی با
ماست چه در داخل ایران و در زیر حكمرانی جمهوری اسلامی باشد و چه در خارج از
كشور و حتی در میان كردهای ساكن آمریكا و اروپا.
س: جنبش آزادیخواهی و مدافعین تساویطلبی زنان در ایران تاریخی صد ساله دارد.
مشاركت زنان كرد در ساختن این تاریخ تا چه حد مۆثر بوده است؟ و تاكنون چند زن كرد
توانستهاند به پیشرفت و توسعهی این جنبش در ایران كمك نمایند؟
ج: جنبش زنان كرد نیز تاریخی صدساله دارد. اما خصوصیت مهم جنبش زنان كرد این است
كه همواره تحت تأثیر جنبش ملی بودهاند. اگر جنبش زنان كرد را نیز بخشی از جنبش
جهانی زنان محسوب نماییم، باید این را نیز بپـذیریم كه جنبش زنان منطقه نیز تأثیر
بسزایی بر جنبش زنان كرد داشته و جنبش زنان كرد نیز بر آنان تأثیرگـذار بوده
است. به صورتی خاص و آشكار در چند سال گـذشته كه جنبشی كاملاً زنانه در
ایران به وجود آمده و هویتی مستقل داشته و وابسته به ایدولوژی خاصی نیست.
در كردستان نیز به همین صورت در شرایط كنونی جنبشی كاملاً زنانه به وجود
آمده و ارتباطی محكم با جنبش زنان ایران دارد. جنبش زن كرد سخن از ظلم و ستم
مضاعف بر زنان كرد به دلیل ستم ملی و، علاوه بر ستم جنسیتی مشترك، میگوید.
یعنی فاكتر ستم ملی را نیز سبب ظلم و ستم بر زنان كرد میداند، فاكتری كه
تاكنون از سوی ملتهای دیگر ایران، بهویژه ملت صاحب قدرت دیده نشده و از آن
حسابی برده نشدهاست. خوشبختانه اكنون جنبش مدنی و آشتیخواهانهی زنان كرد
جایگاه شایستهای دارد و نویسندگان و تئوریسین های جنبش زنان در ایران مجبور به
اعتراف به وجود مشكلات زنان كرد هستند و نمیتوانند از آن چشم پوشی نموده و در
این زمینه ننویسند.
س: پس از به قدرت رسیدن رئیس جمهور كنونی در ایران، احزاب كردی تا چه حد
توانستهاند به جنبش زنان كمك نموده و سیاست و دیدگاه احزاب كردی در كردستان تا
چهحد در خدمت پیشرفت این جنبش بوده است؟
ج: احزاب هركدام برای خود سازمان زنان تأسیس نمودهاند، ولی هیچ كدام از این
سازمانها مستقل نیستند. احزاب از برابری زنان و مردان و ضرورت حضور زنان در همهی
زمینهها به خصوص در سطوح بالای سیاسی سخن میگویند ولی خود به آن عمل
نمینمایند و این كاملاً مخالف سخنانشان است. اگر راست میگویند از این به بعد
راه را برای رسیدن زنان به سطوح بالای سیاسی بازگـذارند و البته زنان خودشان
صاحب رأی خود و نظر خود باشند و نه بلهگوی مردان. به نظر من زنان در احزاب
نیز علاوه بر تلاش برای رسیدن به سطوح بالای سیاسی در احزاب خویش باید مانند
فردی مستقل در جنبش زنان كرد نیز شركت نمایند.
س: شما علاوه بر مبارزه در زمینهی حقوق زنان، در زمینههای دیگر مانند حقوق
بشر و دفاع از حقوق ملت كرد فعال هستید، فعالیتهای شما در زمینهی دفاع از
مسئلهی كرد و مشكلات ملتمان، شاید بخش اعظمی از زندگی سیاسی شما را در برگرفته
باشد. شما به عنوان فعال كرد چگونه به آیندهی این مبارزهی طولانی ملتمان
مینگرید؟ در یك جمله به نظر شما آیا افق روشنی پیش رو داریم یا خیر؟
ج: افق برای ملتی متحد میتواند روشن باشد. آیا ما متحدیم؟ آیا به خاطر ضدیت
با یكدیگر فرصت مبارزه با دشمن را داشتهایم؟ زمانی افق روشن خواهد بود كه
نیرویی را كه برای از بین بردن هم بهكار میبریم برای اتحاد و به دست آوردن
افكار نیرومند بینالملی از آن استفاده نماییم. ما باید تجدید نظری اساسی در
مورد خودمان و دلایل شكستمان تا زمان حال داشته باشیم و حقیقتاً محتاج تغییر و
تحولات و نوشدن هستیم. در جهان كنونی با فكری كهنه و سنتی، ما قادر نیستیم هیچ
دستاوردی داشته باشیم.
