کوردی    Kurdî

صفحه‌اول   اخبار    سیاست    اندیشه    حقوق‌بشر    اجتماعی    اسناد    دبیرکل    تماس با ما

رهبران شهید

پیشوا قاضی محمد

دکتر عبدالرحمن قاسملو

دکتر صادق شرفکندی

 

شماره جدید کوردستان

ارگان کمیته مرکزی

حزب دمکرات کردستان ایران

 

دیگر سایت ها

:: دفتر نمایندگی حزب در خارج از کشور

:: کنگره ملیتهای ایران فدرال

:: سایت دبیرکل حزب

:: اتحادیه زنان دمکرات

:: سایت تلویزیون تیشک (TISHK TV)

:: رادیو صدای کردستان ایران

:: اتحادیه دانشجویان دمکرات

:: سایت اتحادیه جوانان

.:: دبیرکل ::.

 

متن سخنرانی آقای مصطفی هجری در نشست اعضای حزب درباره‎ی رویدادهای تاریخی شهر نقده‌

 

28-02-1388

در 31 فروردین‎ماه 1358 رویداد اسفناکی مابین دو ملت کرد و ترک در شهر نقده به وقوع پیوست که تبعات زیادی را در پی داشت. آن رویداد دردناک که درواقع به نوعی بر مردم تحمیل شد، از آن زمان تاکنون به شیوه‎های مختلفی مورد کنکاش و بررسی قرار گرفته است. در سالهای اول انقلاب، روزنامه‎ها، عوامل جمهوری اسلامی و بالاخص مردم ترک و کرد از زوایای مختلفی جنگ نقده را مورد بررسی قرار داده‎اند. متأسفانه بررسی و تحلیل آن جنگ ناخواسته و بازخوانی آثار وخیم و دردناک آن، آنقدر وسیع و گسترده است که اگر بخواهیم هم‎اکنون از همه‎ی زوایا آنرا تحلیل کنیم، حقیقتاً احتیاج به مدت زمان طولانی دارد و اگر به رشته‎ی تحریر درآید، احتمالاً چندین کتاب را به خود اختصاص دهد.

