کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: دبیرکل ::.

 

گفتگوی تلویزیون تیشک با آقای مصطفی هجری

 

22-07-1386

بینندگان عزیز، با عرض سلام و تقدیم احترام خدمت شما، اینبار در محضر دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران آقای مصطفی هجری هستیم برای طرح سؤالاتی چند پیرامون رویدادهای اخیر در منطقه، ایران و جهان، می‏خواهیم نظرات و دیدگاه حزب دمکرات کردستان ایران را درباره‏ ی این رویدادها جویا شویم و مواضع حزب را پیرامون این مسایل برایمان تشریح نمایند. تا در این راستا بینندگان ارجمند با مواضع و دیدگاه حزب دمکرات کردستان ایران بیشتر آشنا شوند و از موضع این حزب در مورد این رویدادها مطلع گردند.

 

س: جناب آقای هجری در ابتدا سؤالها را از ایران شروع می‏کنیم.

 تا بدانیم ایران در چه شرایطی قرار دارد، وضعیت جمهوری اسلامی و رژیم حاکم بر آن در چه موقعیتی قرار دارد. اولین سؤال را در مورد مهمترین موضوع روز، مسئله‏ ی "اتمی" آن رژیم مطرح می‏نماییم، ببینیم مسئله‏ی هسته‏ای آن رژیم به کجا رسیده، پروژه‏ی هسته‏ای رژیم به چه منظوری است؟ مواضع جهانی پیرامون آن مسئله به کجا رسیده‏اند؟ رژیم می‏خواهد چکار بکند و در چه مسیری در حال حرکت است؟
ج: همچنانکه اشاره فرمودید، مسئله‏ی اتمی هنوز هم با آنکه مسایل جهانی بسیار مهمی در ماههای گذشته در منطقه مطرح بوده‏اند. اما همچنان این پروژه‏ی رژیم در کانون مباحث، گفتگوهای جهانی و منطقه‏ای قرار داشته است. در حقیقت این موضوع هم می‏تواند شامل وضعیت داخلی ایران باشد و هم می‏تواند تأثیرات خود را در سطح بین‏المللی آشکار سازد. چیزی که در سطح بین‏المللی می‏توانیم بدان اشاره نماییم آن است که، تاکنون جمهوری اسلامی بر ادامه‏دادن پروژه‏ی اتمی خود پافشاری می‏کند و جامعه‏ی بین‏المللی بر علیه آن پروژه است، چرا که آنها به این باور رسیده‏اند که قصد جمهوری اسلامی از پروژه‏ی هسته‏ای‏یش دستیابی به سلاح اتمی است. این مسئله برای دنیای امروز قابل پذیرش نیست. جمهوری اسلامی دستیابی به سلاح هسته‏ای را در این عصر که خود را در برابر تهدیدات می‏بیند ضروری می‏داند از همین‏رو در این امر پی‏گیر است.
چیزی که تاکنون مطرح شده آن است که، شورای امنیت سازمان ملل متحد تا به امروز دو قطعنامه‏ی تحریم را بر علیه ایران صادر نموده. که آن قطعنامه‏ها تأثیرات بسیار زیادی را در زمینه‏های سیاسی و اقتصادی در ایران برجای گذاشته‏اند. اکنون آخرین مهلتی که به ایران داده شده تا ماه دسامبر است.
اکنون جامعه‏ی بین‏المللی علی‏الخصوص آمریکا و اروپا در فکر آماده‏سازی هستند تا قطعنامه‏ی سوم را در رابطه با تحریم ایران آماده بکنند و آن را به شورای امنیت تحویل بدهند، بنا به تجربه‏ی موجود تصور می‏رود که آن قطعنامه هم تصویب گردد، با تصویب این قطعنامه تحریمها بر علیه ایران بسیار سنگینتر خواهد شد.

