کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: رادیو صدای کردستان ایران

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

.:: دبیرکل ::.

 

مذاکره‎ی ایران و آمریکا به کدامین سو؟‌

 

12-02-1388

مصطفی هجرى
باراک اوباما در کمپین انتخابات ریاست جمهوری به مردم وعده داد که با ایران مذاکره نموده و مشکلات موجود میان دو طرف را به شیوه‎ی مسالمت‎آمیز حلّ‎وفصل کند. وی پس از ورود به کاخ سفید نیز در صدد تحقق وعده‎ی خویش برآمده و به همین منظور نیز طی این مدّت با برداشتن گام‎هایی در این راستا سعی نموده است فضایی مناسب و مطمئن ایجاد نماید. از جمله این گام‎ها، پیام تبریک نوروزی اوباما به مردم و حکومت ایران، مشارکت دادن ایران در کنفرانس افغانستان که در مورخه‎ی 31/3/2009 در شهر "لاهه" برگزار شد، را می‎توان نام برد، و انتظار می‎رود در آینده نیز قدم‎های مشابه دیگری

برداشته شود.
این پیشدستی آمریکا به ظاهر کاملاً منطقی و قابل قبول است و هیچ فرد و گروه ترقیخواه و مدرنی نمی‎تواند این واقعیت را انکار نماید که راه حل صلح‎آمیز برای حل نقاط مورد اختلاف، بهترین راه حل بوده و تا زمانی که چنین راه حلی قابل دسترسی باشد، نمی‎توان خشونت را به عنوان یک راه حل برگزید. به همین دلیل نیز جامعه‎ی بین‎المللی از این اقدام اوباما استقبال نمود و به انتظار نتایج مثبت این فرایند نشسته است.
آنچه که در این نوشتار قصد پرداختن به آن را داریم این است که چنین فرایندی مدّت زیادی به طول خواهد انجامید، لیکن به نتایج مورد نظر آمریکا منتهی نخواهد شد و طرفی که در این میان سود خواهد برد جمهوری اسلامی ایران است. این نظر نیز از واقعیات زیر سرچشمه می‎گیرد:
علاوه بر مسأله‎ی حقوق بشر و دمکراسی که در مدّت سی سال گذشته توسط رژیم جمهوری اسلامی در ایران پایمال شده و از جانب نهادهای مرتبط با این مسئله در آمریکا و اروپا، ده‎ها بار رژیم ایران محکوم شده است، هیچ‎گاه نه جمهوری اسلامی و نه کشورهای صادرکننده‎ی بیانیه‎ها، مسئله را جدّی تلّقی ننموده‎اند، در این میان نکاتی نیز مورد اختلاف هستند که عقب‎نشینی و سازش در مورد آنها برای هرکدام از طرفین دشوار خواهد بود. آمریکا در نظر دارد از طریق گفتگو جمهوری اسلامی را وادار نماید که دست کم:
•دست از غنی سازی اورانیوم بردارد، زیرا معتقد است که هدف ایران از این کار، دستیابی به سلاح اتمی است، هر چند که ایران این ادّعای آمریکا را ردّ نموده است.
•دست از پشتیبانی و تحریک گروه‎های تندرو و مخالف اسرائیل، مانند حزب‎الله و حماس بردارد تا در این منطقه آرامش برقرار شده و مشکلات میان آنان حلّ‎وفصل شود.
•از مداخله در امور داخلی کشورهای منطقه به‎ویژه کشورهایی که آنها را دوست آمریکا می‎داند، دست بردارد. امّا سیاست ایران در منطقه، کاملاً در راستای مخالفت با تحقق اهداف مورد نظر آمریکاست.
در رابطه با ادامه‎ی غنی‎سازی اورانیوم، علاوه بر این که رژیم ایران در این زمینه بسیار پیشرفت نموده و هزینه‎ی گزافی متحمل شده، حتی حاضر به پذیرش عواقب زیانبار 3 قطعنامه‎ی شورای امنیت سازمان ملل متحد در رابطه با تحریم‎های اقتصادی گردیده است، تاکنون به درخواست‎های گروه 1+ 5 توجهی ننموده و حتی بسته کمک‎های اقتصادی، سیاسی و صنعتی آنان را در مقابل پذیرش درخواست‏هایشان رد نموده است، هیچ مدرکی در دست نیست که بیانگر امید به دست برداشتن رژیم از این برنامه‎ها باشد. آنچه که در این راستا مورد بحث می‎باشد، پافشاری و اصرار رژیم بر ادامه‎ی این برنامه تا رساندن آن به نتایج مطلوب که همانا سلاح اتمی است، می‎باشد.
