|
|
|
|
شماره جدید کوردستان |
|

ارگان کمیته مرکزی
حزب دمکرات کردستان ایران |
|
|
|
|
.:: دبیرکل ::. |
|
متن پیام آقای مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات درباره
دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران باشد که همه به مشروعیت دادن به رژیم جمهوری
اسلامی، "نه" بگوییم
|
|
16-03-1388
سلام و درود خدمت شما هممیهنان
ارجمند، همان گونه که همگی اطلاع دارید 22 خرداد سال جاری را به عنوان روز برگزاری
دور دهم انتخابات ریاست جمهوری در ایران تعیین کردهاند. در این رابطه حزب دمکرات
کردستان ایران و کوملهی انقلابی زحمتکشان کردستان طی بیانیهای مشترک، انتخابات
مذکور را تحریم نموده و از مردم کرد و دیگر ملیتهای ایرانی خواستهاند که با تحریم
انتخابات و عدم حضور خود در پای صندوقهای رأی، اراده خود را به جمهوری اسلامی
نشان بدهند، همچنین از راه تحریم انتخابات، صدای اعتراض و نارضایتی و نیز غیرمشروع
بودن حکومت جمهوری اسلامی را، باری دیگر به گوش سردمداران رژیم و افکار عمومی
جهانیان برسانند.
من هم در چهارچوب همین بحث لازم دیدم که از زاویهای دیگر، این به اصطلاح انتخابات
را مورد مداقه قرار بدهم و اهدافی که جمهوری اسلامی در این رابطه تعقیب میکند را
مورد موشکافی قرار دهم، خصوصاً که بعضی گروهها و جریانات سیاسی به مغالطه و گمراه
کردن مردم روی آوردهاند. جریانات مذکور در داخل و خارج از کشور سعی میکنند که
بازار کساد و بیرونق انتخابات ریاست جمهوری در ایران (که البته در گذشته هم به
همین منوال بوده است) را رونق بخشند و در این راستا مردم را برای حضور در پای
صندوقهای رأی تشویق کنند. در واقع جریانات و گروههای مذکور که چنین مسائلی را مطرح
میکنند یا به نوعی بحث از مشارکت مردم و تشویق آنان به حضور در پای صندوقهای رأی
میکنند، در حالی است که رژیم جمهوری اسلامی حداقل طی 4 سال اخیر در مقایسه با
گذشته خود، بیشترین حد از ظلم، سرکوب و آزار و اذیت مردم را به عمل آورده است، آمار
اعدامها بیشتر از گذشته است، کشتار فرزندان ملت کرد و زندانی کردن آزادیخواهانی که
خواستار احقاق حقوق ملی خود در سراسر ایران هستند رو به فزونی است، فعالان ملل تحت
ستم در ایران تحت عناوین ضدیت با رژیم و وابسته بودن به بیگانگان تحت شکنجه در
زندانها به اشد مجازات محکوم شدهاند. علیرغم اینها، در این مدت مجازات سنگسار و
اعدام نوجوانان همچنان ادامه داشته است. مردم (بیش از پیش) از رژیم متنفرند و نمیخواهند
شکافی را که در بین سردمداران جمهوری اسلامی و مردم ایجاد شده است را پر کنند،
شکافی که روزبهروز گستردهتر و عمیقتر میشود. متأسفانه جریانات مذکور میخواهند
به بهانههای مختلف مردم را به پای صندوقهای رأی بکشانند با این هدف که فضا و زمینهای
مساعد برای تبلیغات جمهوری اسلامی فراهم کنند و از این طریق جمهوری اسلامی ایران به
افکار عمومی جهانیان و مردم ایران چنین بنمایاند که مردم به دلخواه خود در انتخابات
شرکت نمودهاند و رژیم را قبول دارند و نهایتاً اینکه از این طریق نوعی مشروعیت
برای رژیم کسب کنند. رژیمی که در حقیقت در منظر جامعه بینالملل و نیز از دید مردم
کردستان ایران و سایر ملل تحت ستم در ایران فاقد هرگونه مشروعیت است.