س: آقای هجری، شما اشاره فرمودید که جامعه‏ی جهانی نمی‏خواهد ایران به سلاح اتمی دست پیدا کند، پروژه‏ی اتمی ایران برای دستیابی به سلاح اتمی است، چرا جمهوری اسلامی نباید به سلاح هسته‏ای دسترسی داشته باشد؟ اگر جمهوری اسلامی آن پروژه را ادامه بدهد، اشاره فرمودید که، قطعنامه‏ی سوم تحریمها بر ایران تحمیل خواهد شد، آن قطعنامه چگونه خواهد بود و نتایج آن چه می‏تواند باشد؟
ج: دلیل اینکه جامعه‏ی جهانی امروز نمی‏خواهد جمهوری اسلامی به سلاح هسته‏ای دست پیدا کند، واضح است، جمهوری اسلامی ایران، حکومتی سرکش و یاغی است، پایبند عهدنامه‏ها و میثاق‏های بین‏المللی نیست، رژیمی است که با مردم خویش به هر شکلی و با شدیدترین حالت رفتار می‏کند، آمار اعدامهایش روزبه‏روز در حال افزایش است، به لحاظ بین‏المللی در امورات کشورهای همسایه مداخله‏ می‏کند، گروههای ستیزه‏گر و افراطی را در داخل کشورهای همسایه، علی‏الخصوص خاورمیانه سازماندهی و به‏وجود می‏آورد، برای برهم‏زدن وضعیت کشورهای دیگر، به‏خصوص که ما در طول یکسال گذشته در عراق به‏طور آشکار شاهد آن بوده‏ایم. از همین‏رو جامعه‏ی بین‏الملل به این نتیجه رسیده‏ است که رژیمی با این عقلانیت، طرز فکر و ایدئولوژی اگر به سلاح اتمی دسترسی پیدا کند می‏تواند خطراتش برای خاورمیانه به‏طور اخص و در عرصه‏ی بین‏المللی بسیار بیشتر از آنچه باشد که امروز هست. به همین دلیل اکنون جامعه‏ی بین‏الملل اعلام کرده که نخواهد گذاشت که جمهوری اسلامی به سلاح اتمی دست پیدا کند. و دنیا در رابطه با آن متحد شده‏ است.

س: در مورد قسمت دوم سؤال که آن قطعنامه‏ی سومی که تصویب خواهد شد و تحریمهایی که بر ایران تحمیل می‏شود، چگونه خواهند بود؟ و چه تأثیراتی بر کشور ایران و رژیم جمهوری اسلامی بر جای خواهد گذاشت؟
ج: تاکنون مشخص نیست که قطعنامه‏ی سوم حاوی چه نکاتی خواهند بود، اما بی‏گمان مواردی که در آن لحاظ خواهند شد بسیار شدیدتر خواهد بود در مقایسه با دو قطعنامه‏ی قبلی که شورای امنیت سازمان ملل تصویب کرده است، آن قطعنامه هم بدون‏شک در ارتباط با مسایل اقتصادی، روابط سیاسی و مسایل مربوط به تسلیحات، جریانات و امورات نظامی در ایران است، اما باید صبر کرد و منتظر بمانیم تا آن قطعنامه صادر گردد تا نکات و موارد آن بهتر مشخص بشوند. اگر به تأثیرات آنهم اشاره کنیم باید گفت با آنکه جمهوری اسلامی غالباً چنین وانمود می‏کند که آن تحریمها تأثیری بر جمهوری اسلامی ایران