|
نشان دادند که رهبری
دمکرات و بیرقیب دوران خود هستند. همچنانکه زندهیاد دکتر قاسملو در کتاب "چهل سال
مبارزه در راه آزادی" نگاشتهاند، پیشوا گلی بود که در صحرا روییده بود.
مسئولین وقت رژیم سلطنتی،
دشمنان حقوق و آزادیهای ملیتهای ایران، متعاقب سقوط جمهوری کردستان، از روز 30
آذرماه سال 1325 خورشیدی تا روز اعدام پیشوا در 10 فروردینماه 1326، تلاش کردند تا
با وعدهووعید قاضی محمد را به ابراز پشیمانی از عملکرد خود راضی کنند، اما پیشوای
زندهیاد با وجود اطلاع از این امر که پاسخ رد به رژیم پادشاهی به قیمت جانش تمام
میشود، باز هم پاسخ رد دادند و تسلیم خواستهای آنها نشدند.
پیشوا در مدت محاکمهشان در بیدادگاه نظامی در مقابل رژیم سلطنتی بسیار شجاعانه
ایستادند و از آرمانهای ملت کرد دفاع کردند، در واقع این پیشوا بود که بیدادگاه
نظامی رژیم پادشاهی را به میدان محاکمه رژیم ضدخلقی و مستبد سلطنتی مبدل کرد. ایشان
در جریان محاکمات در برابر توهین قضات دادگاه نظامی به ملت کرد، چند بار آنها را
مورد مواخذه قرار داده و دادگاه را دادگاهی فرمایشی قلمداد کردند. دفاعیات پیشوا
قاضی محمد، بیشتر از این لحاظ قابل توجه و تأمل میباشد که پیشوا در این محاکمات به
جای دفاع از خویش، از خواستها و مطالبات ملت کرد دفاع نمودند که حقیقتاً این وظیفه
را به نحو احسن به انجام رساندند و با این دفاعیات، درسی گرانبها و تجاربی قابل
استفاده را برای مبارزان راه آزادی به ارث گذاشتند. ایشان درس وفاداری به اهداف و
تسلیم نشدن در برابر دشمن تا آخرین نفس را به رهروان راه خود یاد دادند که
خوشبختانه، رهروانشان، دروس ایشان را نیک فرا گرفته و طی زندگی مبارزاتی خود آنها
را به صورت بهینه به کار گرفتهاند.
سرانجام، پیشوا قاضی محمد، سیف قاضی و صدر قاضی در 10 فروردین سال 1326 شمسی در
میدان "چوار چرا"ی مهاباد به دار آویخته شدند که پیشتر نیز، در همین ارتباط، جمعی
دیگر، از جمله فیضاللهبگیها اعدام شده بودند. هر چند آنها در آن روز دار فانی را
وداع گفته و قلبشان از تپش افتاد، لیک برای همیشه در دل دردمند ملت خود ماندگارند و
آرمانهایشان راه میلیونها فرزند کرد میباشد.
پس از شهیدشدن پیشوا، رهروان راهشان، فرزندان شجاع و دلیر این ملت، راه ایشان را
ادامه دادند و مبارزه در راستای آزادی ملت تحت رهنمودها و رهبری حزب مدبر و دمکرات
پیشوا، همچنان ادامه یافت. اگر پیشوا شهید شد، قاسملو سربرآورد و مبارزات مخفی را
در درون رژیم قاتل قاضیها پیگیری کرد و خواب را از چشمان تاریکیپرستان و ملت
ستیزان ربود.
جمعی از فعالین حزب، جنبش 47-46 را برپا کردند که طی 18 ماه استبداد سیاه ادامه
داشت. جنبش 47-46 زنگ خطری برای رژیم سلطنتی و زنگ بیداری برای مبارزان راه آزادی
بود، زنگ خطر برای رژیم از آن جهت که به رژیم پادشاهی اثبات کند که دیکتاتوری و قلعو
قمع برای همیشه پایدار نخواهد ماند، و زنگ بیداری برای مبارزان که اثبات نماید که
رژیم پادشاهی، آنقدر پایدار و مستحکم نیست که به لرزه نیافتد. اگر چه طی جنبش
سالهای 47-46 جمعی از بهترین فرزندان ملت کرد شهید شدند، اما آنها با خون خویش،
نهال آزادی را آبیاری کردند تا روزی ثمر دهد و ملت در سایهاش بیاساید.