این جریانها مبنای استدلال خود را برای تحریک و تشویق مردم به منظور شرکت و حضور در
انتخابات براساس فرضیهای بنا نهادهاند که در این مقطع هر کسی به عنوان رئیس جمهور
انتخاب شود میتواند نیازها و خواستههای مردم را تأمین کند و مردم را از زیر سلطه
زور و ظلم و استبداد نجات دهد. در این پیشفرض، رئیس جمهور با رأی مردم انتخاب میشود
و وقتی هم که انتخاب شد میتواند برنامههایی را که به آن معتقد است در کابینه خود
عملی کند، غافل از اینکه گذشته 30 ساله عمر رژیم جمهوری اسلامی، سرشار از تجربهای
غنی است و آن اینکه مردم در انتخاباتی اینچنینی اگر هم حضور داشتهاند، به وضوح
نتیجه آن را دیدهاند. به عبارتی دیگر انتخاب کردن رئیس جمهور هیچگونه تأثیری در
کاهش روند سرکوب و آزار و اذیت و ستمی که جمهوری اسلامی بر مردم روا میدارد،
نداشته است. خصوصاً که در میان آن جریانات و گروهها، جریانی سیاسی یا کسانی به چشم
میخورند که طی سالیان گذشته در جریان انتخاباتهای پیشین، خطاب به مردم گفته بودند
که رئیس جمهور از انجام هر گونه کاری عاجز است و با رأی مردم انتخاب نمیشود. ولی
در این مقطع بدون آنکه کمترین فضایی برای آزادی و دمکراسی وجود داشته باشد، بیآنکه
کوچکترین نشانهای از قدرت و اقتدار مردم برای انتخابکردن رئیس جمهوری که نمایندگی
آنها را بکند به چشم بخورد، برخلاف نظرات و عملکرد گذشته خود گام برمیدارند. در
جریان انتخابات دور نهم ریاست جمهوری، وقتی که کروبی یکی از نامزدهای احراز پست
ریاست جمهوری بود در خاتمه انتخابات اعلام کرد که نامبرده وقتی که به دلیل خستگی،
مدت 2 ساعتی خوابید، نتیجه انتخابات تغییر چشمگیری کرد و سرانجام رأی نیاورد و صدای
اعتراضش بلند شد. رفسنجانی که یکی دیگر از نامزدهای دور نهم بود، در ارتباط با
تقلباتی که در رأیگیری و شمارش آراء انجام شد گفت: شکایت خود را به درگاه خداوند
متعال میبرم. در واقع منظورش این بود که در حکومت جمهوری اسلامی شکایت و اعتراض
کار به جایی نخواهد برد در نتیجه بایستی به درگاه خداوند متعال توسل جست. این دو
نفر کسانی بودند که در انتخابات دور نهم حضور داشتند ودلیل اعتراضشان این بود که
آنان نه از طریق رأی مردم، بلکه بهوسیله خود حکومت در انتخابات شکست خوردهاند،
ولی اکنون کروبی برای بازارگرمی تبلیغات انتخاباتی خود، طی صدور بیانیهای 8 مادهای،
اشاراتی داشته است به ستمهایی که بر ملت کرد روا داشته شده است و نیز بحث از
اقلیتهای مذهبی به میان میآورد که تاکنون به آنها ستم روا داشته شده است و وعده
میدهد اگر مردم به او رأی بدهند و به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود به این ستمها
پایان میدهد، در صورتیکه خود آخوند کروبی همانگونه که قبلاً اشاره کردم در جریان
انتخابات دور نهم گفته بود که جمهوری اسلامی در انتخابات تقلب کرده است و آنچنانکه
مورد نظرشان بوده نتایج انتخابات را اعلام کردهاند. سؤالی که مطرح میشود این است
که در این دوران چه تغییرات مثبتی روی داده است که کروبی بر فرض اینکه پست ریاست
جمهوری را احراز کند، وعدههایی را که به مردم داده و در بیانیهاش آمده است (هر
چند که خیلی سطحی و ابتدایی هستند) بتواند آنها را عملی کند. پیش فرض آن جریاناتی
که برای کروبی تبلیغ میکنند یا برای شرکت و حضور مردم در انتخابات تبلیغ میکنند
بر این اساس بنا نهاده شده که در این دوره اگر مردم در رأیگیری حضور یابند رئیس
جمهور با رأی مردم انتخاب میشود، این پیش فرض مستلزم آن است که تغییراتی به وجود
آمده باشد.