نداشته‏اند اما این صحبتها مثل همیشه برای مصارف داخلی است، وگرنه جمهوری اسلامی خود از همگان بهتر می‏داند که تأثیرات منفی آن قطعنامه‏ها بر جمهوری اسلامی تا چه اندازه بوده است. ما وضعیت ظاهری بازار را در ایران می‏بینیم که نیازهای روزانه‏ی مردم در زمینه‏های مواد غذایی، پوشاک و دارو، بعد از تصویب آن قطعنامه‏ها در بعضی از موارد تا 100% و در بعضی از موارد 50% افزایش قیمت داشته‏اند. بر اساس تحلیلهای آگاهان پیش‏بینی شده بود که تا آخر سال جاری میلادی تورم به 17% درصد برسد، اما با آنکه دو سه ماه به پایان سال مانده از 17%درصد بیشتر شده است. اقتصاددانان چنین پیشبینی می‏کنند که این آمار، آمار رسمی جمهوری اسلامی است اما در واقع تورم در جمهوری اسلامی ایران بسیار از این بیشتر است و در آینده بیشتر هم خواهد شد، سوای بازار، کارخانه‏ها و مراکز تولیدی در آستانه‏ی تعطیلی قرار گرفته‏اند و یا اینکه نصف توان ظرفیتی خود محصول تولید می‏کنند. این مسئله هم در نتیجه‏ی تحریمهای شورای امنیت است، مواد اولیه و مورد نیاز به آن کارخانه‏ها نمی‏رسند یا در صورت وجود موارد اولیه به دلیل قیمت بالای آن مواد سودی برایشان دربرنخواهد داشت، در نتیجه کارخانه‏ها تعطیل یا به شکل نیمه‏تعطیل درمی‏آیند. بیکاری کارگران و اخراج آنها از محل کارشان از بارزترین آثار منفی این تأثیرات است. با ازدیاد بیکاران هم جمعیت بیکار جامعه‏ی ایران روبه‏افزایش خواهد گذاشت. اگر توجه کرده باشید بر اساس آمار موجود به نسبت جمعیت ایران، سالانه حدود 800هزار نفر وارد بازار کار می‏شوند و باید برای آنها کار پیدا شود. جمهوری اسلامی تاکنون نه‏تنها برای آن 800هزار نفر بلکه برای نصفی از آنها هم نتوانسته‏اند اشتغال ایجاد کند. اکنون حساب کنید که نصفی از این جمع بیکار می‏‏مانند که حدود 400هزار نفرند و دهها هزار نفر دیگر هم در کارخانه‏ها و کارگاها بیکار و اخراج می‏شوند و به جامعه‏‏ی بیکاران جمهوری اسلامی اضافه می‏شوند. این عامل خود یکی از سنگینترین فشارهایی است که به جمهوری اسلامی وارد می‏شود. اینها آثار و علایمی هستند که مردم روزانه شاهد آن هستند. اما آثار بسیار سنگینتر و مخربتر مواردی هستند که مردم آن را نمی‏بینند. چرا که به تأسیسات نظامی، انتظامی و سیاسی جمهوری اسلامی مربوط می‏شوند. قسمت عمده‏ای از تحریمهای تحمیلی مواردی را شامل می‏شوند که در ارتباط با وسایل و امکاناتی است که در امورات و صنایع نظامی کاربرد دارد.