مبارزه در راستای نیل به آزادی و حقوق ملت پس از سرکوب جنبش 47-46 هم ادامه داشت،
تا عاقبت تومار سیاه و سراسر جنایت رژیم سلطنتی در خیزش پرشکوه ملیتهای ایران در 22
بهمن ماه سال 1357 خورشیدی در هم پیچیده شد.
بعد از سرنگونی رژیم پادشاهی، رژیم جمهوری اسلامی جایگزینش گردید، رژیمی که دین را
در خدمت سیاستهای مخالف حقوق ملی و دمکراسی رژیم قبلی قرار داد، و بدین ترتیب به
خونریزیهای خود مشروعیتی دینی بخشید و برای همین است که شاهد طولانیتر شدن کاروان
شهدایمان هستیم که تاکنون نیز ادامه دارد.
قافلهسالار این کاروان، دکتر قاسملو، دکتر سعید و بسیاری دیگر از رهبران شایسته و
دلیر میدان نبرد علیه استبداد در کردستان ایران هستند که خون آنها با فتوای حاکمان
حکومت اسلامی حلال گردید.
این شهیدان همگی رهروان راه پیشوا میباشند، راه سرفرازی و شرف، رهروانی که در سایه
ازخودگذشتگی آنها، ملتمان براثر توطئهها و سرکوب دشمنان در داخل ملیتها دیگر ذوب
نشده و با ادامه مبارزات ملی خود به خار چشم دشمنان تبدیل گردیده است.
پس از گذشت شصت سال از واقعه شهادت پیشوا قاضی محمد و بعدها شهدای جنبش 47-46 و
دهها هزار شهید دوران بعد از انقلاب، از رهبران، کادرها و پیشمرگان تا مردم عادی،
روند مبارزات ملت کرد همچنان ادامه دارد و مبارزات ملی ملتمان جهت احقاق حقوق و
آزادیهایش، هر روز به موفقیت جدیدی نایل میآید. مبارزه در کلیهی بخشهای میهن
کردها (کردستان) روزبهروز بیشتر گسترش مییابد، کردها طی روندی صعودی در افکار
عمومی جهانیان و محافل و مجامع بینالمللی به مثابه ملتی حقطلب و دمکرات بیشتر
شناخته میشوند و دوستان زیادتری پیدا میکنند.
این همه فداکاری و مبارزات فرزندان میهندوست و شجاع کرد، یادآور این سخن گرانبها و
حکیمانه پیشوا است که به هنگام محاکمه در بیدادگاه شاه فرمودند: "شما با کشتن من
قاضی محمدی را به قتل میرسانید، اما پس از من، هر دختر و پسر این کردستان قاضی
محمدی هستند و مبارزه تا آزادی را همچنان ادامه خواهند داد".
خواهران و برادران گرامی!
مقاومت فرزندان ملت باعث شد که نهتنها آرزوی دیکتاتورها که استحالهی ملت کرد درون
ملتهای فارس، ترک و عرب بود، متحقق نشود، بلکه از سویی در نتیجه خون شهدا و تداوم
مقاومت ملت، و از سویی دگر در نتیجه تحولات جهانی و منطقهای، دیکتاتورهای این عصر
دچار اضمحلال و سرنگونی شدهاند و ملتهای ستمدیده منطقه و از جمله آنها ملت کرد در
مسیر رشد و پیروزی گام مینهند.