نگاه من به این قضیه، عمدتاً نگاهی آسیب‎شناسانه و انتقادآمیز است. بطوریکه دلایل و عوامل آن بازخوانی شود و مشخصاً این سئوال را مطرح کنم که آیا پس از سپری‎شدن سی سال که به این حادثه می‎پردازیم، دو ملت کرد و ترک ساکن شهر نقده و نیز دیگر شهرها و نقاطی که ترکیبی از مردمان ترک و کرد را در خود جای می‎دهند، بویژه در آذربایجان غربی، به این نتیجه رسیده‎اند که در تحولات آینده، در جریان حوادث و رویدادهایی که احتمالاً پیش‎روی دو ملت همجوار ترک و کرد هستند برای حل مسائلی از این دست به راه‎حل مسالمت‏آمیز و آشتی‎جویانه متوسل شوند؟و با اتکا به متودی عقلانی و منطقی با آنها برخورد کنند تا بار دیگر به خشونت‎ متوسل و دچار آسیب‎های این چنینی نشوند؟
اگرپاسخ این سوال مثبت باشد به این معنا است که به نتیجه‎ی معقولی رسیده‏ایم، هرکدام از ما اعم از کرد و ترک، هم‎اکنون به چه نحوی فکر می‎کنیم در ارتباط با چنین مسائلی و به چه شیوه‎ای زمینه‎ی لازم و مناسبی برای این امر مهم فراهم می‎کنیم؟ مسلماً تغییراتی مقطعی و مرحله‎ای از این دست، بخصوص در متن جامعه‎ی بشری احتیاج به زمینه‎سازی دارد و لازمه‎اش تسهیل امورات و شرایط است. اگر می‎خواهیم در آینده دچار فاجعه‎ای مشابهی نشویم، بایستی در جهت درست که به آن اشاره کردم گام برداریم، چه آن نسلی که در جریان درگیری و حوادث نقده حضور داشتند و آنرا به یاد دارند و چه نسل امروزی که هم‎اکنون به دوران رسیده‎اند و چگونگی رویدادهای مرتبط با جنگ نقده را از نسل پیشین شنیده‏اند. از سوی دیگر من شخصاً بر این باورم که اگر بخواهیم راه‎حلی بنیادی و منطقی برای حل معضلات اجتماعی‎ای که در پیش‎ روی ما ملل ایرانی قرار دارند، بالاخص دو ملت همجوار کرد و ترک که با هم در یک منطقه‎ی جغرافیایی زندگی می‎کنیم و انتظار آن را داریم که این روند مسالمت‎آمیز ادامه داشته باشد، بایستی با نگاه و بینشی انتقادی شرایط و رویدادهای حادث را به دقت مورد بررسی قرار بدهیم. نگاه و دید انتقادی یا آسیب‎شناسانه، به این معنا که اشکالات و اشتباهاتی که متوجه طرفین قضیه است، باید لحاظ شود و سعی کنیم که در حد وٌسع و توان آن اشتباهات در آینده تکرار نشود، زیرا که بر همگان روشن است که نه فقط حادثه‎ی اسفناک نقده، بلکه بسیاری از حوادث مشابه و ناخواسته که در گذشته به وقوع پیوسته، برای نمونه جنگهای مذهبی، عشیره‏ای و...، مصائب انسانی وسیعی را موجب شده‎اند و امکان دارد می‎تواند به وسیله‎ی چند نفر انسان ناآگاه، آشوبگر، فرصت‎طلب و ضدمردمی بوجود بیایند، ولی پایان‎دادن و حل چنین معضلاتی گاهاً سالهای مدیدی طول می‎کشد و باعث گسترش خصومت به نسل‎های بعدی و زمینه‎ساز جنگهای ناخواسته‏ی دیگری می‎شود و در واقع به نوعی نسلها را دچار انسداد می‎کند و معضلات فراگیر می‎شود. بر همین اساس هم‎اکنون ما همه‎ی ملیت‎های ایرانی و مشخصاً دو ملت کرد و ترک تحت ستم و زورگویی جمهوری اسلامی و تبعات این ستم هستیم و بطور مداوم استثمار می‎شویم و حقوق انسانیمان پایمال می‎شود، حتی از ابتدایی‎ترین حقوق ملیمان محروم هستیم، علیرغم اینها رژیم جمهوری اسلامی در طی 30 سال گذشته نه تنها برای زدودن آن خصومتی که حادثه‎ی خونین نقده به بار آورده گام مثبتی برنداشته، بلکه از هر فرصتی که براش فراهم شده، سعی کرده است که آن ضدیت و خصومت و آثار زیانبار آنرا بیش از پیش تعمیق و برجسته کند و دو ملت کرد و ترک را در برابر هم قرار دهد و در راستای اهداف شوم و بینش ارتجاعی خود از آن قبیل مسائل استفاده‎ی ابزاری بکند و اینجاست که ما همه مسئولیت سنگینی برعهده داریم. ما به جای اینکه در فکر گذشته باشیم که مملو از تجربه‎ی تلخ و ناخوشایند است بایستی عبرت بگیریم و در ارتباط با مسائل گذشته تجدیدنظر کنیم و آنرا به حیطه‎ی فراموشی بسپاریم و زمینه‏ی آینده‎ای بهتر را بر مبنای صلح، صفا، تفاهم و همزیستی مسالمت‎آمیز بنا نهیم. من در این فرصت اندکی که دارم، سعی می‎کنم که جوانب امر و زمینه‎ها و ملاحظات مربوطه را به سمع و نظر شما برسانم، خصوصاً که روی حرفهای من خطاب به مردم شهر نقده اعم از ترک و کرد و بویژه جوانان آن منطقه است که طی این سی سال به خوبی به شناخت و درک مسلمی از هویت و جنایات رژیم جمهوری اسلامی رسیده‎اند و برایشان مسلم شده که رژیم ذاتاً و ماهیتاً در خصومت با ملت کرد و دیگر ملیت‎های ایرانی اعم از بلوچ و عرب و ترکمن است، خصوصاً که ضدیت و خصومتش با ملت ترک در ایران نیز بدیهی است.