این تحریم، بانکهای تجاری و اقتصادی رژیم را دربرگرفته و این جمهوری اسلامی است که می‏داند تأثیرات این تحریمها تا چه حدی بوده است، گاهگداری می‏بینیم که هواپیماهای ایرانی سقوط می‏کنند، هواپیماهای مسافربری و هواپیماهای نظامی قسمتی از این مسئله به آثار تحریمهایی برمی‏گردد که بر روی قطعات یدکی و امکانات مورد نیاز این هواپیماها اعمال شوند. این آسیبی است که در مجموع به جمهوری اسلامی وارد می‏شود. از نظر اقتصادی می‏بینیم که اکنون به‏جز آمریکا که معاملات خود را با بعضی از بانکهای ایرانی تعطیل نموده و آنها را تحریم کرده است، کشور آلمان یکی دیگر از کشورهایی بوده که بعد از تصویب قطعنامه‏ی دوم شورای امنیت سازمان ملل متحد با تعدادی از بانکهای ایرانی معاملات خود را تعطیل نموده است. کشورهای دیگر هم مثل اوکراین چنین موضعی گرفته‏اند. فعالیت روسها که یکی از نزدیکترین شرکای تجاری جمهوری اسلامی هستند برای تکمیل پروژه‏ی هسته‏ای اکنون زیر سؤال رفته است، روند کاری آنها کند شده و سیر نزولی به خود گرفته است. اینها مسایلی هستند که برای جمهوری اسلامی به قیمت گزافی تمام خواهد شد. هرچند جمهوری اسلامی می‏خواهد در نزد مردم چنین وانمود کند که این تحریمها تأثیرات چندانی نداشته‏اند، اما طبیعتاً وقتی که مردم خود در روز شاهد و با آن مشکلات مواجه هستند، حرفهای جمهوری اسلامی قابل باور نخواهد بود. بگذریم از اینکه مسئله‏ی بنزین چه مشکلات بزرگی را به وجود آورده است، در شرایط فعلی هر اتومبیلی در روز می‏تواند 3 لیتر بنزین داشته باشد، این درحالی است که ایران باید سالانه مبلغ 5 میلیارد دلار صرف هزینه‏ی بنزین بکند. اکنون بحث بر سر این است که گازوئیل هم در آینده احتمال دارد جیره‏بندی شود. اینها هرکدام چون حلقه‏های زنجیر به هم متصلند و هرکدام بر دیگری تأثیر خواهند گذاشت. وقتی واردات بنزین مورد تقلیل می‏یابد، خودبه‏خود این کمبود بر جریان حمل‏ونقل تأثیرگذار خواهد بود. حمل‏ونقل که با وقفه مواجه گردد، قیمتها بالا می‏روند، امورات ادارات راکد می‏ماند، کارخانه‏ها امکاناتشان کمتر می‏شود. این‏ها همگی بر هم تأثیرگذارند. کارخانه‏ها که تعطیل بشوند، تولید متوقف می‏شود. در این صورت بر بخشهای دیگری هم تأثیراتی به دنبال دارد. در فرآیند بیکاری کارگرها اعتراضات بلند می‏شود و ابراز ناراحتی می‏کنند چرا که در واقع همه بخشهای جامعه چون زنجیر به هم متصلند و ایجاد مشکل در هر بخشی بدون‏شک بر بخشهای دیگر هم تأثیرگذار خواهد بود. از همین‏رو هرچند جمهوری اسلامی مدعی باشد که اینها تأثیری ندارند اما در واقع تأثیرات بسیار عمیقی برجای خواهند گذاشت من در این مورد شکی ندارم که در آینده این تأثیرات، مشکلات بیشتری را برای جمهوری اسلامی به‏وجود خواهند آورد.

