کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

:: خبرگزاری کوردستان میدیا

.:: دبیرکل ::.

 

آقای مصطفی هجری در مصاحبه با روزنامه "رۆژنامه":

مذاکره با جمهوری اسلامی دستاوردی دربر نخواهد داشت

 

01-02-1387
س: کسانی بر این اعتقادند که رقابت اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران در جریان دور هشتم انتخابات پارلمان ایران و در کلیت جمهوری اسلامی، رقابتی واقعی‌ است و نیز بر این باورند که اگر اصلاح‌طلبان بخواهند، وضعیت سیاسی ایران متحول شده و تا حدودی دمکراتیزه خواهد شد. نظر جنابعالی، در مورد انتخابات در ایران و به‌ویژه انتخابات دور هشتم مجلس چیست و مجادلات میان اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران در رقابتهای انتخاباتی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: در هشت دوره‌ی انتخابات پارلمانی و در انتخابات مختلف ریاست جمهوری نیز که از بدو حاکمیت جمهوری اسلامی تاکنون برگزار شده‌اند، آنچه ما و همه‌ی مردم ایران مشاهده کرده‌ایم، اینست که در هیچ یک از این نمایشهای انتخاباتی، انتخاباتی واقعی برگزار نشده است، چرا که از مشخصه‌ها و معیارهای انتخاباتی، به صورتی که جهان دمکراتیک برای انتخاباتی آزاد آنرا قبول دارند، برخوردار نبوده است. همچنین مسئله‌ی شورای نگهبان و رد صلاحیت نامزدها توسط آن دستگاه، در واقع تعیین افرادی برای جمهوری اسلامی محسوب می‌شود که تفاوت آنچنانی با همدیگر ندارند، بدین معنی که افرادی که می‌توانند نماینده‌ی واقعی مردم شوند، رد صلاحیت می‌شوند و مجموعه افرادی باقی‌ می‌مانند که رژیم در مورد آنها، شناخت کامل دارد و هر یک از آنها انتخاب گردند، برای جمهوری اسلامی تفاوتی نخواهد داشت که در نتیجه‌ی این امر، سطح مشارکت مردم در انتخابات به طور روزا‌فزونی کاهش می‌یابد. منظور من از کاهش مشارکت ربطی به آن ندارد که جمهوری اسلامی همیشه به دنبال برگزاری هر انتخاباتی، به‌طور گسترده تبلیغات می‌کند، آنرا موفقیت‌آمیز می‌خواند و ادعا دارد که همه‌ی مردم از آن استقبال کرده‌اند، اما سطح مشارکت در انتخابات در کردستان، به‌ویژه بنابر اطلاعاتی که به دست ما رسیده‌اند، روز‌به‌روز کاهش یافته که یکی از آنها، انتخابات دوره هشتم مجلس می‌باشد. از جنبه‌ی دیگر نیز، از اوایل امر تاکنون، اصلاح‌طلبان در ایران، اصلاح‌طلب حکومتی بوده‌اند، احتمالاً دوران طلایی اصلاح‌طلبان، مجلس ششم باشد، در آن زمان خاتمی رئیس جمهور بود که قوه‌ی مجریه و اکثریت پارلمان را در اختیار داشت، اما شاهد بودیم که حتی گامی به سوی دمکراسی برداشته نشد، حتی در جریان تبلیغات انتخاباتی برای دوره ششم مجلس، وعده می‌دادند که در صورت در اختیارگرفتن حاکمیت، قبل از هر چیز قانون مطبوعات را که توسط حکومت کاملاً محدود شده بود، تغییر خواهند داد، اما شاهد بودیم که به محض روی کار آمدنشان، بنابر یک فرمان خامنه‌ای که حکم حکومتی بر آن اطلاق شد، از پیگیری آن منصرف شدند و حتی آنرا به بحث نیز نگذاشتند، در حالی که پیشتر وعده‌ی آنرا به مردم داده بودند. بنابراین، مسئله‌ی اصلاح‌طلبی که با ریاست جمهوری خاتمی مطرح گشت، به دنبال دو دوره‌ی چهار‌ساله‌ی ریاست جمهوری، در واقع پایان پذیرفت و خاتمه‌یافته محسوب می‌شود. یعنی آن جریان عملاً نشان داد که قادر به ایجاد هیچگونه تحولی در جمهوری اسلامی نیست که به سود مردم و دمکراسی باشد، به‌ویژه اینکه همه‌ی امور باید در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی انجام شوند که قانون اساسی، خود یکی از بزرگترین موانع پیش‌روی آزادی و دمکراسی و جامعه‌ی باز به حساب می‌آید. لذا بر این اعتقادیم که دوران اصلاحات پایان پذیرفته و رقابت میان اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران، رقابتی نیست که مردم به آن امیدوار باشند، به‌ویژه اینکه هیچ یک از طرفین خواهان آزادی، وجود اختلاف نظر و ایجاد تحول در جمهوری اسلامی نیست. چنانچه رقابتی در میان باشد، بیشتر در بین حکام وجود دارد که هر کدام درصدد کسب قدرت بیشتر است، نه بدین منظور که به سود آزادی، دمکراسی، حقوق ملیتها و رفع ستمهایی که هم‌اکنون بر مردم روا داشته می‌شود، در حکومت تحول ایجاد کنند.