دلیل این پافشاری هم برمی‏گردد به این واقعیت که جمهوری اسلامی مخالف کلیه‏ی اصول و معاهدات بین‏المللی بوده و بر اساس عقاید ایدئولوژیکش نمی‏تو‏اند خود را با این اصول و معاهدات تطبیق دهد، بنابراین خصومت جمهوری اسلامی با جهان مترقی به‏ویژه آمریکا، خصومتی پایدار است.
تا زمانی که این دشمنی عمیق پابرجا باشد، رژیم به جهانیان اعتماد ننموده و بر آن است که دستیابی به سلاح اتمی تنها راهی است که حکومتش را از هجوم دشمنان در امان نگه خواهد داشت.
به همین دلیل کسانی که با جمهوری اسلامی و ساختار فکری و اعتقادی آن آشنایی دارند، تردیدی برایشان باقی نمی‏ماند که همان‏طور که در سالیان گذشته، مذاکره در این زمینه بی‏نتیجه بوده، در آینده نیز بی‏نتیجه خواهد بود. البته در خاتمه کار آمریکا و هم‏پیمانانش این واقعیت را درک خواهند نمود لیکن آن هنگام دیگر بسیار دیر خواهد شد. به همین دلیل نیز زمانی که اوباما در آنکارا می‏گوید: " هم‏اکنون رهبران ایران باید از میان تلاش برای تولید اسلحه (هدف سلاح اتمی) یا ساختن آینده‏ای بهتر برای مردم این کشور یکی را برگزینند"، نباید تردید نماید که جمهوری اسلامی اوّلی را برخواهد گزید، زیرا گذشته نشان داده است که ساختن زندگی بهتری برای مردم کشور در نظر چنین رژیمی بی‏اهمیت است و همه چیز ـ از جمله سلاح‏اتمی ـ هنگامی اهمیت می‏یابد که در خدمت قدرت و بقای رژیم باشد.
تنش میان اسرائیل و فلسطینی‏ها و ضدیّت جمهوری اسلامی با اسرائیل و پشتیبانی از گروه‏های تندرو و مخالف اسرائیل، برای جمهوری اسلامی موهبت بزرگی است تا از این طریق، نفوذ و قدرت خود را در میان توده‏های اعراب مسلمان، به عنوان یگانه مدافع و دلسوز فلسطینی‏ها افزایش داده و تبدیل به قهرمان مبارزه با اسرائیل در مقابل دول عربی منطقه شود که هرکدام به نحوی سعی دارند این مشکل قدیمی را از راه گفتگو حل نمایند. جمهوری اسلامی به علّت نقشی که در منطقه ایفا می‏نماید، علاوه بر مسئله‏ی اسرائیل، به منظور تحریک مردم مسلمان علیه دولت‏های عربی منطقه نیز از این ابزار سود می‏برد و با پشتیبانی از ناراضیان به‏ویژه جمعیت شیعه‏ی ساکن این کشورها و گروه‏های تروریستی مخالف آمریکا و اسرائیل علیه زمامداران عرب منطقه، به عنوان اهرم فشار علیه این حکومت‏ها استفاده می‏نماید، به همین دلیل نیز هرگاه که اراده نماید در این کشور‏ها آشوب به پا می‏نماید و آنان را به هراس می‏افکند. این امر نیز دلیلی خواهد بود بر اینکه این کشورها که از نظر معتقدات دینی و طرز حکومت‏داری کاملاً مخالف رژیم هستند، جرأت سرکشی و تمرّد در برابر ایران را به خود راه ندهند. اگر مشکلات میان اسرائیل و فلسطینی‏ها حلّ‏وفصل شود، جمهوری اسلامی بهانه‏ی دیگری برای نفوذ و اقتدار خود میان مردم کشورهای عربی خاورمیانه نخواهد داشت. بدین ترتیب به این نتیجه می‏رسیم که تداوم جنگ و آشوب میان فلسطین و اسرائیل فرصت ارزشمندی! به ایران داده است، آنچنانکه صلح و امنیت بدون نفوذ ایران در منطقه تحقق نخواهد یافت. بدین ترتیب آمریکا چگونه می‏تواند انتظار داشته باشد که جمهوری اسلامی از طریق گفتگو از این موهبت بزرگ! صرفنظر نماید! آمریکا در برابر سر فرود آوردن رژیم، چه چیزی می‏تواند به ایران بدهد که رژیم به آن رضایت دهد؟