س: همچنانکه شما هم شفاف بدان اشاره فرمودید، که این تحریمها تأثیرات خود را برجای خواهند گذاشت. هرچند که احمدی‏نژاد مدعی باشد که آن قطعنامه‏ها کاغذپاره‏هایی بیش نیستند، حتی به اعتراف ناطق نوری یکی از نزدیکان خامنه‏ای که چند روز پیش نشستی با سرمایه‏داران و مدیران کارخانجات و مراکز تولیدی گفته بود که، یأس و ناامیدی و نبود امکانات در چشمان آنها موج می‏زد. اما سؤالی که در اینجا مطرح می‏شود این است که قطعنامه‏هایی که بر علیه جمهوری اسلامی صادر شده‏اند در عمل بر بخش زیادی از مردم فقیر و کم‏درآمد تأثیر خواهد گذاشت، همچنانکه اشاره فرمودید بیکاری زیاد می‏شود، گرانی به اوج می‏رسد، این مسایل به شکلی مستقیم بر زندگی روزمره مردم تأثیرگذار است. رژیم جمهوری اسلامی در سطوح بالا آسیب زیادی از تورم و گرانی نخواهد دید، در این میان تنها مردم آسیب خواهند دید، باعث و بانی این ضرر و زیانی که به مردم می‏رسد، به باور شما و به عقیده‏ی حزب دمکرات کردستان ایران چه کسی است؟ سران جمهوری اسلامی؟ یا جامعه‏ی جهانی که نمی‏خواهد با جمهوری اسلامی در مورد برنامه‏‏ی اتمیش توافق حاصل کنند؟
ج: مسئله‏ی کاملاً طبیعی است وقتی تحریمهایی بر کشوری اعمال می‏شود بر مردم آن کشور تأثیر خواهد داشت، هرچند در شرایط فعلی بر اساس تحریمهایی که از سوی شورای امنیت بر ایران اعمال گردیده سعی شده است که تحریمها بر علیه رژیم باشد نه مردم عادی، اما بدون هیچ توجیهی بخشی از آثار تحریم در میان مردم ظهور خواهد کرد، اما تأثیرات منفی و سنگین آن بر خود رژیم و تأسیسات آن ضربه خواهدزد به‏ویژه بر کارخانه‏هایی که تولیدات آنها هم کاربرد نظامی دارد و هم غیرنظامی و صنعتی به باور من مسبب همه‏ی مشکلاتی که برای مردم ایران پیش آمده جمهوری اسلامی ایران است. چرا که جمهوری اسلامی ایران در حالی که مردم ایران با مشکلات عدیده‏ای همچون، کمبود بنزین، نبود مواد اولیه‏ی غذایی و... دست‏وپنجه نرم می‏کنند، در حالیکه میلیونها جوان و خانواده‏هایشان در دام اعتیاد هستند، دلیلی برای بلندپروازیهای هسته‏ایش وجود ندارد جمهوری اسلامی می‏خواهد با شعار، دستیابی به پروژه‏ی اتمی را به مسئله‏ی ملی بدل کند، درحالیکه این برای مردم ایران یک مسئله‏ی ملی نیست. مردم ایران در حال حاضر نیازمند تأمین مایحتاج زندگی‏ست، نیازمند کار و برخورداری از حقوق انسانی خود است تا در این عصر تحقیر نشود. از کمترین آزادیهای ممکن برخوردار گردد، مردم نیازمند اینها هستند، اینها حقوق مردم است. اما جالب توجه است که جمهوری اسلامی دیواری بلند به دور آن حقوق مشروع مردم کشیده است و از این بحث می‏کند که مردم ایران حق دارند که انرژی هسته‏ای داشته باشند. این بلندپروازیها مردم را دچار مشکلات کرده و روزبه‏روز گرفتاریهای آنها بیشتر می‏شوند. به عقیده من اکنون مردم ایران به ساد‏ه‏گی پی برده‏اند که عامل اصلی این مشکلات جمهوری اسلامی است. چرا که اتحادیه‏های اروپا و کشورهای 1+5 قبل از اینکه تحریمها و قطعنامه‏های شورای امنیت را تصویب کنند مجموعه‏ای از پیشنهادات بسیار خوب را در قالب بسته‏ی پیشنهادی خود به ایران آوردند، امتیازات بسیاری از جمله مشوقهای اقتصادی، بازرگانی و سیاسی را به ایران دادند تا ایران دست از غنی‏سازی اورانیوم بردارد. اما جمهوری اسلامی در مقابل آن همه پیشنهادات ادامه‏دادن به فعالیتهای هسته‏ایش را برگزید، یعنی این جمهوری اسلامی است که باعث ایجاد چنین وضعیتی شده است که برای مردم ایران پیش آمده. همچنانکه مشکلات دیگری هم برای ملت ایران به وجود آورده، مشکلاتی همچون نبود آزادی، وجود شکنجه سرکوب مردم و دهها خبری که در این رابطه در سراسر ایران هر روز می‏شنویم.

