|
یخبندان و سرما و آغاز
رویش، شکفتن گل و سبزه و به طور کلی نوشدن میباشد.
نوروز در تاریخ، پیروزی خیزش
کاوه تهیدست، فرزند به قتل رسیده و اسیر دست ستمگری، بر ضحاک، پادشاه مستبد و بیرحم
است. بدین ترتیب مشاهده میشود که از لحاظ طبیعت و تاریخ، نوروز پیامآور تحول و
نوشدن میباشد. تحول و نوشدن نیز عامل همه پیشرفتهایی است که جهان امروز در عرصههای
مختلف به خود میبیند. تحول و تجدد نیروی محرکه زیروروکردن تفکرات فرسوده و منجمدی
همچون جمهوری اسلامی ایران است که گرمای زمان هنوز به یخبندان مغز قرون وسطیای
آنها نرسیده است.
تصادفی نیست که مردم تشنه آزادی و نوگرایی در سرتاسر ایران و از جمله، ملت کرد این
جشن را همیشه پیروز داشته و بدین مناسبت جشن و سرور برپا کردهاند و، جمهوری اسلامی
هم از همان آغاز به قدرت رسیدنش در سال 1357، برای ملت کرد در شهرهای سنندج، نقده و
بسیاری از روستاها نوروز خونین به راه انداخت و مخالفت آشکار خود را با مراسم نوروز
نشان داد و تاکنون نیز بر سر راه برگزاری مراسم نوروز مانع ایجاد میکند.
هممیهنان گرامی!
در این روز که روز شادی و سرور است، آنچه جای تأسف دارد اینست که ملیتهای تحت ستم
ایران این نوروز را نیز در هنگامی جشن میگیرند که سایهی رژیم جمهوری اسلامی
همچنان بر گرده آنها سنگینی میکند. هزاران تن از فرزندان مبارز همچو کاوه به جای
اینکه در این روز در آغوش گرم خانواده در جشن و سرور شرکت داشته باشند، در زندانهای
ضحاک زمانه به سر میبرند و هزاران نفر از نانآوران خانواده در غم و اضطراب هستند،
زیرا قادر به تأمین حداقل مایحتاج خانواده خود به منظور برگزاری این جشن نیستند.
ما در حالی سال 1385 را پشتسر میگذاریم و گام در سال 1386 مینهیم که شاهد آسیبهای
بیشتر اجتماعی هستیم.
نرخ بیکاری زنان در حدود 18/20% یعنی دو برابر نرخ بیکاری مردان است. 2% از جمعیت
ایران با درآمدی کمتر از یک دلار در روز زندگی میکنند. هنوز بخش قابل توجهی از
جمعیت ایران قادر به تأمین حداقل نیازهای اساسی خود نیست. خوشبینانهترین ارزیابیهای
رسمی این جمعیت را حدود 10 تا 11 میلیون نفر برآورد کرده که در زیر خط فقر مطلق بهسر
میبرند. شمار معتادین 3 میلیون و700هزار تن است، کشور 6 میلیون بیکار دارد و
سالیانه 150 تا 180هزار تن از جمعیت فارغالتحصیل و متخصص ایرانی، کشور را ترک میگویند.
آماری که بدانها اشاره کردیم، آمار برخی از نابسامانیهای اجتماعی ایران هستند که
از آمارهای حکومتی اخذ شدهاند، در حالی که سطح واقعی این نابسامانیها بسیار بیش
از اینها میباشند.
علیرغم همه این دردها و دهها درد لاینحل دیگر، فشار و سرکوب، بهویژه بر ملیتهای
حقطلب و از جمله ملت کرد به اوج خود رسیده است. کشتار مردم در جریان تظاهرات و
زندانی و شکنجه مردم در سال 1385 خشنتر از گذشته اعمال شدند.
با وجود این، آنچه در این رابطه جای خوشحالی و امیدوارکننده است، مقاومت پیگیر
مردم در مقابل نیروهای سرکوبگر رژیم در راستای دفاع از حقوق و آزادیهایشان
میباشد. در این رابطه، مقاومت ملیتهای ایران طی سال گذشته، شایسته احترام و تقدیر
است.
تظاهرات، اعتصابات و دیگر روشهای ابراز اعتراض مردم کرد نسبت به رژیم در سرتاسر سال
و کلیه شهرها و روستاهای کردستان ادامه داشته است. در این رابطه صدها تن از مبارزان
کرد، روزنامهنگاران، دانشجویان، کارگران، زنان و دیگر اقشار و طبقات جامعه کردستان
مجازات شدهاند، ولی مقاومت لحظهای باز نایستاده است.
علاوه بر اینها، فداکاری اقشار مختلف اجتماعی و شخصیتهای مذهبی حتی شیعه نیز در سال
1385 از سالهای گذشته بیشتر بوده است. در میان این اقشار لازم است، اشارهای به نقش
قطعی معلمان و زنان داشته باشیم، که علیرغم بازداشت و زندانیشدن، به تظاهرات و
اعتراضات خود در مورد نقض حقوقشان ادامه دادند، به نحوی که صدای اعتراض آنها در
جهان منعکس شد. حزب دمکرات کردستان ایران از حقوق مشروع کلیه اقشار و طبقات ملیتهای
ایران پشتیبانی میکند و مقاومت آنها در برابر نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی را به
دیدهی احترام مینگرد.
