|
گردهمآییها را میتوان
از لحاظ اشکال، اهداف، زمان و مکان وقوع از همدیگر متمایز نمود، اما تفاوتها، جوهر
موضوع را که انشعاب است، تغییر نمیدهد.
بدون تردید هر گونه از همدیگر
جداشدنی ـ حتی اگر میان دو تن باشد ـ عواقب و تأثیرات ناگوار خود را بر جای میگذارد
و احتمالاً در مواردی هم مفید فایده باشد، آن تبعات مثبت میتواند نصیب یک فرد یا
یک گروه شود و یا باعث پیشرفت مبارزات و فعالیت به نفع ملت و یا کشوری گردد. اینکه
اعضای یک خانواده در راستای سعادت خانوادهاشان با همدیگر باشند و تمام سعی خود را
برای اتحاد و آشتی میان اعضای خانواده به کار گیرند، آرزویی نیک محسوب میگردد، اما
هنگامی که فرد یا افرادی در خانواده باعث شوند که نهتنها خانواده نتواند به سعادت
دست یابد، بلکه مشکل و تنش میانشان ـ به هر دلیلی ـ آنقدر بالا بگیرد که زندگی آنها
را بر هم زند، در آن صورت جدایی و افتراق تنها راهحل ممکن خواهد شد. بنابراین
عواقب چنین انشعاباتی فقط منفی نیست، بلکه امکان دارد دارای عواقب مثبت هم باشد.
پرسشی که در اینجا مطرح میشود، اینست که: آیا طریقی برای کاستن از عواقب منفی چنین
انشعابهایی وجود دارد؟ جواب سؤال مذکور موضوع بحث این گفتار است، پاسخی از منظر
منافع و مصالح عموم، نه مصالح فرد و یا گروهی کوچک، چرا که غالباً منافع و مصالح در
این دو سطح متفاوت، نهفقط با همدیگر منطبق نیستند، بلکه "متضاد" نیز میباشند.
هر هموطن کرد همسنوسال من که در صفوف فعالین سیاسی فعالیت و یا تاریخ احزاب
سیاسی را مطالعه کرده باشد، از وقوع دهها انشعاب در صفوف احزاب همهی بخشهای
کردستان مطلع است. چنانچه نگاهی گذرا به تاریخ مبارزات احزاب کردستان ایران
بیاندازیم، به این واقعیت میرسیم که سرانجام اغلب انشعابات، درگیری و تنش طرفین با
همدیگر بوده است و برخی از دلایل اصلی بروز تنش و درگیری نیز به این امر باز میگردد
که طرف انشعابی برخلاف اصول و موازین مکتوب و شناختهشده، خود را صاحب بنیان حزبی
میداند که از آن منشعب شده است. بهتر است جهت تشریح بیشتر این پدیدهی نامیمون از
خود حزب دمکرات مثال بزنیم.
به دنبال پیروزی انقلاب ملیتهای ایران در سال 1357 و بعد از کنگرهی چهارم حزب،
گروهی تحت تأثیر "حزب توده" از حزب دمکرات انشعاب کرده و تحت عنوان "حزب دمکرات
کردستان ایران ـ پیروان کنگرهی چهارم" به سنگر رژیم جمهوری اسلامی و مقابله با حزب
دمکرات روی آوردند. هر چند برخی از اختلافات حزب با گروه مذکور به همسنگری آنها با
رژیم برمیگردد، اما بخش دیگری از آن به نام و عنوانی باز میگردد که در واقع آنها
به ناحق بر خود گذاشته بودند. رهبری وقت حزب دمکرات مجموعه دستوراتی را علیه آن
گروه صادر نمود که نتیجه آن، درگیری با همدیگر بود. یکی از دلایلی که حزب دمکرات در
مورد عدم مشروعیت آنها برای انتخاب عنوان مزبور ارائه میکرد، این بود که اقلیتی از
رهبری منتخب کنگرهی چهارم (7 نفر از مجموع اعضای رهبری) که در کنگره حضور داشته و
رأی دادهاند، با خروج از حزب دمکرات، دیگر حزب دمکرات به حساب نمیآیند، زیرا حزب
دمکرات با اکثریت اعضای رهبریش و نیز برنامه و اساسنامهاش همچنان پابرجا میماند.