قبل از اینکه وارد موضوع اصلی بحث بشوم، مایلم که توجهتان را جلب بکنم به سالهای قبل از فاجعه‎ی نقده و شرایط و وضعیتی که قبل از انقلاب 1357 در آن منطقه حاکم بود. تا جایی که من به یاد دارم و سالها ساکن شهر نقده بوده‎ام، در طی دهه‎های سی و چهل و حتی سالهای اول دهه‎ی 50، ساکنان و مردم شهر در جوار یکدیگر زندگی مسالمت‎آمیزی داشتند، مردم کوچه و بازار عموماً و بطور مداوم و دوستانه در تعامل با یکدیگر بودند، بدون اینکه کمترین اختلافی به چشم بخورد. دانش‎آموزان کرد و ترک در فضایی مملو از صمیمیت و دوستی در مدارس با هم روی یک نیمکت می‎نشستند و توأم با یکدیگر سر کلاس معلمان حاضر می‎شدند؛ معلمانی که عموماً کرد و ترک بودند. همچنین کارمندان ادارات و ارباب رجوع که آمیخته‎ای از کرد و ترک بودند. خوب به یاد دارم از سالهای دهه‎ی 40 به بعد، تا حدود سال 56، صمیمیت و تفاهم بین دو ملت کرد و ترک آنقدر گسترده بود که زمینه‎ی رفاقت، دوستی و محفل‎های شبانه و رفت‎وآمد و حتی مسأله‎ی ازدواج مابین طرفین به نحو چشمگیری شکل گرفته بود، فارغ از ملیت و فراتر از مسائل درون ملیتی این مسئله جریان داشت. در جریان تظاهرات و اعتراضاتی که علیه رژیم شاه برپا می‎شد، بارها اتفاق می‎افتاد که کردها به مساجد ترکها می‎رفتند و ترکها هم به مساجد کردها رفت‎وآمد داشتند، بیشتر اوقات شاهد تظاهرات و اعتراضات مشترک کردها و ترکها بودیم که علیه رژیم شاه ترتیب داده می‏شد. وقتی که خاطرات و شرایط حاکم بر آن سالها را مرور می‎کنیم و حوادث و رویدادهای ناگوار و ناخوشایند نقده را به یاد می‎آوریم، حقیقتاً همخوانا و قابل درک نیستند، بالاخص برای همه‎ی کسانیکه ناظر آن شرایط و وقایع بودند و ذهنیتی از آن دوران دارند این سئوال مطرح می‎شود که علیرغم آنهمه خاطرات مشترک و زندگی مسالمت‎آمیز دو ملت همجوار کرد و ترک، آن روال عادی و معمول، به چه نحوی جای خود را به خصومت و انتقام‎جویی و قتل‎عام یکدیگر داد؟ من بر این باورم که دلایل و عوامل آن فاجعه متعدد و مختلف هستند که من در اینجا به مهمترین آنها می‎پردازم. ابتدا باید بگویم که پیشاپیش سقوط رژیم شاه آن دسته از عوامل و وابسته‎های رژیم که از اتحاد و انسجام دو ملت کرد و ترک ناخرسند بودند و مدام در حال توطئه‏چینی و آشوب بودند تا کاری کنندکه این دو ملت، دشمن قسم‎خورده‎ی یکدیگر باشند، نقش بسیار مؤثری در برپایی حادثه‎ی نقده ایفا کردند. من بر این باورم که هم در شهر نقده و هم در سایر مناطق دیگر وقتی که عوامل رژیم شاه به این نتیجه رسیده بودند که رژیم شاه روبه تحلیل و ضعف می‎رود و دیگر قادر به ادامه و اداره‎ی حکومت نیست، بسیار زیرکانه رنگ عوض کردند، ریش گذاشتند و تسبیح برداشتند و روانه‎ی مساجد شدند و مذهبی‎های دوآتشه از آب درآمدند