س: در ادامه‏ی پاسخ شما سؤال دیگری را مطرح می‏کنیم که شما هم بدان اشاره کردید، روزانه در ایران سرکوب و قلع‏وقمع مردم دیده می‏شود به‏خصوص در مدت یک‏سال‏ونیم گذشته جمهوری اسلامی بسیار شدیدتر و بی‏رحمانه‏تر به سرکوب مردم و اقشار مختلف جامعه‏ی ایران اعم از زنان، جوانان، دانشجویان کارگران، معلمان و ملیت‏های تحت ستم پرداخته است و دور تازه‏ای از رعب و وحشت و سرکوب وحشیانه آغاز شده است، به باور شما دلیل این امر به چه چیزی برمی‏گردد؟ سؤال دیگر این است که این سرکوبها به جناح خاصی در رژیم برمی‏گردد؟ چون ادعا می‏شود که در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی به نام اصلاح‏طلبی چنین مسایلی وجود نداشت اما با روی‏کارآمدن احمدی‏نژاد و جناح تندرو این سرکوبها شدیدتر شده‏اند، اینها به چه مسایلی برمی‏گردند؟ آیا جناحی در جمهوری اسلامی وجود دارد که بهتر از آن جناح دیگر عمل کند؟
ج: سؤال به جایی است، ببینید موانع و مشکلاتی که مردم دارند باعث ایجاد اعتراضاتی می‏شود. یکی از نقاط قوت و بارز مردم ایران است که علیرغم آن همه سرکوب و قلع‏وقمع که جمهوری اسلامی بر آنها روا می‏دارد، روزبه‏روز مقاومت شدیدتر می‏شود، یعنی تا زمانی که بیکاری زیاد باشد، تا زمانی که گرسنگی بیداد کند، تا زمانی که جلوی آزادی موانعی ایجاد شود، صدای اعتراض مردم بلند می‏شود، صدای اعتراض مردم هم که بلند شود جمهوری اسلامی سرکوبها را شدیدتر می‏کند. چرا که متأسفانه جمهوری اسلامی غیراز سرکوب برای احقاق حقوق و خواستهای مردم جوابی ندارد و راهی به‏جز این نمی‏بیند. در ذهنیت آنها چیزی به‏جز قلع‏وقمع و سرکوب وجود ندارد. به همین دلیل می‏بینیم تا آنجا اعتراضات بلند می‏شوند، سرکوب و قلع‏وقمع نیز افزایش می‏یابد، آنها به این فکر می‏کنند که چگونه سرکوب و قلع‏وقمع را افزایش دهند، چگونه دایره‏ی آزادیها را محدود کنند تا بدین وسیله مردم کمتر اعتراض کنند. برای مثال نمونه‏ای از این ذهنیت را خدمت شما عرض می‏کنم، در این روزها محسنی‏اژه‏ای وزیر اطلاعات ایران از این بحث می‏کند که "دشمنان حکومت ایران از 3 طریق می‏خواهند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. یکی از آنها این است که می‏خواهند پارلمان و حکومت را بی‏کفایت جلوه دهند تا از این طریق به نهادهای زیربط نفوذ کنند. مفسرین سیاسی در این باره چنین اظهارنظر می‏کنند، آنها می‏خواهند به گونه‏ای در انتخابات آینده اجازه ندهند کاندیداهایی که انتخاب می‏شوند از مجلس و حکومت انتقاد کنند و از کمبودها حرف بزنند چونکه این اسلحه‏ی دشمن است و دشمن می‏خواهد از این راه به مجلس و حکومت ضربه بزند و آنها را بی‏کفایت نشان بدهد. جدای از اینها می‏بینیم که سرکوبها در ایران روزبه‏روز وسعت می‏گیرد و اشکال تازه‏ای به خود می‏یابد، مثلاً در رابطه با آزادی بیان می‏بینیم که چه خفقانی در روزنامه‏ها جاری است، از سویی عدنان حسن‏پور روزنامه‏نگار کرد به اعدام محکوم می‏شود و از سوی دیگر هیوا بوتیمار را که یک فعال محیط زیست است محکوم به اعدام می‏کنند. به این صورت این مسائل با هم در ارتباط هستند. به باور من در آینده که مشکلات بین‏المللی و مشکلات داخلی فشارها را بر رژيم جمهوری اسلامی بیشتر کنند متعاقباً فشارها و سرکوبها از سوی دولت بر مردم ایران بیشتر خواهد شد. چرا که جمهوری اسلامی در شرایط استرس و نگرانی قرار