آیا در جمهوری اسلامی در ارتباط با مسائل مزبور تغییراتی حاصل شده است که در این
دوره از انتخابات جمهوری اسلامی رأی مردم را محترم بشمارد و به رأی مردم اهمیت بدهد
و به آنها اجازه بدهد که با رأی واقعی خود از میان 4 کاندیدای ریاست جمهوری (علیرغم
اینکه هر 4 نفر را خود رژیم تأیید کرده است) یکی را انتخاب کنند؟
پر واضح است که هیچ نشانه و دلیلی، دال بر چنین تغییراتی به چشم نمیخورد. اگر همان
جریانات و گروههایی که (در همین راستا) تبلیغ میکنند و مدعیاند که تغییراتی حاصل
شده است و بر مبنای همین تغییرات از مردم میخواهند که در انتخابات حضور داشته
باشند، به صراحت تغییرات مذکور را برای ملت کرد تشریح کنند، تا اینکه مردم هم از آن
تغییرات مطلع باشند. اگر هم تغییراتی بوجود آمده باشد، روزنهای هر چند محدود در
جمهوری اسلامی به روی آزادی، به روی حقوق ملیتهای تحت ستم، به روی حقوق اقلیتهای
دینی و مذهبی گشایش یافته باشد بدون تردید بایستی همه جریانات، سعی کنند در آن
راستا گام بردارند و با رأی و نظر خود آن فضایی را حمایت و تقویت بکنند که در
راستای احقاق حقوقشان است. یا اینکه فرض کنیم که به شخص کروبی که کاندیدای مطلوب آن
جریانات و گروهها است، در ازاء وعدههایش به وی رأی بدهند و او را به عنوان رئیس
جمهور انتخاب کنند، سؤالاتی که مطرح میشود این است که آیا رؤسای جمهور در ایران در
اجرای امور برنامههای مورد نظر خود آزادند؟
آیا رؤسای جمهور در جمهوری اسلامی ایران، به غیر از اجرای فرمان ولایت فقیه توانستهاند
گام دیگری بردارند. آیا اختیاراتشان فرای این حرفهاست؟ همگی به یاد داریم درجریان
انتخابات دور ششم مجلس شورای اسلامی، وقتی که رئیس جمهوری (خاتمی) جزو به اصطلاح
رفورمیستها (اصلاح طلبان) بود و در همان دوران اکثریت چشمگیری از نمایندگان مجلس
از میان اصلاح طلبان روی کار آمدند، در حالیکه اصلاح طلبان، تمرکز تبلیغاتی خود را
بر این اساس جهت داده بودند که اگر بتوانند در مجلس اکثریت آراء را کسب بکنند،
قانون مطبوعات را به نفع آزادی مطبوعات اصلاح خواهند کرد، ولی همگی به خوبی به یاد
داریم که از همان آغاز کار مجلس ششم ولی فقیه طی یادداشتی به رئیس مجلس ـ که در آن
دوره آخوند کروبی بود ـ دستور داد که آن مسئله را به فراموشی بسپارند و آن طرح را
از دستور کار مجلس خارج کنند، کروبی فقط به این گفته اکتفا کرد که دستور رهبر یک
حکم حکومتی است و لازم الاجرا.
حالا آن گروهها و جریانات برای مردم توضیح دهند که چه دلیل و توجیهی دارند تا بر
اساس آن استدلال کنند که کروبی تغییراتی به خود دیده و در این دوره جرأت و شهامت آن
را خواهد داشت به جای اجرای فرامین و اوامر ولی فقیه، خواستها و انتظارات مردمی را
که به او رأی میدهند عملی سازد. اینها واقعیاتی هستند که خیلی دور از ذهن نیستند.