س: ایالات متحده‌ی آمریکا هنوز هم مخالف ایران است و با بقای حاکمیت به صورت کنونی، مخالف است. آیا شما به عنوان حزب دمکرات کردستان ایران که علیه جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنید، در این راستا با آمریکا دارای روابطی علنی هستید؟
ج: ما به مثابه‌ی حزب دمکرات کردستان ایران بر این اعتقاد هستیم که ما ملت کرد به تنهایی قادر به سرنگون‌ساختن جمهوری اسلامی ایران و یا هر حکومت دیگری که بر ایران حاکم باشد، نیستیم، بدین هدف ما بر دو عامل اتکا داریم: اولی، مبارزه و فعالیت مردم کردستان در داخل کشور می‌باشد که در این راستا به امور سازماندهی، اطلاع‌رسانی و افشای جمهوری اسلامی می‌پردازیم. دوم، ما برای حصول اهدافمان به حمایت خارجی نیاز داریم، این حمایت عبارت است از حمایت کشورهای دمکراتیک و صنعتی جهان که یکی از آنها آمریکا می‌باشد و شاید در رتبه‌ی دوم نیز اروپا قرار داشته باشد. با توجه به همین سیاست است که ما سالهاست با آمریکا رابطه داشته و داریم. بر همین اساس از لحاظ دیپلماتیک، ما در سطح اروپا فعالیت قابل توجهی داشته‌ایم و با احزاب، کشورهای اروپایی و اتحادیه‌ی اروپا تعامل داریم تا بتوانیم صدا و خواست ملتمان را به مراکز نیرومند صلاحیتدار جهان برسانیم و سیاست حزب خود را به آنها معرفی کنیم.

س: آیا رابطه‌ای که شما با کشورهای مذکور دارید، هیچوقت منجر به طرح پروژه و برنامه‌ای، حداقل به منظور تضعیف جمهوری اسلامی در ایران و منطقه شده است؟
ج: به نظر من، حکومت آمریکا تاکنون از سیاست شفافی در قبال ایران برخوردار نیست، درست است که آمریکا از رژیم ایران خشمگین است، اما تاکنون سیاست اعلام‌شده‌ی آنچنانی‌ای وجود ندارد که من ‌باب‌ مثال نشان دهد که آمریکا در قبال ایران درصدد انجام کار و یا طرحریزی برنامه‌ای باشد، بنابراین در این چهارچوب، به نظرم آمریکا نه‌تنها با حزب ما، بلکه با هیچکدام از احزاب اپوزیسیون ایران دارای اینچنین مناسباتی نیست که به مرحله‌ی طرحریزی برنامه‌ای رسیده باشد. رابطه‌ای هم که داریم، بیشتر رابطه‌ای سیاسی و تفاهم با همدیگر در مورد وضعیت حاکم بر ایران و کردستان است.