س: خانم طلوعی. شما اكنون در ایالات متحدهی آمریكا زندگی میكنید و تا جایی
كه من مطلعم چندین بار از سوی مراكز گوناگون مرتبط با مسائل ایران از شما استقبال
نمودهاند و در هفتهی گـذشته نیز شما نشستی با وزارت خارجهی آمریكا داشتید.
محور اصلی سخنان شما در این نشست چه بود و تا چه اندازهای تلاش نمودهاید از
این فرصتها برای دفاع و معرفی مسئلهی ملت خویش استفاده نمایید؟ و تا چهحد
توانستهاید در رساندن پیامت موفق باشی؟
ج: سوال خوبی است. من به عنوان فعال حقوق زنان و فعال حقوق بشر در این زمینه كار
میكنم و روش خویش را دارم. به نظر من میتوان با استفاده از سلاح حقوق بشر ستمگر
(چه ظالم دارای قدرت و چه حالیاً بدون قدرت) را خلع سلاح نماید. وقتی میگویی
من خواهان اجرای بیانیهی حقوق بشر هستم، طرف مقابل نمیتواند بگوید نه نمیشود.
و نمیتواند بگوید كه من اعتقادی عمیقی به حقوق بشر دارم ولی برای شما امكان
ندراد. زبان حقوق بشر آنقدر زبانی منطقی و آرام است كه هیچ احتیاجی به
عصبانیت ناسیونالسیتی و تنگ نظرانه، چه از سوی ما و چه از سوی طرف مقابل ندارد.
و حتی طرف مقابلی كه جواب آشتیخواهانه و آرام شما را با خشونت جواب گوید ـ
مانند جمهوری اسلامی ـ مجرم شناخته میشود. اگر ما دیواری به دور خویش كشیده
و خود را از جهان ارتباطات جهانیشدن كنونی (معاصر) جدا نماییم، ازبین رفته و
نابود خواهیم شد. من مدام گفتهام كه كردم و این حق انسانی كه تو از آن
برخوردای حق من كرد نیز هست و با هیچ ملت (ملت نه قدرت ظالم) دیگری دشمنی
ندارم، با همین دلیل توانستهام به زبان حقوق بشر تریبون بسیار خوب و باارزشی
برای دفاع از حقوق انسانی ملتم بهوجود آورم. و حتی تا بهدست آوردن جایزهای
بینالمللی نیز پیشرفتم. در كاخ سفید و وزارت امور خارجهی آمریكا نیز چندین بار
مهمان بودهام. و از این مهمتر ارتباطم با سازمانهای جهانی دفاع از حقوق بشر
بسیار زیاد است. این فرصتهایی كه برای من بهوجود آمدهاند برای هر زن شرقی
دیگر هم كه پیش بیاید، مرا خوشحال خواهد كرد. زیرا تا چند سال گـذشته هیچ ارزشی و
توجهی به زنان شرق كردستان ـ حتی در بین مردان كرد نیز نشدهاست، ولی اكنون در
سطح بینالمللی میتوانیم صاحبنظر باشیم. لازم است بگویم كه من از زنان كرد فعالی
هستم كه فعالیت و مبارزهی فراوانی دارند و من سر تعظیم و احترام در برابر ایشان
فرود میآورم و به ویژه برای نسل جدید زنان نویسنده كه در كشور به مبارزه
برخاستهاند و من به آنان افتخار میكنم.
ـ در پایان من از سوی خویش و تمامی خوانندگان كردستان از شما تشكر نموده و
سربلندی و موفقیت هرچه بیشتر شما را آرزومندم.
ـ ـ من هم از شما سپاسگزارم. |