همه مردم ایران، آنهایی که حق رأی دارند، آنهایی که هماکنون در جهت تهییج و تشویق
مردم برای حضور در انتخابات دست به تبلیغات زدهاند، آن واقعیتها را به خوبی میدانند.
من صرفاً خواستم یادآوری کرده باشم که تبلیغاتی از این دست حقیقتاً چیزی نیست جز
مغالطه و عوام فریبی.
یکی دیگر از استدلالهایی که گروهها و جریانات مزبور مطرح کرده و آن را به بحث
گذاشتهاند اینست که به دنبال بیانیهای که کروبی صادر کرده است شرایط و فضای تازهای
را شاهد هستیم. اساساً این استدلال سؤالبرانگیز است، بهویژه که در تبلیغات
انتخاباتی، خصوصاًً در جمهوری اسلامی که هیچ کس پاسخگو و مسئول نیست و تنها بایستی
عامل و مجری دستورات باشد، چگونه است که وعدههایی هر چند سطحی و ناچیز میتواند
نمایانگر شرایط و فضای تازهای باشد؟
اگر رژیم جمهوری اسلامی این اولین باری است که به بوته آزمایش گذاشته میشود و قبلاً
تجربه نشده است و در این میان کسانی هم بر این اعتقادند که آن وعدهها در آینده
تحقق مییابند، احتمالاً عدهای معدود از مردم آن را باور کنند، اما حقیقتاً این
امکانپذیر نیست که واقعیات و حقایق 30 سال گذشته را که بر مردم گذشته است، فراموش
و انکار کرد و بر مبنای بیانیهای تبلیغاتی که حاوی چند شعار و وعده انتخاباتی است،
آن هم صرفاً برای جلب حضور مردم در پای صندوقهای رأی و کسب رأی آنان، مردم را فریب
داده و مدعی شد که آن وعده و وعیدها در آینده عملی خواهند شد. یا اینکه این بحث را
به میان میآورند که طی انتخابات اخیر در کردستان ترکیه، کردها توانستند با حضور
خود در پای صندوقهای رأی نمایندگان خود را برای پارلمان انتخاب کنند، چرا ما
نتوانیم در کردستان ایران این تجربه را به کار بگیریم.
به نظر من طرح این قضیه چیزی جز فریب مردم نیست، هر چند که مردم فریب چنین شعارهایی
را نمیخورند، آن گروهها و جریانات به وضوح برای مردم توضیح بدهند که میان حکومت
ترکیه، قانون اساسی آن کشور و ایران چه شباهتی وجود دارد؟ در ترکیهای که رئیس
جمهور ایالات متحده آمریکا به آن کشور میرود و با رئیس قدرتمندترین گروه اپوزیسیون
آن کشور به گفتوگو مینشیند، در ترکیهای که کردها با مکانیزم رأی دادن از لحاط
قانونی، راه برایشان میسر و فراهم است که بخش عمدهای از امور اداری شهرداریهای
مناطق خود را به دست گیرند، در کشوری که نمایندگانش در پارلمان نمایانگر و
بازگوکننده نیازها و خواست مردمشان هستند در مقایسه با کشوری چون ایران که صرفاً
به اتهام تماس تلفنی هموطنی کرد با تلویزیون اپوزیسیون ایرانی بازداشت و زندانی میشود
چه شباهتی میتواند وجود داشته باشد؟ در کشوری که هیچ گونه حقوقی برای مردم قائل
نشده است و همه حقوق مردم در دست یک نفر انحصار شده است، در کشوری که مردم فقط به
لحاظ عددی به حساب میآیند و تنها وقتی برای حکومت اهمیت دارند که در جهت تأمین
منافع و مصالح سردمداران حکومت، جام شهادت بنوشند، درغیر این صورت آنها را به حساب
نمیآورند، حالا چگونه این دو کشور را میشود با هم مقایسه کرد و حقوقی را که قانون
برای مردم ترکیه به رسمیت شناخته است با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سیستم
حکومتداری ایران مقایسه کنیم؟ مسائلی را که خدمتتان عرض کردم، در واقع موضوعاتی
بودند که همه شما هموطنان مبارز و آزادیخواه بر آن واقف هستید و برایتان واضح است.