خواهران و برادران عزیز!
روند اعتراض و بیزاری از رژیم در سطح بینالمللی هم پابهپای افزایش اعتراضات مردم
از رژيم در سال 1385 گسترش یافت. ما طی سال گذشته، شاهد محکومیت دوباره جمهوری
اسلامی ایران از سوی محافل و مجامع جهانی حقوق بشر در مورد نقض حقوق بشر بودیم.
دخالت این رژیم در امور داخلی کشورهای همجوار خود بسیار واضحتر از قبل بر همه
جهانیان نمایان گشت. یاریرسانی رژیم به حزبالله لبنان در جنگ میان اسراییل و
حزبالله به هدف تغییر حکومت منتخب مردم و بنیاد نهادن حکومتی مطلوب جمهوری اسلامی
ایران در لبنان، تقویت جریانات صلحستیز در فلسطین و بهویژه کمکهای همهجانبه به
گروههای تروریستی مخالف دمکراسی در عراق و شعارها و برنامههای رژیم برای زدودن
اسراییل از روی کره زمین، از جمله مهمترین دخالتهای رژیم در سال 1385 بودند.
یکی دیگر از پیامدهای سیاست تروریسم دولتی جمهوری اسلامی ایران، مجرم شناختهشدن
چند نفر از مسؤولان عالیرتبه رژیم جمهوری اسلامی ـ که "هاشمی رفسنجانی"، "علی
فلاحیان" و "علیاکبر ولایتی" از جمله انها هستند ـ به اتهام شرکت در انفجار مرکز
یهودیان در بونیس آیرس، پایتخت آراژانتین در سال 1994 بود که منجر به کشتهشدن 85
تن گردید. قاضی دادگاه در روز 18 آبانماه امسال، حکم جلب بینالمللی را برای آنها
صادر کرد و اینترپل (پلیس بینالملل) در حال حاضر مشغول تحقیق در مورد چگونگی
دستگیری آن افراد است.
رژیمی با چنین ماهیتی، زمانی که به توسعه پروژه هستهای به منظور درستکردن بمب
اتمی میپردازد، بسیار طبیعی است که جهان با آن مقابله میکند. قطعنامه 1737 شورای
امنیت سازمان ملل متحد به هدف مجازات رژیم به سبب سرکشی و عدم توجه به قراردادهای
شورای امنیت و آژانس بینالمللی انرژی هستهای در مورد تعطیل نمودن پروژه هستهای،
نهایت بیزاری کشورهای جهان نسبت به جمهوری اسلامی ایران در سال 1385 بود.
بدینترتیب میبینم که رژیم چه از بعد بینالمللی و چه از بعد داخلی، از اوایل روی
کار آمدنش تاکنون، در وخیمترین شرایط بهسر میبرد.
امید به اصلاحات در سطح بسیار ضعیفی قرار دارد و اکنون بر اکثریت نزدیک به همه مردم
ایران و جهان نیز روشن گردیده که رژیم رفرمپذیر نیست و سرنگونی آن رژیم و
بنیادنهادن نظامی دمکراتئیک و فدرال تنها راه چاره میباشد.
اما با وجود همه این زمینههای مناسبت جهت سرنگونی رژیم، مانعی اصلی که از ابتدا
وجود داشته و هنوز هم وجود دارد، عدم وجود نهادهای دمکراتیکی مانند سندیکا و
اتحادیههای غیردولتی است که قادر به سازماندهی مردم ناراضی باشند. علت بنیادین این
مسئله نیز، باز هم به رژیم برمیگردد، زیرا جمهوری اسلامی اجازه نمیدهد هیچ سازمان
سیاسی و صنفی به دور از کنترل و نظارت حکومت ایجاد شود.
هنگامی که اتحاد میان مردم به وجود نیاید، سرکوب برای رژیم آسانتر میشود. همانطور
که در سال گذشته نظارهگر بودیم، زمانی که اعترضات کارگران را سرکوب میکند، هیچیک
از دیگر اصناف از آنها حمایت عملی نمیکنند و به همین منوال است زمانی که اعتراضات
زنان یا معلمان را سرکوب میکند. ما به این امید گام در سال 1386 مینهیم که در این
سال، این مشکل مهم جنبش دمکراسیخواهانه مردم از سو خود آنها رفع گردد.
در رابطه با اتحاد اپوزیسیون در خارج از کشور هم متأسفانه این نقایص به چشم
میخورند و تاکنون، تنها اتحاد، تشکیل کنگره ملیتهای ایران فدرال است که اوایل از 7
سازمان و انجمن تشکیل شده بود و در آخرین نشست خود که در حدود یکماه قبل در لندن
برگزار شد، تعداد اعضایش به 13 سازمان رسید. این کنگره، مجموعه سازمانهایی را
دربرمیگیرد که بخشی از ملیتهای کرد، ترک، عرب، بلوچ و ترکمن را نمایندگی میکنند.
