|
و آشكار این اذیت و آزارها
نیز به مبانی نظری و ایدولوژیك ولایت مطـلقهی فقیه باز میگردد كه مختص به
رژیم جمهوری اسلامی میباشند. در قوانین اسلامی ولایت فقیه در اسلام زن به
عنوان انسان درجه دو شناخته شده است، بحث از آزادی و دمكراسی، دخالت در احكام
الهی تلقی شده و مجازات سنگینی به دنبال خواهد داشت، و صحبت از حقوق سیاسی
ملی نیز در راستای ایجاد انشقاق و در نتیجه سست نمودن اسلام بعنوان یك واحد به
حساب میآید، بنابراین مطالبهی حقوق ملی مهر جداییطلبی از ایران و در نتیجه
توطـئهی آمریكا و اسراییل و... جهت تضعیف نظام خورده و به وحشیانهترین شیوه
سركوب میگردد.
با این اتهامات تاكنون هزاران
تن از فعالین حق طلب كرد، عرب، بلوچ، ترك و تركمن از خانه و كاشانهی خویش رانده
شده، و ثروت و سامانشان ضبط گردیده، به زندان افكنده شده و حتی اعدام
گردیدهاند. در این راستا و در اجرای این سیاست كردها را بعنوان نمونه میآوریم.
حزب دمكرات كردستان ایران كه رهبری جنبش دمكراسیخواهی كردها را بعهده دارد تا
بحال دو تن از دبیركلهای خود،در وین در سال 1368(1989) در حین مذاكـره با
دیپلماتهای جمهوری اسلامی و در سال 1371(1992) در برلین كه بدست عوامل رژیم
ترور گشتهاند را از دست داده است. دادگاهی كه پس از قتل برلین برای تحقیق
دربارهی این جنایت تشكیل شد سران جمهوری اسلامی را مجرم دانست، بعلاوه صدها تن
از فعالین این حزب و سایر سازمانهای كرد، در ایران وخارج از ایران، با توطـئهی
رژیم ترور گشتهاند.
قتل بیش از 10 نفر و زخمی كردن دهها تن دیگر در اعتراضات در ایران به كرات اتفاق
افتاده و نمونههای بسیار دیگری نیز از این طرز برخورد با مردم در كشور ما در
دست میباشند.
همهی اینها مزید بر زندگی پرمشقت، بیكاری، ناامیدی، بیماریهای مختلف روحی و
روانی، بخصوص در میان جوانان و اعتیاد در سطحی وسیع كه روز به روز گسترش
بیشتری مییابد، هستند. این مختصری از وضع عمومی مردم ایران است. عامل تمامی
این اوضاع مشقتبار گروه بسیار كوچكی میباشند كه خود را تحمیل كرده و تمام قدرت
كشور را در دست گرفته است، یعنی همانطور كه عرض كردم، همهی مردم ایران ثروت
وسامان عمومی مملكت گروگان این گروه هستند.
از لحاظ بین المللی اوضاع برای شما عزیزان عیانتر است:
دخالت در امور داخلی كشورها، پشتیبانی از جریانات خشونت طلب فلسطین و كشورهای
همسایه و به ویژه عراق در این چند سال گـذشته سیاست آشكار رژیم را تشكیل داده
است. پشتیبانی جدی رژیم از تروریسم و در نهایت مشكل انرژی اتمی این كشور،
مسئلهی صلح در خاورمیانه را مورد تهدید قرار داده و روز به روز خطرات آن در
حد بین المللی آشكارتر میگردد، در این ارتباط سخنرانی ریاست جمهوری، محمود
احمدینژاد در روز سهشنبه 11 آوریل، جهان را از این خبر مطلع ساخت كه موفق به
غنی سازی اورانیوم شدهاند و ما مطمئن هستیم كه هدف نهایی رژیم از پروژههای
اتمی دستیابی به صلاح اتمی میباشد.
آنچه را كه به طور خلاصه مورد بحث قرار دادیم، سیاست تثبیت شدهی رژیم
جمهوری اسلامی است و به همین شیوه نیز ادامه خواهد داشت، ولی در مراحل مختلف
با شیوهی خاصی آنرا اجرا و به پیش میبرد كه در بر گیرندهی كمترین هزینه
برای او باشد. بدین معنا كه ایران بر رسیدن به اهداف استراتژیك خود تأكید دارد و
به هیچ وجه عقب نشینی نخواهد كرد، و تنها تاكتیكهای رژیم جای بحث هستند.اگر از
اوایل به قدرت رسیدن رژیم تا به حال تحلیل دقیقی از سیاستهای رژیم در داخل
وخارج داشته باشیم، به خوبی این واقعیت برای ما آشكار خواهد شد كه مراحل
آغازین به قدرت رسیدن رژیم، جنگ هشت سالهی ایران و عراق، مطرح كردن گروهی به
نام اصلاح طلب، نمایشهای انتخاباتی به اصطلاح مجلس و ریاست جمهوری و سرانجام
تعیین احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور و ادارهی نظامی و امنیتی او و... همگی
مراحل تاكتیكهای رژیم بوده و هستند.