بعد از گذشت چند سال، یکبار دیگر و اینبار در کنگرهی هشتم حزب، همان سناریو با
تفاوتهایی در افکار و عقاید تکرار گشت. بدین نحو که اقلیتی دیگر که به دنبال وقوع
انشعاب در کنگرهی چهارم در حزب ماندگار شدند و نام و عنوان حزب دمکرات را برای
گروه انشعابی کنگرهی چهارم نامشروع میدانستند و در تصمیمگیری علیه آنها شرکت
داشتند، عمل نامشروع آنها را تکرار و خود را "حزب دمکرات کردستان ایران ـ رهبری
انقلابی" معرفی نمودند که این امر نیز متأسفانه، سببساز مشکلات و حوادث تلخ و
ناگوار زیادی گردید. جالب توجهتر از دو انشعابی که مورد بحث قرار گرفتند، انشعاب
سوم در حزب دمکرات است که در مورخهی 15/9/1385 شکل گرفت. از این لحاظ بر جالب توجهتر
بودن آن تأکید دارم که نیروی محرکهی آن انشعاب کسی بود که در هر دو انشعاب قبلی در
حزب دمکرات ماندگار شده بود و در جمع تصمیمگیرندگانی قرار داشت که به دلیل اینکه
طرفهای انشعابی عنوان "حزب دمکرات" را بر خود نهاده بودند، علیه آنها موضع گرفت و
عواقب چنین موضعگیریهایی نیز بر همگان روشن است،اما با این تفاوت که اینبار خودش
در صف کسانی قرار گرفته که از حزب دمکرات انشعاب کردهاند و گروه انشعابی را حزب
دمکرات میداند و با همفکرانش بر غضب آن عنوان اصرار میورزد. به دیگر عبارت، همان
عملی را که در دو مرحلهی گذشته نامشروع و غیرقانونی میدانستند ـ که باور درستی
نیز بود ـ برای خود مشروع و قانونی قلمداد میکنند. متأسفانه اینبار نیز این عمل
غیرقانونی و نامشروع، عامل مشکلات زیادی میان حزب دمکرات و گروه انشعابی شده است.
ما در اینجا به منظور ایجاد بستری برای حلوفصل مشکلات پیشرو به برخی از آنها اشاره
میکنیم، زیرا حزب دمکرات بر این اعتقاد است که با وجود اینکه انشعاب اینبار
همانند دفعات پیشین خسارات و زیانهای فراوانی به دنبال داشت، بنابراین بهتر است از
زیانهای ناشی از تنش موجود میان حزب و آن گروه و نیز از قباحت انشعاب کاسته شود. یک
ضربالمثل کردی میگوید: "ضرری که از نیمه برگردد، خود سود است".
اگر فرض کنیم که عنوان جریان انشعابی نیز حزب دمکرات باشد، آنهنگام در کردستان
ایران دو حزب با یک عنوان خواهیم داشت.(1)
مشکلات این همعنوانی اینست که:
1ـ مردم را گمراه میسازد و جداسازیاشان دشوار. تازهترین نمونهی این گمراهسازی
به اشتباه افتادن حزب کمونیست فرانسه است، زمانی که نمایندهی گروه آقای ملاحسن
رستگار تحت عنوان حزب دمکرات از آنها خواستار ارسال پیام حمایت از کنگرهاشان شده
بود. علاوه بر این، روزی رفیقی طی پیامی تلفنی به من گفت که روزنامهی "کوردستان"
هر دو طرف را دریافت میکند و تنها از روی تصاویر درون روزنامه پی برده است که هر
یک از آنها متعلق به کدام طرف است!. به راستی اگر کسی تصاویر را نیز تشخیص ندهد،
باید چکار کند؟ و یا اگر اتفاق افتاد که یکی از آنها موضع سیاسی اشتباهی اتخاذ نمود
و یا عملکردی منفی داشت، چرا باید در کارنامهی دیگری ثبت گردد؟و ... .
2ـ این عنوان بنابر اساسنامهی حزب دمکرات برای یک حزب تعیین شده است. اساسنامهای
که در چند کنگره و از جملهی آنها آخرین کنگره (کنگرهی 13) مورد تصویب قرار گرفته
است. طی آن کنگرهها، اعضای کنگره از جمله جریان انشعابی نیز بدان رأی دادهاند و
حتی یک تن نیز با این عنوان مخالف نبوده است. آن کنگره، کنگرهای قانونی است، زیرا
منطبق با قوانین حزبی تشکل شده، قانونی که در زمان سلطه گروه انشعابی ـ که قبل از
کنگرهی 13 اکثریت رهبری را در اختیار داشتند ـ تصویب گردیده است و بنابراین آنها
نیز همراه سایر اعضای کنگره رأی به مشروعیت کنگره دادهاند. به این دلیل، زمانی که
اقلیتی از اعضای کمیتهی مرکزی (6 عضو از 23 عضو) انشعاب میکنند، حزب دمکرات
نیستند.