دارد، از این می‏ترسد که حکومت را از دست بدهد، از سویی تحت فشار کشورهای خارجی است و در داخل هم کسی به حکومت اعتماد ندارد. چرا که ستونهای این رژیم بر دوش مردم نیست، مردم از آنها بیگانه هستند، از آنها دورند و برعلیه آنها اقدام می‏کنند. به همین دلیل جمهوری اسلامی در استرس است و سرکوب و قلع‏وقمع را بیشتر می‏کند تا از این راه مردم را به سکوت وادارد. این دو مسئله کاملاً با هم دیگر گره خورده‏اند و با هم در راتباطند. هرگاه فشارهای خارجی بر جمهوری اسلامی بیشتر شود طبعاً فشار حکومت بر مردم ایران هم افزایش خواهد یافت.
اما در ارتباط با سؤالی که مطرح کردید که آیا این جناحی در رژیم است یا خود رژیم است که دست به چنین اعمالی می‏زند؟ به باور من این هم مسئله‏ای است که در گذشته از آن بحث می‏کردند که، فلان شخص اصلاح‏طلب است و دیگری محافظه‏کار و...، اینها مسایلی بودند در آن زمان برای مردم واضح نبودند اما حال دیگر برای مردم روشن شده است. رژیم در کلیت خود رژیم جمهوری اسلامی است. اکنون هر چه بگذرد و هر حکمی صادر بشود مربوط به رژیم است و در رأس هرم نظام ولایت فقیه قرار دارد. بقیه‏ی مردم تنها دستورات را اجرا می‏کنند. احمدی‏نژاد بیچاره غیر از اینکه دستورات نهاد رهبریی را اجرا می‏کند هیچ قدرت و توانایی دیگری ندارد. تنها تفاوت را در این می‏بینم که احمدی‏نژاد (عمرش طویل باد!؟) حقایق جمهوری اسلامی را به دنیا معرفی کرد. در واقع اگر بعضی از چهره‏های نظام مانند، خاتمی و رفسنجانی دورانی به عملگرا و یا مثل خاتمی به عنوان اصلاح‏طلب شناخته شده بودند و در زیر پوشش این القاب می‏خواستند حکومت جمهوری اسلامی را نگه دارند و عمرش را طولانی کنند. احمدی‏نژاد چون با این سیاستها آشنا نیست به صراحت حرفهای خودش را بحث می‏کند. آنها پوششی بودند که می‏خواستند از این طریق افکار عمومی را فریب بدهند، اکنون این حجاب دیگر برداشته شده و چهره‏ی حقیقی جمهوری اسلامی نمایان شده است. نمونه‏ای دیگر را خدمت شما عرض می‏کنم، به عنوان مثال اگر توجه داشته باشید در ابتدای تشکیل جمهوری اسلامی ایران در خطبه‏های نماز جمعه، در همه‏ی محافل و مساجد شعار مرگ بر اسراییل سر داده می‏شد. اما بعد از روی‏کارآمدن احمدی‏نژاد این امر ارگانیزه می‏شود، تشکیل نشست داده می‏شود، برای اینکه هولوکاست را انکار بکنند. از این بحث می‏کند که باید اسراییل را از صحنه‏ی جهان محو کرد. یعنی چیزهایی که احمدی‏نژاد از آنها حرف می‏زند با مواضع و سخنان گذشته و در ماهیت تفاوتی با همدیگر ندارند تنها ظاهر امر فرق کرده است. از همین‏رو در اینکه جمهوری اسلامی در کلیت خود این سیاستها را اجرا می‏کند هیچ جای شک و تردیدی وجود ندارد. به همین جهت نباید چنین انگاشت که اگر فرداروز احمدی‏نژاد برود فرد مناسبتری جایگاه او را پر خواهد کرد. اینها مسایلی بودند که در گذشته عده‏ای آگاهانه و عده‏ای هم ناآگاهانه می‏خواستند مردم را با آن فریب بدهند. علی‏الخصوص می‏خواستند دنیای بیرون را با آنها فریب بدهند که گویا در ایران فلان شخص اصلاح‏طلب است، و اینها می‏خواهند کشور را به سوی دمکراسی سوق دهند، می‏خواهند در جمهوری اسلامی اصلاحات ایجاد کنند، پس ما باید آنها را کمک کنیم. اما خوشبختانه احمدی‏نژاد این شک و تردید را برطرف کرد و اکنون چهره‏ی عریان جمهوری اسلامی در برابر دیده‏گان جهانیان و مردم ایران عیان است.