س: در جریان حمله‌ی نظامی آمریکا به عراق و قبلاً نیز به افغانستان، این فرضیه وجود داشت که آمریکا در آینده‌ای نزدیک و به دنبال عراق، به ایران حمله کند، اما پس از وقوع رویدادهای مرتبط با حملات، این فرضیه تضعیف شده است و اکنون موضوع توازن قوا در منطقه و در جهان بر رنگ‌باختن این فرضیه مؤثر افتاده‌اند. با توجه به این امر، حمله‌ی آمریکا به ایران چقدر به واقعیت نزدیک است؟
ج: تا جایی که من از سیاستهای اعلام‌شده‌ی آمریکا مطلع هستم و از اوایل کار آنرا تعقیب کرده و با توجه به روابطی که با آنها داشته‌ایم، هیچ زمانی نشنیده‌ایم که برنامه‌ی حمله‌ی نظامی به ایران از طریق زمینی مطرح باشد و آنچه را که در افغانستان و عراق رخ داد، در ایران نیز پیاده کنند. در اینجا به جزئیات این موضوع نمی‌پردازم، شاید مستلزم فرصت بیشتری باشد، اما آنچه که تاکنون مطرح بوده، حمله‌ی موضعی آمریکا به ایران، از طریق حملات موشکی بوده است، به نحوی که برخی از مراکز استراتژیک، اقتصادی، نظامی و راههای ارتباطی را به شدت تحت حملات موشکی قرار دهد و خسارات بزرگی بر ایران وارد کند، تا سال پیش این احتمال وجود داشت، اما همچنانکه شما اشاره کرده‌اید، مسئله‌ی توازن قوا در منطقه، علاوه بر این من مسئله‌ی افزایش قیمت نفت را نیز بدان می‌افزایم و چند عامل دیگر باعث شدند که آمریکا تاکنون از حمله بحثی به میان نیاورد و احتمال آن وجود نداشته باشد. ما بر این اعتقاد نیستیم که آمریکا در چنین شرایطی در خاورمیانه درصدد چنین اقدامی باشد، زیرا چنین اقدامی موجب افزایش مشکلات خود و متحدینش خواهد شد. هرچند آمریکا به عنوان عضو کشورهای 1+5 قصد دارد با دو روش تشویق و تنبیه توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد، ایران را به مسیری سوق دهد که دست از غنی‌سازی اورانیوم بردارد و بدین‌ترتیب خطر احتمالی را نسبت به خویش و به طور کلی جهان از بین ببرد. سیاستی که آمریکا در حال حاضر اتخاذ نموده است، از سویی تشویق ایران به انجام مذاکره است و از دگر سوی همچنانکه گفتم مجازات است، همچنانکه چندی پیش دیدیم که قطعنامه‌ی سوم شورای امنیت علیه ایران صادر شد که آمریکا در جریان تصویب آن نقش چشمگیری ایفا نمود.

