کوردی    Kurdī

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: دبیرکل ::.

 

خاورمیانه در بازی سیاسی میان ایران و آمریکا *

 

16-03-1386
مصطفی هجری
خاورمیانه به بخشی از کره زمین اطلاق می‌شود که در حد فاصل میان مصر و ایران قرار گرفته است.
اهمیت این منطقه در اینست که از لحاظ موقعیت جغرافیایی همچون پلی اروپا و آسیای دور را به همدیگر وصل می‌کند، 23% جمعیت روی کره زمین در آن ساکن است، 30% منابع طبیعی جهان در این منطقه قرار دارد که این منابع 74% نفت خام و 50% گاز طبیعی جهان را شامل می‌شود.
ویژگی‌های مذکور و بسیاری از ویژگی‌های دیگر ژئوپلتیک و

 ژئواستراتژیک باعث شده‌اند که خاورمیانه بر سیستم تصمیم‌گیری جهانی تأثیرات به سزایی داشته باشد. به همین دلیل نیز این منطقه در دوران اتحاد جماهیر شوروی و جنگ سرد، میدان نبرد سیاسی میان شوروی و آمریکا بود و هر یک از دو ابرقدرت سعی بر گسترش نفوذ و قدرت خود در منطقه داشتند.

متعاقب فروپاشی شوروی و پایان‌یافتن جنگ سرد، توازن در منطقه به سود آمریکا تغییر کرد و آن کشور طی مدتی کوتاه به سبب قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی خود موفق شد در قسمت عمده کشورهای منطقه و پیرامونش که پیشتر تحت سلطه شوروی بودند، قدرت خود را مسلط گرداند، به‌طوری که مدتی چنین به نظر می‌رسید که آمریکا در منطقه بدون رقیب است و با خیالی آسوده می‌تواند به نقع خود و همپیمانانش در منطقه و جهان، از وضعیت پیش‌آمده بهره‌برداری کند.
اما گسترش تدریجی بنیادگرایی اسلامی و به‌خصوص روی‌کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی ایران به مثابه قدرتمندترین یاری‌رسان و حامی اسلام سیاسی به سال 1979، سیمای منطقه را تغییر داد، به گونه‌ای که آمریکا خود را در برابر رقیبی بسیار جدی یافت.
جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا با هدف روی‌کار آوردن امپراتوری اسلامی آغاز به کار کرد و بنابراین سیاست، صدور انقلاب اسلامی را در پیش گرفت. رژیم خود را پرچمدار اسلام حقیقی معرفی کرد و به غیر از نظام و اعتقادات خود، کسی را مسلمان به شمار نیاورد. این سیاست، بدون تردید پیش از هر منطقه جهان، می‌بایست کشورهای مسلمان همجوار را هدف قرار می‌داد که کشورهای خاورمیانه بودند.
براین اساس به مخالفت با مصر برخواست و یکی از خیابانهای تهران را به نام خالد اسلامبولی، قاتل انور سادات نامگذاری کرد. حکومت عربستان را اسلام آمریکایی خواند و جدال با آن را آغاز نمود. خمینی، زمانی که در قید حیات بود، اعلام نمود که "اگر با شیطان مذاکره کنیم، با عربستان مذاکره نخواهیم کرد" و در ادامه همین سیاست، در آن کشور مرتب مشغول تحریک و تقویت اقلیت شیعه شد. درباره عراق باید گفت که هر چند در سال 1980، این صدام حسین بود که حمله به ایران را آغاز کرد، اما در پی تحریکات و مداخلات خمینی در عراق و مرزهایش و همچنین تبلیغاتی که علیه حکومت وقت عراق به راه انداخته شده بود، آتش جنگ 8 ساله با عراق برافروخته شد و اکنون هم، پس از سقوط حکومت صدام حسین، دست رژیم در عراق و برافروختن آتش جنگهای طایفی و مذهبی و ویرانی و کشتار علناً پدیدار شده است. حکومت یمن اخیراً به نشانه اعتراض، سفیر خود را از تهران فراخوانده و اعلام کرده است که رژیم جمهوری اسلامی، شیعیان آن کشور را به هدف ایجاد آشوب و تفرقه در یمن تشویق و کمک می‌کند. جمهوری اسلامی، تهدید به نابودی اسرائیل از روی کره زمین می‌کند و صلح اعراب و اسرائیل را به چالش می‌کشد، حزب‌الله لبنان را در راستای ساقط‌کردن حکومت آن کشور که از راه دمکراتیک انتخاب شده‌است تقویت می‌کند. به طور کلی، در حد توان خود "انقلاب اسلامی" را به هر نقطه‌ای از خاورمیانه صادر نموده است، یعنی اگر در کشوری ثبات برقرار است، آشوب ایجاد کرده و چنانچه تشنج وجود دارد، به گسترش آن یاری می‌رساند.