اما اگر بخواهیم وارد بحث اصلی انتخابات ریاست جمهوری در ایران بشویم، به نظر من
اصولاً در چنین سیستمی بحث از اینکه فلان کاندیدا از کاندیدای دیگر بهتر است،
بیانیه فلان کاندیدا در مقایسه با کاندیدای دیگر حاوی مطالب بیشتری است، فلان نامزد
بیشتر از حقوق مردم دفاع میکند تا آن دیگری ... اصلاً وارد شدن به چنین بحثی محلی
از اعراب ندارد. در سیستم جمهوری اسلامی ایران هر کسی با هر وعده و وعیدی که
کاندیدا میشود و در نهایت عنوان رئیس جمهور بر او گذاشته میشود از سوی دستگاه
حکومتی و دستگاه ولایت فقیه انتصاب میشود که به هیچ گونه سنخیتی با انتخابات ندارد.
رئیس جمهور کسی است که از قبل تعیین شده است، همانگونه که شما مستحضر هستید از میان
جمع زیادی از کسانی که خود را کاندید کرده بودند برای احراز پست ریاست جمهوری، تنها
4 نفر تأیید شدهاند، آن 4 نفر هم کسانی هستند که (مطلقاً) خدمتگزار قسمخورده ولی
فقیه هستند و متعهد به قانون اساسی هستند که در آن هیچ گونه حقوقی برای ملیتهای
ایرانی به چشم نمیخورد. قانون اساسی ارتجاعیای که هنوز هم در چهارچوب موازینی
قرون وسطایی با (حقوق) مردم برخورد میکند، رئیس جمهوری که در چنین چهارچوبی عمل
بکند چگونه میتواند آزاد باشد؟ بعلاوه از جمع 4 نفری که تأیید شدهاند نیز به وضوح
نفر مورد حمایت تعیین شده است و رأی دادن یا ندادن مردم هیچ گونه تأثیری در اصل
مسئله نخواهد داشت. بر همین اساس دلخوش کردن جریانات و گروههای مزبور و وعده و وعید
دادن به مردم که اگر فلان نامزد انتخاب شود میتواند کاری از پیش ببرد، خلاف امر
واقع و وعده دروغینی است. اصولاً درست نیست که با مردم خودمان روراست و صادق نباشیم
و حقایق را آنطور که هست تشریح نکنیم.
در سیستم جمهوری اسلامی ایران بر اساس مبنای ایدئولوژیکی که رژیم بر آن استوار است
و نیز بر اساس عملکرد 30 ساله آن رژیم، مردم به عنوان رمهای گوسفند به حساب میآیند
که احتیاج به چوپان دارند که آنها را راهنمایی و به راه راست هدایت بکند، در چنین
جامعه یا سیستمی که رابطه گوسفند و شبان حاکم است، چگونه میشود برای رأی گوسفند
ارزش قائل شد؟
ما مردم ایران، در این ارتباط برای بار اول نیست که با چنین وعده و وعیدهایی روبرو
میشویم. هموطنان محترم همگی به یاد دارید که در جریان انتخابات دور نهم ریاست
جمهوری، احمدی نژاد رئیس جمهور کنونی رژیم چه وعدههایی که به مردم نداد. آیا شما
شاهد پیامد و عملکردی در ارتباط با آن وعدهها بودید؟
یکی از آن وعدههایی که به مردم داد این بود که پول نفت را سر سفرههای مردم میآورد،
آیا اکنون پس از گذشت 4 سال، ـ غیر از گروهی اندک که قدرت و اختیار ثروت و سامان
مردمی را که تحت سلطه آنان هستند، به طور غیرمشروع در کنترل خود دارند ـ آیا حقیقتاً
سفرههایتان رنگینتر شده است؟ آیا اعتیاد جوانان و عزیزانتان کاهش یافته است؟ آیا
به راستی برایتان شغلی فراهم شده است؟ آیا کارخانهها پیشرفت و رونقی به خود دیدهاند؟
تا اینکه کارگران بیشتری را استخدام کنند؟ آیا روابط ایران با جامعه بینالمللی
ونظام بینالمللی روبه بهبودی رفته است؟ حالا کروبی وعده داده است که حقوق ملّی یا
به اصطلاح خودشان حقوق قومیتها را تحقق ببخشند. این در حالیست که در سیستم جمهوری
اسلامی ایران و در قانون اساسی جمهوری اسلامی، مسئله ملّی و ملیتها جایی ندارند.