مشكل اصلی جهان و بخشی از مردم ایران ـ حال این بخش بسیار كمتر شده ـ در این است
كه تاكنون این رژیم را نشناختهاند. مهمترین دلیل این عدم شناخت هم به دروغ گویی
این رژیم مانند یك سیاست رسمی در داخل و خارج با هدف فریب دادن مردم باز میگردد.
دروغ گویی برای سران این رژیم نه تنها یك ضعف بهشمار نمیآید، بلكه ضرورتی
مذهبی است. برای اثبات این واقعیت كافی است كه به مدت یك هفته دربارهی
موضوع مهمی ـ چون پروژهی اتمی ـ به سخنان سران رژیم گوش فرا دهید. آشكارا
خواهید دید كه هر كدام چیزی متناقض با دیگری خواهد گفت و اینها هیچ یك بیجهت و
اظهارنظراتی شخصی نیستند. بلكه یك سیاست تبیین شده از طرف قدرت عالی كشور،
ولایت فقیه، به منظور سردرگم نمودن جهانیان میباشد.
عزیزان!
این واقعیت رژیم جمهوری اسلامی است، یك واقعیت تلخ ولی موجود كه بدلیل اشتباه
ما مردم ایران در آغاز و با پشتیبانی اروپاییها و حتی حمایت از این رژیم به
منظور دستیابی به دستاوردهای بازرگانی از طرف اروپاییها به این مرحله رسیده
است.
حال دنیا در ارتباط با این غول دو راه در پیش دارد:
راه اول، مداراكردن با رژیم به همین طریقی كه تا به حال بوده، نتیجهی این،
انتخاب یك جمهوری اسلامی دارای سلاح اتمی، خاورمیانهای پر تشنج و سرشارتر از
تفرقه نسبت به حال، و وضع بدتر حقوق بشر در ایران و قوت یافتن هر چه بیشتر خواست
جدایی ملل ایران خواهد شد.
راه دوم، از بین بردن رژیم جمهوری اسلامی و رهایی از دست این رژیم است، كه
نتیجهی آن كمك به جریان دمكراسیخواهی و پشتیبانی كامل از حقوق بشر در ایران،
از بین رفتن قویترین تكیهگاه تروریسم در جهان و بهویژه در منطقه، و حل مشكل
فلسطین و اسراییل و ثبات در عراق و سایر نقاط منطـقه میباشد.
جهت نیل به این هدف نخست باید جامعهی بین المللی و به ویژه غرب یكدست و متحد
باشد. زیرا رژیم بیشترین استفاده را از تشتت آرا میان آمریكا و اروپا برده است،
لازم است كه حامی نیروهای اپوزیسیون دمكرات ایران در داخل و خارج از ایران باشد.
در این رابطه باید متذكر شد كه كمك رسانیدن به ملل ایران، از جمله كردها، برای
دستیابی به حق خودمختاری خود در ایران متحد، دمكرات و فدرال آینده، میتواند
عظیمترین حركت ضد رژیم را بدست آنها فراهم نماید.
نباید فراموش كنیم كه بهترین شیوهی حكومت در ایران پس از جمهوری اسلامی، تقسیم
قدرت میان ملتهای ایران به شیوهی فدرالیسمی خواهد بود كه بر اساس جغرافیایی
ـ ملی بنیان گـذاشته شود. ملت كرد و سایر ملل تحت ستم ایران نیز برای نجات از
ستم و تبعیض از چنین شیوهی حكومتیای پشتیبانی مینمایند.
به طور خلاصه، پیشرفت جریان دمكراتیزاسیون در منطقه و رهایی جهان از خطرات
تروریسم و عقب ماندگی به اتحاد جامعهی بین المللی با ملتهای ایران نیاز دارد.
ما به عنوان حزب دمكرات كردستان ایران كه رهبری جنبش كرد در كردستان ایران را
عهدهدار هستیم، خود را در این جبهه دیده و آمادهی انجام وظایف خویش در این
راستا میباشیم. |