 

هدف جمهوری اسلامی از صدور انقلاب چیست؟

ـ رژیم قصد دارد با ایجاد امپراتوری اسلامی، شیعه ولایت فقیهی را به مثابه ایدئولوژی اسلامی ویژه خود، در سرتاسر منطقه گسترش دهد و از لحاظ اعتقادی و حاکمیت سیاسی، هژمونی خود را به عنوان رهبری آن امپراتوری غالب نماید.
ـ نفوذ آمریکا را به عنوان رقیب اصلی خود در منطقه، ریشه‌کن و آمریکا را مستأصل گرداند.
ـ دمکراسی و حقوق بشر را که دو پدیده عصر بوده و به سرعت در حال تبدیل‌شدن به خواست و مطالبه اقشار و طبقات مختلف مردمی هستند که صدها سال است از دست استبداد می‌نالند، به شدت سرکوب کند (زیرا این پدیده‌ها، اولاً با ایدئولوژی رژیم کاملاً متضاد هستند، دوماً وجود این پدیده‌ها موجب تضعیف تدریجی رژیم و در نتیجه سرنگونی کامل آن خواهند گردید) تا از این راه، بدون وجود چالشی جدی حاکمیت خود را تا "ظهور مهدی" نه‌تنها بر مردم ایران، بلکه بر خاورمیانه، ادامه دهد.
اکنون، پرسش اصلی اینست: کدام یک از دو رقیب، آمریکا یا ایران در این جدال پیروز خواهد شد و قادر خواهد بود، قدرت خود را بر خاورمیانه تحمیل کند و به اهدافش نایل آید؟
حکومت جمهوری اسلامی، خود نظامی قرون وسطی‌ای و واپسگرا می‌باشد، بنابراین نوع حاکمیت این رژیم، چاره‌ساز معضلات و پاسخگوی خواستهای امروزین مردم نیست، بلکه بحران‌ساز است و بحرانهایش به طور فزاینده‌ای افزایش می‌یابد. این نوع حاکمیت طی 28 سال، موجب شده که نظامی که در بدو روی کار آمدنش در میان بخش قابل ملاحظه‌ای از مردم ایران، منطقه و جهان طرفداران زیادی داشت، اکنون در داخل فقط شمار معدودی از ایرانیانی که زندگی و منافعشان با رژیم گره خورده است، از رژیم حمایت می‌کنند و وسیله سرکوب مردم معترض و آزادیخواه شده‌اند و به همین منوال در سطح منطقه نیز چند گروه تروریستی. در سطح بین‌المللی وفادارترین شرکای تجاری خود را از دست داده است. چین و روسیه علیرغم همه منافع اقتصادی‌ای که در پروژه‌های نفت و گاز ایران کسب کرده‌اند، در حال حاضر در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران، با مخالفان رژیم، به‌ویژه آمریکا متحد شده‌اند. اتحادیه اروپا نیز به همین نحو با ایران روبرو گشته است. اجماعی که در مخالفت با برنامه هسته‌ای ایران به وجود آمده، کشورهای عربی را نیز در راستای مخالفت با جمهوری اسلامی ایران به همدیگر نزدیک گردانیده است. نظامهایی در منطقه که تاکنون در موارد بسیار نادر علیه جمهوری اسلامی موضعگیری نموده‌اند، به خاطر خوشایند آنان از همجواری با آن رژیم نبوده، بلکه ناشی از هراسی بوده است که از آشوب‌برانگیزی رژیم در کشورشان داشته‌اند.
واضح است که رژیمی با این اوصاف یارای مقاومت دائمی در برابر آمریکا و همه جهان را ندارد، اما این بدین معنی نیست که آمریکا جهت دستیابی به اهدافش در خاورمیانه مانعی پیش‌رویش ندارد و راه همواری را خواهد پیمود.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که اکثر حکومتهای کشورهای خاورمیانه، حتی بخشی از کشورهایی که با آمریکا دارای روابط حسنه هستند، هژمونی آمریکا در منطقه را نمی‌پسندند و به همین خاطر نیز، بخشی به طور علنی و بخشی به طور مخفی در مقابل برنامه‌های آن کشور در منطقه مانع‌تراشی می‌کنند. این ناسازگاری نیز بدین علت برمی‌گردد که آمریکا در تلاش برای تغییر حکومتهای متمرکز و مستبد منطقه و کمک به ایجاد نظامهایی دمکراتیک و تقسیم قدرت میان مردم است، یا حداقل وعده آنرا به مردم داده است. جدیدترین نمونه نیز، عراق پس از سقوط حکومت صدام حسین می‌باشد.