س: اکنون در خاورمیانه، پروسه‌ی دمکراتیزه‌کردن ساختارهای سیاسی در نوسان است. فرض بر اینکه این طرح به حدی پیشرفت کند که جمهوری اسلامی مجبور به رعایت دمکراسی در داخل کشور شود و چنین حالتی اتفاق بیافتد که لازم باشد با اپوزیسیون به مذاکره بنشیند. شما به عنوان حزب دمکرات، چقدر حاضر به مذاکره با جمهوری اسلامی هستید؟
ج: هرچند گفته می‌شود که در سیاست غیرممکن وجود ندارد، اما ما واقعاً بر اساس شناختی که از جمهوری اسلامی داریم و تجربه‌ای که با آن رژیم اندوخته‌ایم، به این نتیجه رسیده‌ایم که جمهوری اسلامی به هیچ نحوی با ویژگی‌های دمکراسی همخوانی ندارد و قادر نخواهد بود در مسیر دمکراسی حرکت کند، دلیل این امر نیز به این بازمی‌گردد که دمکراسی در جامعه یا در نظامی یا حاکمیتی دمکراتیک ارتقا می‌یابد، حکومتی که خود را نماینده‌ی خدا می‌داند و چنین می‌انگارد که اموراتش، اموراتی الهی و غیرقابل دستکاری و تغییر هستند، در آنجا روند دمکراسی، خودبه‌خود چیزی نیست که به آن حتی فکر کرد. ما در این باره، علاوه بر ایران، تجربه‌ی سایر کشورها را نیز مد نظر داریم که نتوانسته‌اند خود را با دمکراسی وفق دهند، می‌توانیم کره‌ی شمالی را مثال بزنیم که هم‌اکنون در قالب ایدئولوژیک خود گرفتار است، قبلاً اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت که نتوانست دمکراسی را تحمل کند، همچنین کوبا وجود دارد، حکومت طالبان وجود داشت، در این نمونه‌ها ایجاد تحول دیده نمی‌شود. جمهوری اسلامی نیز در زمره‌ی آن سیستمهای ایدئولوژیک قرار دارد که قادر به حرکت در مسیر دمکراسی نیست و لذا در همین حالت ماندگار است و وضعیتش در داخل و خارج روزبه‌روز وخیم‌تر می‌شود. در مورد دمکراتیزه‌کردن منطقه توسط آمریکا، بر این باوریم که آمریکا درصدد ایجاد تحول در منطقه است، اگر یکی دو سال قبل طرح خاورمیانه بزرگ را مطرح نمود، هرچند طبق پیش‌بینی‌ آنان به سرعت پیشرفت نکرد، اما به نظر ما طرح مزبور همچنان مطرح می‌باشد. زیرا مسئله‌ی دمکراتیزه‌کردن خاورمیانه، به غیر از اینکه به نفع مردم منطقه و به‌خصوص ملیتهای تحت ستم است، به سود آمریکا نیز هست که منطقه، منطقه‌ای دمکراتیک باشد و لذا آمریکا در همین راستا تلاش خواهد نمود. درباره‌ی مذاکره‌ی ما با رژیم جمهوری اسلامی ایران، با وجود اینکه به عنوان حزبی سیاسی، صلح‌طلب و بر این باور هستیم که مشکلات و اختلافات میان حکومت و ملیتها از طریق دیالوگ و به نحوی آشتی‌جویانه حل‌وفصل گردند، اما متأسفانه جمهوری اسلامی را دارای این چهارچوب فکری و نظری نمی‌بینیم که برای حل مسائل به دیالوگ بپردازد. جمهوری اسلامی اگر در برخی مواقع از دیالوگ و نشست سخن می‌راند، منظورش حل مسائل نیست، بلکه می‌خواهد همه‌ی مسائل را در جهت منافع، مصالح و سیاست خود به پیش برد، مثال بسیار بارز این امر، پرونده‌ی اتمی است که چندین سال است آنرا طول داده و کشورهای 1+5 در حال مذاکره با ایران هستند، اما مشاهده می‌کنیم که طی این چند سال، به رغم آنکه سه قطعنامه‌ی تنبیهی توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی صادر شده است، اما ایران بر ادامه‌ی سیاستهایش اصرار می‌ورزد، به همین خاطر به نظر من، مذاکره با جمهوری اسلامی دستاوردی در بر نخواهد داشت، هرچند ما به عنوان حزب دمکرات کردستان ایران در برهه‌ای مذاکره را آزموده‌ایم و در راستای سیاست صلح‌جویانه، بهای زیادی پرداخته‌ایم، همچنانکه می‌دانید دبیرکل محبوب حزبمان، دکتر قاسملو در همین راه به شهادت نایل شد، هم‌اکنون به این قناعت رسیده‌ایم که جمهوری اسلامی با مذاکره میانه‌ای ندارد و نمی‌خواهد از این طریق به حل مسائل بپردازد و همچنین ما هیچ امیدی به این نداریم که روزی با جمهوری اسلامی برای حل مسائل به مذاکره بنشینیم.