3ـ به دلایل فوقالذکر و دلایل دیگری که توضیح آنها از حوصلهی این مطلب خارج است،
غصبکردن عنوان حزب دمکرات از سوی آن گروه موجبات سردی روابط میان طرفین را به وجود
آورده است. این در حالی است که هنوز هم زمینههای مشترک فکری و تاریخی گذشتهامان
میتواند حلقهی روابط فیمابین را مستحکمتر نماید. پرواضح است که مسائل موجود بر
سر عنوان، تنها به سردی روابط میان ما دو طرف ختم نمیشود، بلکه میتواند به مانعی
در برابر همکاری مشترک و نزدیکیامان با سایر نیروهای سیاسی کرد اپوزیسیون ایرانی
مبدل شود، نیروهایی که احتمالاً اکنون همکاری و نزدیکی میانشان بیش از گذشته ضرورت
یافته است.
هر یک از کادرها، پیشمرگان و اعضای رهبری جریان انشعابی در حال حاضر میبایست از
خود بپرسند که آیا منفعت جنبش ملت کرد و حتی پیشرفت آن جریان، در برداشتن موانع از
طریق تعیین عنوانی دیگر است و یا در اصرار و پایفشاری متعصبانه بر حفظ آن عنوان؟.
در همین راستا، این پرسش نیز مطرح میشود که اگر بر حزب دمکرات خواندن خود اصرار
نمودند، آیا واقعاً حزب دمکرات خواهند شد؟. مگر نه اینست که هر دو گروه انشعابی
قبلی با انتخاب این عنوان نیز حزب دمکرات نشدند.
به همین خاطر ما بر این باوریم که آن گروه بهتر بود از روز اول انشعابشان عنوان
دیگری را برای خود برمیگزیدند تا تنشی که در این مدت پیش آمده، ایجاد نمیشد، اما
به هر حال میتوان اکنون نیز به آینده نگریست و منتظر شد و دید که آیا در کنگرهای
که به نظر میرسد به زودی تشکل خواهند داد، این مانع را از سر راه بر میدارند؟ از
این امر نیز اطلاع داریم که افرادی در سطح رهبری و بدنهی آن گروه وجود دارند که
اندیشهاشان فقط حول انتقامجویی، تعصبگرایی و خشونتگرایی میچرخد. با وجود این ما
امیدواریم که تحلیل درست و مصالح جنبش بر کوتهبینی بخش مزبور غالب گردد و در این
مورد کنگرهاشان نتایجی در راستای برداشتن مانع مزبور در پی داشته باشد، بهویژه
اینکه در اطلاعیهای به مناسبت خاتمه یافتن پلنوم اخیراشان که مورخهی 13/11/2007
انتشار یافته است، نوشتهاند: "... در این گزارش ]منظور گزارشی میباشد که به پلنوم
تقدیم شده است[ به ضرورت نزدیکی و اتحاد میان نیروها و سازمانهای اپوزیسیون جمهوری
اسلامی در سطح کردستان ایران و ایران اهمیت ویژهای داده شده بود...". در همین
رابطه در بخش دیگری از همان اطلاعیه آمده است: "گزارش به خواستها و انتظارات اعضای
حزب بالأخص، و مردم کردستان ایران بالأعم، از حزب ما و دیگر احزاب و سازمانهای حاضر
در جنبش کردستان اشاره کرده بود که، تلاش برای ایجاد اتحاد میان آن سازمانها یکی
از آن موارد بود".
(1) جریان انشعابی برای اینکه وانمود کنند که نام خود را تغییر دادهاند، مدتی از
عنوان "حزب دمکرات کردستان ـ ایران" استفاده میکردند و بعداً اعلام نمودند که
اسمشان "حزب دمکرات کردستان" است و کلمهی "ایران" را حذف نمودند که در واقع چنین
عناوینی تغییر عنوان محسوب نمیشود.
منبع:
www.Sikrter.com
سایت دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، آقای مصطفی هجری
|