دخالت در امور کشورهای منطقه، برای جمهوری اسلامی ایران، عقیده‏ای ایدئولوژیک است که رژیم به عنوان وظیفه‏ای اسلامی به آن می‏نگرد. منظور آن است که رژیم از نخستین روز روی‏کار آمدنش، صدور انقلاب را وظیفه‏ای دینی برای خود قلمداد نموده و از این طریق قصد دارد حکومت‏های منطقه را ـ حتی اگر اسلامی نیز باشند ـ تغییر داده و رژیمی اسلامی همانند جمهوری اسلامی ایران در منطقه مستقر نماید و بدین ترتیب نفوذ و اقتدار آمریکا را در این کشورها ریشه‏کن نموده و خود تبدیل به ابرقدرت بی‏رقیب منطقه شود. ایران به این نتیجه رسیده است که اگر چنین سیاستی را در پیش نگیرد آمریکا قدرت خود را در منطقه تثبیت نموده و همواره برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد تهدید خواهد نمود. به همین دلیل دخالت در امور کشورهای منطقه برای ایران وظیفه‏ دینی است که در خدمت سیاست‏هایش بوده و دست برداشتن از آن دشوار به نظر می‏رسد.
نا مناسب‏ترین زمان برای گفتگوی آمریکا با ایران
علاوه بر این تحلیل بایستی این واقعیت را نیز در نظر داشت که زمان کنونی بدترین زمان برای این گفتگوست. این امر دلایل متعددی دارد. ما در اینجا بر یکی از مهمترین دلایل این امر تأکید خواهیم نمود:
در این زمان:
آمریکا تصمیم گرفته است اکثریت نیروهایش را از عراق خارج نماید. به این ترتیب ایران خواهد توانست بیش‏از پیش، قدرت خود را در منطقه گسترش دهد. رفت‏و آمدهای مکرّر مقامات بلندپایه‏ی رژیم طی یکی دو ماه اخیر به عراق، گشایش کنسول‏گری‏های جدید در شهرهای اربیل و سلیمانیه، علاوه بر کنسول‏گری‏های سایر شهرهای عراق و بسیاری از تلاش‏های مخفیانه‏ی دیگر این رژیم در عراق همگی در راستای این هدف قرار دارند.
در افغانستان طالبان و القاعده نیرومندتر شده و قدرت آنان در بخشی از این کشور گسترش یافته و علاوه بر این قدرت گرفتن چنین گروه‏هایی در پاکستان به همین منوال مشاهده می‏شود. آمریکا تاکنون نتوانسته است این گروه‏ها را سرکوب نماید و حتی در کنفرانس "لاهه" که روز 31 مارس به منظور حلّ همین مشکل برگزار شد، ناگزیر ایران نیز دعوت به حضور در کنفرانس گردید. حلّ‏وفصل منازعه‏ی اسرائیل و فلسطین از طریق مسالمت‏آمیزـ که هدف آمریکاست ـ همچنان ناروشن است و همان‏گونه که پیشتر نیز بدان اشاره شد علّت اصلی آن به مداخلات ایران برمی‏گردد. با تحولاتی که اخیراً در منطقه روی داده است، جمهوری اسلامی خود را پیروز و آمریکا را مغلوب به حساب آورده و به همین دلیل بیش‏ازپیش دچار غرور و نخوت شده است. بر این اساس مذاکره‏ی آمریکا با ایران در حال حاضر ـ از دیدگاه جمهوری اسلامی ـ مذاکره میان غالب ‏و مغلوب است و در چنین گفتگویی تصّور نمی‏رود طرف پیروز به درخواست‏ها و آرزوهای طرف شکست‏خورده گردن نهد و از جاه‏طلبی‏های خویش دست بردارد، به‏ویژه اگر چنین طرفی، جمهوری اسلامی ایران باشد. بی‏خود نیست که نماینده‏ی جمهوری اسلامی در کنفرانس "لاهه" که با هدف کمک به حکومت افغانستان برای سرکوب القاعده و طالبان برگزار شد، مشکلات افغانستان را ناشی از حضور نیروهای آمریکا در افغانستان دانسته و پیشنهاد نموده این نیروها افغانستان را ترک نمایند.
نتیجه
آغاز فرایند گفتگوی آمریکا با جمهوری اسلامی در شرایط کنونی مستلزم زمان طولانی است زیرا رژیم بدون آن که مذاکره را نفی نماید هربار به بهانه‏ای متوسلّ شده و مانعی بر سر این راه ایجاد می‏نماید تا زمان این فرایند را هر چه بیشتر به درازا بکشاند، در نتیجه‏ی چنین وضعیتی ایران در خلال این مدّت، زمان مناسبی برای توسعه‏ی برنامه‏ی اتمی، تثبیت مواضع خود در منطقه و تقویت اسلام بنیادگرا با هدف تهدید حکومت‏های منطقه و منافع آمریکا و هم‏پیمانانش به دست خواهد آورد. در مقابل، آمریکا و هم‏پیمانانش به زحمت خواهند توانست چیزی اضافه بر دستاوردهای گروه 1+ 5 در مدّت مذاکرات چند سال گذشته به دست بیاورند که به دنبال 3 قطعنامه‏ی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای مجازات ایران به دست آمد.

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۱۲ شهریور ۱۳۸۹ خورشیدی