س: به دنبال مجموعه انشعاباتی که در احزاب کردستان ایران به وقوع پیوستند، دیدگاهی منفی در مورد آن احزاب درست شده که باعث نوعی ناامیدی نیز شده است، بدین لحاظ بعید به نظر می‌رسد که برای مقابله با جمهوری اسلامی و یا برای رسیدن به هر هدف سیاسی دیگری، بتوانند جبهه یا نوعی از ائتلاف را تشکیل دهند. شما این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ج: انشعاب گروهها از احزاب کردستان ایران و تشکیل حزب جدید، پدیده‌ای تازه نیست و تنها مختص به کردستان ایران هم نیست، در هر جامعه‌ای که دیالوگ و مباحثه وجود دارد، این امر به وقوع می‌پیوندد و ما روزانه در جهان شاهد چنین امری هستیم. روشن است که حزب بر اساس توافق ایجاد می‌شود، یعنی جمعی از افراد حول برنامه‌ها و نظرات مشترکی گردهم می‌آیند، هنگامی که اختلاف عقیده و نظر به وجود می‌آید، انشعاب نیز امری عادی محسوب می‌شود. به نظر من انشعاب هنگامی موجب نومیدی خواهد شد که افراد انشعابی، از مبارزه منصرف شوند، وگرنه تشکیل حزب و سازمان دیگر و اقدام جهت کنارگذاشتن دیکتاتوری و نیل به رهایی موجب ناامیدی نخواهد شد. مردم کرد، نه در کردستان ایران و نه در سایر بخشهای کردستان نبایست بخاطر این امر، نومید گردند. از سوی دیگر، درست است که انشعابات کنونی تا حدودی در مقابل اتحاد و همکاری همه‌ی احزاب کردستان ایران مانع ایجاد کرده‌اند، اما این بدین معنا نیست که این مشکلات همیشگی هستند. من بر این باور هستم که وضعیت کنونی ما در مقایسه با دوران اوایل روی‌کارآمدن جمهوری اسلامی بدتر نیست، ما در آن برهه، با همکاری و هماهنگی اکثر احزاب و جریانات مختلف سیاسی که در آن زمان در ایران فعالیت کرده و از اکنون گسترده‌تر بودند، موفق شدیم هیئت نمایندگی مردم کرد را تشکیل داده و با جمهوری اسلامی به مذاکره بپردازیم. در آن زمان با وجود افکار و عقاید متفاوت، از کمونیستهای تندرو گرفته تا اسلام‌گرایان و دمکراتها، توانستیم زیر چتر هیئت نمایندگی ملت کرد گردهم آییم و سخن خود را با جمهوری اسلامی در میان بگذاریم، البته مـتأسفانه نشستها نتیجه‌ای در برنداشت، اما نمونه‌ای بود که نشان داد که جریانات سیاسی کردی قادر به گردهم‌آیی و فعالیت مشترک هستند. علاوه بر این، ما سه سال پیش در راستای تشکیل هم‌صدایی با سایر ملیتهای ایران، مانند عرب، بلوچ، ترک و ترکمن که آنها نیز همچون ما تحت ستم هستند، تلاش نمودیم که خوشبختانه در این امر به موفقیت رسیدیم، اوایل با همکاری هفت سازمان موفق به تشکیل "کنگره‌ی ملیتهای ایران فدرال" شدیم و اکنون تعداد سازمانهای عضو این اتحاد به 15 رسیده است که در میانشان سه سازمان کردی وجود دارد، به عبارت دیگر، زمانی که ما، سه سازمان کردی در آن کنگره با هم همکار و دارای اهداف مشترک هستیم، چرا نمی‌توانیم با سایر سازمانهای کردی بر سر فعالیت مشترک به توافق برسیم. بنابراین مسائل مذکور، نه‌تنها مایه‌ی نومیدی نیستند، بلکه بسیار هم جای امیدواری هستند، ما به سهم خود سعی بر آن داریم که متعاقب انشعابات صورت گرفته و از این به بعد، وضعیت را آرام کنیم و در جهت ایجاد فضای مناسب سیاسی بکوشیم، در این راستا نوعی از همبستگی ایجاد کنیم. به نظر من در زمان مقتضی، شرایط مناسب این امر پیش خواهد آمد، همه‌ی ما تاکنون در اهدافمان مشترک هستیم، که آن سرنگونی جمهوری اسلامی و ایجاد حکومتی دمکراتیک فدرال است که بتواند حقوق ملیتهای ایران را تضمین کند. من بنابر شناختی که از سازمانهای اپوزیسیون کرد ایران دارم، اختلافی آنچنانی را مشاهده نمی‌کنم که قادر به همکاری با همدیگر نباشیم، به‌جز برخی از احزاب کمونیست که جمعیت بسیار کم و غیرقابل ملاحظه‌ای دارند، سایر احزاب کردی در چهارچوب فکری و سیاسی همانندی به سر می‌برند و لذا ایجاد اتحاد نه‌تنها غیرممکن نیست، بلکه بسیار هم ممکن است.
* این مصاحبه در مورخه‌ی 25/3/2008 در روزنامه‌ی "رۆژنامه"، به زبان کردی چاپ و پخش شده است.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۴ مرداد ۱۳۸۷ خورشیدی