و در جریان خشونت‎های انقلاب پیشگام شدند و در صف اول قرار گرفتند تا اینکه تظاهر کنند که دلسوز و خادم مردمند، در این راستا هر مسئله‎ی جزئی را آب‎وتاب می‎دادند و داستانها و حرفهای بسیاری را شایع می‎کردند تا اینکه روال عادی زندگی دو ملت کرد و ترک را تحت تأثیر قرار بدهند، چونکه حقیقتاً برآیند و نتایج اتحاد و انسجام این دو ملت برای آنها مطلوب نبود و این حرکت آشوبگرانه را ذاتاً وظیفه‎ی خود می‎دیدند و متأسفانه در راستای تأمین منافع و مصالح خود تا حدود زیادی موفق بودند، به عبارتی زمینه برایشان فراهم بود.
طیف دوم عده‎ای آخوند ارتجاعی را دربر می‎گرفت که اصالتاً به اتحاد و انسجام دو ملت کرد و ترک اعتقاد نداشتند تا جایی که کردها را به این دلیل که سنی‎مذهب بودند، غیرمسلمان به حساب می‎آوردند. به همین دلیل بود که درصدد بودند از ماحصل و فردای انقلاب و تغییر حکومت و به قدرت‎رسیدن جمهوری اسلامی، خود قدرت را قبضه کنند که متأسفانه چنین هم شد. طیف مذکور برای نشستن بر اریکه‎ی قدرت و حکومت و همچنین برای سوءاستفاده از احساسات مذهبی مردم وارد کارزار شدند. در این میان یک سری شعار انقلابی و خشونت‎آمیز بخصوص در زمانیکه تظاهرات و اعتراضات اوج گرفته بود و سقوط رژیم شاه حتمی به نظر می‎رسید، به میان آمده بود؛ زیرا توان کنترل و سرکوب تظاهرات مردمی را ازدست داده بود. درست زمانیکه طیف‎ها و دسته‎بندی‎های سیاسی شکل گرفته بود و هرکدام شعارهای مربوط به خود را در جریان تظاهرات و انقلاب سرمی‎دادند و مطرح می‎کردند. درواقع طیف متنوع و وسیعی به چشم می‎خورد از چپ‎ها گرفته تا راست‎ها و مذهبی‎ها و هرکدام پوستر و پلاتفرم خود را در تظاهرات حمل می‎کردند و شعار خود را سر می‎دادند. برای مثال شعار و خواست کردها برای تعیین سرنوشت خود و احقاق حقوق ملی‎شان بود و شعار چپ‎ها که شما هم واقف‎ هستید، عمدتاً تشکیل حکومت کارگری بود و نیز انواع و اقسام احزاب، سازمانها و دسته‎جات که هریک به نوعی شعارهای خود را مطرح می‎کردند که این خود به نوعی طیف دوم را که وارد عرصه شده بودند، همان آخوندهایی که قبلاً به آنها اشاره‎ای داشتم و حقیقتاً به دنبال قبضه‎ی قدرت بودند را نگران کرده بود و این سئوال برایشان مطرح بود که کردها شعارشان خودموختار است، چپ‎ها به نوعی خواستار حکومت کارگری هستند، خب حالا تکلیف و آینده‎ی جمهوری اسلامی در این شرایط چه می‏شود؟ بخش دوم

 

این صفحه را برای دوستان خود میل کنید.

 

آدرس ایمیل فرستنده :  

 

آدرس ایمیل گیرنده :   

 

 

صفحه‌اول  |  اخبار  |   سیاست  |   اندیشه  |   حقوق‌بشر  |   اجتماعی  |   اسناد  |   دبیرکل  |   تماس با ما

تامین حقوق ملی خلق کرد در چهارچوب ایرانی دمکراتیک و فدرال

 جمعه، ۱۲ شهریور ۱۳۸۹ خورشیدی