چیزی که در جمهوری اسلامی ایران مطرح هست امت واحده اسلامی است. مگر طی سالیان
گذشته بارها نشنیدهایم که نیازها، خواستها و حقوق ملّی و برابریطلبی ملتهای تحت
ستم ایران را دسیسه و توطئه غرب و دشمنان و تجزیهطلبی و دیگر انواع اتهامات تعبیر
کرده و در این راستا به خشونت و سرکوب رویآوردهاند و فرزندان ملتهای تحت ستم
ایران خصوصاً ملت کرد را در زندانها شکنجه، آزار و به قتل میرسانند. با در نظر
گرفتن این حقایق ما چگونه به این وعدهها اعتماد بکنیم. آن هم وعده کسی که از خود
اختیاری ندارد و از جانب دیگری دستور میگیرد. اصولاٌ در چنین سیستمی جایگاهی برای
حقوق بشر وجود ندارد و جدا از مسائلی که بیان داشتم از میان آن 4 نفری که تأیید شدهاند
شخص دلخواه و مطلوب ولی فقیه تعیین شده است و مردم چه در پای صندوق رأی حضور داشته
یا نداشته باشند شخص مذکور همچنان رئیس جمهور میشود. این واقعیتی است که در سخنان
خامنهای به وضوح دیده میشود. حتی اگر نگاهی سطحی به سخنان خامنهای در طی چندماه
گذشته داشته باشیم، توجه داشته باشید، خامنهای در سفری که نوروز امسال به مشهد
داشت در آنجا به صراحت از احمدینژاد و کابینهاش دفاع کرد. سخنان خامنهای در مشهد
به این نحو بود که میگوید..."من بر اساس وظیفه همیشه از دولت و خدمتگزاران کشور
حمایت کردهام، بخصوص هنگامی که میبینم دولتی بیشتر به محرومان رسیدگی میکند و در
مقابل ظلم و استکبار میایستد و مورد تهاجم غیر منصفانه نیز قرار میگیرد".
این سخنان حمایت از احمدینژاد و کابینهاش است. احمدینژاد و کابینهاش باب طبع
خامنهای است. این سخنان خیلی به وضوح نشان میدهد که ولی فقیه به دنبال آنست که در
این دوره از انتخابات به طرفداران و حامیان دیدگاه خود و نیز به مردم ایران چنین
بنمایاند که چون احمدینژاد محبوب او است و از وی راضی است مردم به او رأی بدهند و
سرانجام هم او رأی خواهد آورد. خامنهای در سفر چند روز اخیر خود به استان کردستان
نیز در همین رابطه و درحمایت از احمدینژاد اینچنین حمایت به عمل آورد! او انتقادات
نامزدها از وضعیت کشور را "خلاف واقع" خواند و گفت باور نمیکند که نامزدها "از روی
صدق و صفا" آن حرفها را بزنند و نامزدهای انتخاباتی را که "برای جلب توجه دیگران"
به گفته او "حرف غربیها را تکرار میکنند"، متهم کرد که با هویت اسلامی و ایرانی
مخالفند و گفت که وقتی کسی در تریبونهای جهانی در مقابل آمریکا و اسرائیل میایستد"عدهای
اینجا خجالت میکشند" (منظورش آن نامزدهایی است که در این ارتباط حرفهایی میزنند).
با این حساب دلیلی واضحتر از این وجود دارد که خامنهای به آن تمکین و استناد بکند
و آن جریانات را متوجه این امر بکند که سعی و تلاش آنان برای کسب آراء توسط شخصی
غیر از احمدینژاد، تلاش بیهوده است.