دیکتاتوری بغداد سرنگون گردید و کردهای این بخش به قسمتی از خواستها و مطالبات خود
رسیدند. مقاومت ملت کرد در ترکیه، علیرغم همه ستمها و توطئههای حاکمیت کمالیسم
علیه ملت کرد، بیشتر گسترش مییابد و به شکل مسئلهی بینالمللی در میآید. حکومت
متحجر جمهوری اسلامی ایران نهتنها از طریق ترور صدها فعال کرد موفق به ساکت کردن
فریاد حقطلبانه کردها در آن بخش نگردید، بلکه امروز دختران و پسران این بخش از
میهن دلیرانهتر از هر زمان مزدوران رژیم را به مبارزه میطلبند. رژیم جمهوری
اسلامی بیش از سالهای گذشته از دست بحرانهای داخلی و خارجی مخلوق خود مینالد.
دومین قطعنامه مجازات رژیم از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد بر سر ادامه برنامه
هستهای از سوی جمهوری اسلامی، و اصرار رژیم بر بیتوجهی به خواست جامعه جهانی،
سرنوشت مردم ایران را با آیندهای تاریک و مبهم روبرو ساخته است.
ملت کرد در سوریه نیز به برخی دستاوردهای سیاسی نایل گشته و علیرغم فشارها و
سرکوبهای حکومت، مبارزه را به شیوه مناسب خود به پیش میبرد. حائز اهمیت اینست که
ملت کرد از زیر فشار، قتلوعام، استحاله و آتشزدن خاک و سرزمیناش، سربلند بیرون
آمده و تاریخ سخت قرن گذشته که دردناکترین روزگار سیاه و تلخ تاریخ کردها به شمار
میرود را پشت سر نهاده است. اکنون فرزندان کرد، صدای حقخواهانه خود را به نحوی
هشیارانه و پویا به گوش جهان میرسانند. پدیدههای دوران همچو جهانیشدن و ارتباطات
سریع، دیگر اجازه نمیدهند که دیکتاتورها ملت کرد را در خفا قتلعام و امکان رسیدن
فریادش را به گوش کسی سلب نمایند.
اینکه ملت کرد به این مرحله از زندگی و مبارزات خود رسیده است، بیش از همه نتیجه
فداکاری و ازخودگذشتگی صدها هزار شهیدی است که در راستای ماندگاری ملت خود از
بختکردن جانشان که شیرینترین و گرانبهاترین سرمایه آنها محسوب میشد، دریغ
نورزیدهاند، اگر نه احتمال داشت اکنون ملت کرد بنابر آرزویی که دشمنانش در سر
میپروراندند و توطئههایی که علیهاش میچیدند، ذوب شده بود و به این برهه
نمیرسید، همچنانکه ملتهای بسیاری به چنین سرنوشتی دچار آمدهاند.
لذا جا دارد که در این روز، ضمن فرودآوردن سر تعظیم در مقابل روح پاک زندهیاد
پیشوا قاضی محمد، قافلهسالار شهیدان کردستان، صدر قاضی، سیف قاضی، شهدای
فیضاللهبگی که متعاقب سقوط جمهوری شهید شدند، و همچنین یار وفادار و حامی توانمند
پیشوا، مصطفی بارزانی و رهروان راه پیشوا، دکتر قاسملو، دکتر شرفکندی و همه شهدای
راه آزادی کردستان، با آنها تجدیدعهد کنیم که تا آخرین نفس و تا نیل به آرمان والای
آنان که آرمان ملت کرد است، رهرو باوفای راهشان باشیم. زیرا به گفته دکتر قاسملو،
بهترین پاداش برای شهدا، ادامه راهشان است.
همه با هم به همه خانوادههایی که عزیزان خود را در راه سرفرازی کردستان ایثار
نمودند و به راهشان وفادارند، درود وفاداری و قدردانی بفرستیم.
درود بر زندانیان سیاسی کردستان که در راستای آرمانهای پیشوا و خواست برحق خود برای
کسب آزادی و یکسانی در زندانهای جمهوری اسلامی و دیگر دیکتاتورهای منطقه به سر
میبرند.
درود بر زنان و مردان کردستان که در مقابل سرکوب و اختناق رژیم مستبد و ضدخلقی،
قهرمانانه از بقا و موجودیت خود دفاع میکنند و تسلیم نمیشوند. |