از سوی دیگر، نگرش مردم منطقه نسبت به آمریکا، یکی دیگر از موانع پیش‌روی این کشور است، مردمی که در طول سالیان جنگ سرد نه فقط در برابر سرکوب و قلع‌وقمع حکومتهای مورد حمایت آمریکا، از سوی ایالات متحده هیچ کمکی نشده‌اند، بلکه برعکس، به‌وسیله تسلیحات و امکانات آمریکا که در اختیار حکومتهای مستبد و ضدمردمی قرار گرفته بود، سرکوب و قلع‌وقمع شده‌اند. ایران دوران سلطنتی از زمره آن کشورها محسوب می‌شود. علاوه بر این، دین اسلام که بیشتر ساکنان منطقه به آن معتقدند از این نظر که بخشی از مردم، تحت تأثیر اسلام سیاسی و تحت عنوان مبارزه با کفر، ضدیت و مبارزه علیه آمریکا را وظیفه دینی خود می‌پندارند، تأثیرگذار بوده است.
لذا آمریکا نیازمند درپیش گرفتن برنامه‌ای درازمدت و خردمندانه در منطقه است تا قادر به تثبیت قدرت خود در خاورمیانه باشد. آن برنامه نیز عبارت خواهد بود از جلب اعتماد مردم منطقه که در آینده به نیروی محرکه تحولات در کشور خودشان تبدیل خواهند شد. در همین راستا لازم است، آمریکا عملاً به مردم اثبات کند که از این پس یاری‌رسان حاکمیتهای دیکتاتور و انحصارطلب در منطقه نخواهد بود. از جمله عقب‌نشینی نیروهای آمریکا از عراق پیش از آنکه دولت عراق قادر به تثبیت امنیت در کشورش باشد، از جمله عواملی خواهد بود که نه تنها مردم عراق، بلکه مردم کشورهای همسایه عراق را نیز نسبت به آمریکا بیشتر بی‌اعتماد خواهد کرد. یکی دیگر از موارد احتمالی سهل‌انگاری آمریکا این خواهد بود که آمریکا در کشمکش خود با ایران بر سر برنامه اتمی به نحوی و حتی در صورت گردن گذاشتن ایران به قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد، با رژیم ایران به توافق برسد و دیده بر موارد نقض حقوق بشر و سرکوب گسترده آزادیها در آن کشور فرو بندد و یا در حد موضوعی فرعی، تنها به صدور سالیانه یک اعلامیه ـ رویه‌ای که اتحادیه اروپا تاکنون در پیش گرفته است ـ و محکوم نمودن آن بسنده نماید.
مردم ایران از حمایتهای آمریکا و کمک به حکومت رضاشاه در سرکوب آزادیخواهان آنزمان ایران و به ویژه در جریان کودتای سال 1332 خاطرات تلخی دارند، به طور کلی اعتماد مردم به آمریکا ضعیف است، اینکه مردم ایران اکنون علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران، به آمریکا گرایش پیدا کرده‌اند، نباید از سوی آمریکا به عنوان محبوبیت خود در میان مردم ایران قلمداد شود. لیک پشتیبانی عملی و دائمی آمریکا از مبارزات مردم ایران می‌تواند دیدگاه تاریخی مردم در این مورد را در جهتی کاملاً مثبت تغییر دهد.
از دگرسوی آمریکا می‌بایست به طور جدی یاری‌رسان مبارزات آزادیخواهانه مردم منطقه در راستای نیل به حقوق و آزادیهایشان باشد. در این راستا، تنها شعار دادن برای رهایی مردم از زیر چنگال جور و ستم کافی نیست، بلکه لازم است عملاً از مبارزات مردم حمایت به عمل آورد. در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، هر روز و در مقابل دیدگان مردم جهان، اعتراضات مردم به نحوی وحشیانه سرکوب می‌شود. زنان، معلمین مدارس، کارگران، دانشجویان، روزنامه‌نگاران و سایر اقشار و طبقات جامعه در برابر حکومتی که ثروت و سامان کشورشان را صرف کشتن، زندانی و شکنجه آنها می‌کند از پناه و حامی برخوردار نیستند و به کمک فوری نیاز دارند. آمریکا لازم است در این راستا تلاش کند و