س: در خلال صحبتهای شما از روزنامه‏نگار کرد عدنان حسن‏پور و فعالی مدنی به نام هیوا بوتیمار سخن به میان آمد، از این سخنان استفاده می‏کنیم و به بخش دیگری از سؤالاتمان می‏پردازیم که پیرامون وضعیت کردستان ایران است. سرکوبها و خشونتی که جمهوری اسلامی در همه‏ی نقاط کشور آن را پیاده می‏کند در کردستان بسیار شدیدتر و بیرحمانه‏تر اجرا می‏شوند، حتی کسانی که تنها یک مقاله را در روزنامه‏ای به چاپ رسانده‏اند، به خاطر آن مقاله محکوم به حکم اعدام می‏شوند، یا فعالی مدنی به جهت فعالیتهای اجتماعی خود به اعدام محکوم می‏شود یا افراد دیگری که در این مدت دستگیر و روانه‏ی زندانها شده‏اند، شکنجه گشته‏اند، بسیاری از روی ناچاری ایران را ترک کرده‏اند، سرکوبهایی که رژیم توسط نیروهای به اصطلاح انتظامی در مناطق مرزی انجام می‏دهند، در این مناطق مردم کم‏درآمد کرد به خاطر بیکاری ناگزیرند امرار معاش بکنند و بوسیله‏ی باربری در مرزها، از این روستا به آن روستا درآمد ناچیزی حاصل کنند، اما متأسفانه رژیم جمهوری اسلامی به آنها رحم نمی‏کند و به سوی آنها تیراندازی می‏نماید، می‏بینیم بسیاری از مردم بی‏گناه در این راه جان خود را از دست داده‏اند، در داخل ماشین شخصی به آنها تیراندازی شده یا مورد رگبار اسلحه قرار گرفته و ماشین آنها آتش گرفته است، کودکی 12،13 ساله آتش گرفته است چون تنها جرمش حمل بار بوده. چگونه است که رژیم این همه خشونت و سرکوب و قلع‏وقمع را در سکوت مجامع جهانی و بدون اینکه انعکاسی در رسانه‏های عمومی دنیا و منطقه باشد به مرحله‏ی اجرا می‏گذارد؟
ج: در واقع پاسخ این سؤال به سؤال قبلی برمی‏گردد، همان مطلبی که عرض کردم تا فشارها بر جمهوری اسلامی بیشتر شوند قلع‏وقمع افزایش خواهد یافت. اما میزان سرکوب و قلع‏وقمع در نقاطی که مقاومت بیشتر است بر اساس همان دلایل بیشتر خواهد بود. به عنوان مثال، نگاه کنید در همه‏ی نقاط ایران مقاومت مردمی و ابراز نارضایتی را می‏بینیم. اما برخوردی که با این اعتراضات در مناطق اه