هدف اصلی آنها، برپایی ایرانی دمکراتیک و فدرال بر مبنای دادههای جغرافیایی و ملی
است. به امید اینکه کنگره در سال جدید موفق به گسترش بیشتر فعالیتهای خود و گردآوری
سازمانهای سیاسی بیشتری حول خود شود.
علیرغم نقاط ضعف جنبش، امید به پیروزی از هر زمانی بیشتر است. فشارهای داخلی و
بینالمللی رژیم را به تنگنا انداختهاند و سنگینی این فشارها هر روز فزونی
مییابند. این وضعیت نامطلوب پیش آمده برای رژیم، مردم را بیشازپیش امیدوار ساخته
و جهت مقاومت بیشتر مشوق آنهاست. سرانجام چنین رژیمی نیز به غیر از سرنگونی، چیز
دیگری نیست. ولی وظایف همه مردم ایران و سازمانهای سیاسی در این راستا سنگینتر به
نظر میرسد. امیدواریم همگی با احساس مسئولیت بیشتر به سال جدید و وظایف خود در این
سال بنگرند.
حزب دمکرات کردستان ایران در سال 1386 تلاش دارد که:
ـ از بعد سرتاسری، با نیروهای دمکراتی که به حقوق ملی اعتقاد دارند و برای حکومت
آینده به شکل فدرالی بر مبنای دادههای جغرافیایی و ملی نظر دارند، نشستهای زیادتری
برگزار کند و در حد امکان آن نیروها را در راستای ایجاد نوعی همکاری و همبستگی حول
هدفی مشترک به همدیگر نزدیک گرداند.
ـ در راستای معرفی بیشتر ملت کرد در کردستان ایران به محافل و مجامع بینالمللی و
چگونگی نقض حقوق دمکراتیک آنها از سوی جمهوری اسلامی ایران در میدان وسیعتر
دیپلماسی، در کشورهای غربی و منطقه بکوشد. در این رابطه از تریبون UNPO که حزب
دمکرات در سال 1385 به عضویت آن سازمان بینالمللی درآمد و همچنین اینترناسیونال
سوسیالیست استفاده میکند.
ـ در سطح داخلی، هرچند حزب دمکرات تابهحال در راستای تشکیل ائتلاف یا اتحاد عملی
میان سازمانهای مستقل و شناختهشده صفوف اپوزیسیون که در کردستان ایران فعال
میباشند، بدور از هرگونه جوسازی تبلیغاتی، عملاً بسیار تلاش نموده است، که
متأسفانه در این ارتباط دستاوردی که انتظار داشتیم، متحقق نشده است، لیکن در این
زمینه هم ناامید نیستیم و لازم میبینیم که جهت اتحاد نیروهای کردستانی سعی بیشتری
داشته باشیم. امید داریم که این احساس مسئولیت در دیگر نیروها نیز برای دستیابی به
آن هدف در سال جدید عامل مساعد در رسیدن به این هدف باشد.
ـ حزب دمکرات کردستان ایران با سازمانهای سیاسی دمکراتیک و ترقیخواه همه بخشهای
کردستان، خوشبختانه از روابط خوب و صمیمانهای برخوردار است که تقویت این روابط در
سال 1386، یکی دیگر از وظایف حزب به شمار میرود.
کلیه پروژهها و برنامههایی که به آنها اشاره شد و حزب دمکرات خود را در مقابل
اجرای آنها در حد توان و امکانات موجود مسئول میداند، در راستای خدمت به اهداف
سیاسی مردم کرد در کردستان ایران و آزادی آن بخش از زیر ستم و سرکوب رژیم جمهوری
اسلامی ایران میباشند. بنابراین اینکه حزب دمکرات جهت سازماندهی بیشتر مردم کرد در
کردستان ایران در این سال دارای برنامههای جدید باشد، امری طبیعی به حساب میآید.
همیاری و حمایت ملت کرد در کردستان ایران و کردهای این بخش در خارج از کشور در سال
گذشته بسیار قابل توجه بود، اوج این حمایت در استقبال از فراخوان حزب دمکرات برای
تحریم انتخابات شوراهای شهر و روستا و همچنین ابراز بیزاری از رژیم در 22 تیرماه،
سالروز ترور رهبر بزرگ ملت کرد، دکتر قاسملو نمایان شد.
ما انتظار داریم که در سال 1386، جوانان، زنان و دیگر طبقات و اقشار جامعه
بیشازپیش گرد حزب خود، حزب دمکرات کردستان ایران آیند تا با حمایت و یاری همگان،
سال 1386 را به سالی پردستاورد برای جنبش ملتمان در این بخش کردستان مبدل کنیم.
به امید سالی پردستاورد برای جنبش ملت کرد و سایر ملیتهای ایران و سلامتی برای شما
عزیزان.
هر روزتان عید و عیدتان پیروز |