برای همین، می‌بایست نیروهای دمکرات اپوزیسیون رژیم در داخل و خارج متحد گردانده شوند و از هرگونه حمایتی برخوردار باشند تا بتوانند خود رژیم را واژگون و یک نظام دلخواه خود را جایگزین آن نمایند. لازم است به ملیتهای تحت ستم ایران این اطمینان داده شود که بعد از تغییر حاکمیت به حقوق سیاسی خود در شکل فدرالی دست می‌یابند تا با پشتکار بیشتر برای ساقط نمودن رژیم تلاش کنند. بر همین اساس لازم است آمریکا به ملیتهایی در منطقه که به پیشبرد برنامه‌های آمریکا کمک کرده‌اند و آمریکا نیز به این نتیجه رسیده است که آنها دارای چنین شایستگی و توانایی‌ای هستند که برای خود حاکمیت دمکراتیک بنیان گذارند، یاری رساند. کردها در عراق چنین تجربه‌ای را با موفقیت به انجام رسانده‌اند که بدون شک ملت کرد در دیگر بخشها نیز می‌تواند نقش موثری را در این راستا ایفا نماید.
آنچه بدان اشاره شد، بخشی از اموری بودند که آمریکا باید یک برنامه درازمدت برای آنها تدوین و هزینه آنرا نیز تقبل کند. در غیر اینصورت، جمهوری اسلامی موفق به ادامه حاکمیت خود برای مدتی طولانی‌تر و تبدیل‌شدن به مانعی بزرگتر در برابر آمریکا و فرایند دمکراتیزاسیون خواهد شد و تاکنون در این ارتباط به پیشرفتهای قابل توجهی رسیده است. جمهوری اسلامی هم‌اکنون در برابر صلح میان اسرائیل و فلسطینی‌ها مانعی بزرگ است، از حزب‌الله لبنان به سود منافع خود به خوبی استفاده می‌کند، در امور داخلی عراق به طور علنی دخالت می‌کند و… به همان اندازه نیز که این روال ادامه داشته باشد، هزینه تحولات برای آمریکا و مردم منطقه، به ویژه مردم ایران افزایش می‌یابد.
مورد دیگری اینکه آمریکا سعی بر تقویت اجماع کشورهای جهان در راستای ایجاد تحولات لازم داشته باشد، همانند اجماعی که علیه برنامه‌ اتمی ایران ایجاد شده است. جمهوری اسلامی و سایر حکومتهای واپسگرا و دیکتاتور منطقه، فقط از طریق چنین اجماعی متحول خواهند شد. در غیر اینصورت، چنانچه بخشی علیه چنین حکومتهایی ایستادگی کنند و بخشی دیگر به همکاری با آنان بپردازد، نتیجه همان خواهد شد که تاکنون در مورد جمهوری اسلامی دیده شده است. هر زمانی که آمریکا ایران را مجازات کرده و مورد انتقاد قرار داده، یکی از کشورهای اروپایی یا چین و روسیه نیازهایش را تأمین کرده و رژیم را از آمریکا بی‌نیاز ساخته است.
کوتاه سخن اینکه:
رژیم جمهوری اسلامی در زیر بار سنگینی بحرانهایی که خود آفریننده آنهاست و روز به روز فزونی می‌یابند، به زانو درخواهد آمد و بخشی از تاریخ خواهد شد، آنهنگام خاورمیانه و به طور کلی همه جهان از چنگ آن بلایا نجات می‌یابند. مهم اینست که پس از رفع آن بلایا، رویه‌ای در پیش گرفته شود که بلایی دیگر در منطقه دامنگیرمان نشود، همچون وضعیتی که در عراق بعد از صدام حسین در مقابل دیدگانمان قرار دارد و آمریکا در این زمینه دارای تجارب کاملی است. این امر نیز همچنان که بدان اشاره رفت از راه جلب اعتماد مردم ستمدیده منطقه، به ویژه ملیتهای تحت ستم ایران که اکثریت جمعیت آن کشور را تشکیل می‌دهند، به دست خواهد آمد.
* محتوای این گفتار در مورخه 31 اردیبهشت ماه ـ 21 ماه مه‌ی میلادی طی یک سمینار در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه صلاح‌الدین در اربیل به دانشجویان آن دانشکده تقدیم شده است که با ویرایشی چند به مقاله حاضر تبدیل شد.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 دوشنبه، ۱۵ مهر ۱۳۸۷ خورشیدی