غیر از این نمونهها و عبارات اگر دقت کرده باشید خامنهای در همه سفرهایی که به
همه شهرهای استان کردستان داشته و به ایراد سخنرانی پرداخته است، اکیداً بر سر یک
نکته تأکید داشته است آن هم اینکه فداکاری، جانبازی و از خودگذشتگی فرزندان و
مبارزان ملت کرد را به توطئه و دسیسه دشمنان ایران نسبت میدهد و آن را دسیسه
آمریکا و اسرائیل میداند و قدردانی میکند از افراد به اصطلاح "پیشمرگان مسلمان" و
نیز جوانانی که سرازیر شدهاند به کردستان و امنیت را برقرار کرده و به سرکوب
مبارزان آزادیخواه در کردستان پرداختهاند که به قول خامنهای وابسته به بیگانگان
بودهاند. در واقع منظورش نیروهای سرکوبگر رژیم بوده است که به سرکوب پرداختهاند.
خامنهای در تمامی سفرهای خود برای یک بار هم که شده حرفی از حقوق ملی کردها به
میان نیاورد. بلکه به روال گذشته و شیوه معمول خود، همانند سایر مسئولین رژیم که
به کردستان سفر کردهاند با عباراتی چون مرزداران غیور و عشایر قهرمان و عباراتی از
این دست، از ملت کرد یاد کرد. در واقع محتوای سخنان خامنهای در این سفر از یک جهت
تهدید و از جهتی دیگر تحقیر ملت کرد بود در تمامیت آن.
مگر میشود سخنان خامنهای در ارتباط با حقوق ملی کرد را نادیده بگیریم و بالاخره
دلمان را خوش کنیم به اینکه کروبی از حقوق ملی ما سخن میگوید. آیا در ایران کسی که
در همه موارد حرف آخر را میزند ولی فقیه است یا رئیس جمهور، حالا هر کسی که باشد.
بر این اساس مسائل واضح به نظر میآید و کسانی که با خوش خیالی و شاید هم از روی
حسننیت آرزو میکنند که انشاالله با رأی آنان کروبی انتخاب میشود و انشاالله
کروبی هم که سر کار آمد ملت کرد از زیر ظلم وستم رهایی مییابد، گفتهی معروف مرحوم
استاد دهخدا را به یاد میآورد:"انشاالله گربه است".
برای ملت کرد، ملیتهای تحت ستم در ایران و به طور عموم مردم ایران امکانپذیر نیست
که آن واقعیتهای آشکار و تلخ را که به طور روزمره با آن برخورد میکنیم و نیز نسلی
که در جریان آن واقعیتها پرورده شده است را به فراموشی بسپاریم. (امکانپذیر نیست)
که دل خودمان را خوش کنیم به مجموعهای وعده و وعید، آن هم وعده و وعید کسی که قبلاً
و در این ارتباط عملاً آزمون خود را پس داده است.
وعده کسی که احتمال انتخاب شدنش به عنوان رئیس جمهور خیلی ضعیف است و اگر هم انتخاب
شود تردیدی نیست که در برابر اوامر ولی فقیه فردی است عاجز و ناتوان.
خامنهای در آن سخنرانیهایی که به آن اشاره کردم (البته در این ارتباط نمونههای
فراوانی دیگری وجود دارد) به نظر من به یکباره خواب و خوش خیالی را از سر همه خوش
خیالان به ویژه کردها پراند و حقایق را بر همه آشکار کرد.
جنبش حقطلبانه ملت کرد را در راستای خواست و مصالح غربیها و توطئه آنها تعبیر کرد،
حکومت احمدینژاد را تأیید کرد. حتی در این ارتباط تا آنجا پیش رفت که در پاسخ به
کسانی که میگویند وضع اقتصادی کشور فلاکتبار است گفت: من بیشتر از همه شما از
اوضاع اطلاع دارم، 98 درصد حرفهایی که در این رابطه مطرح میشود دروغ محض است و این
طور نیست که میگویند. این در حالیست که همه شما عزیزان هموطن و هم شخص خامنهای به
خوبی میدانند که اقتصاددانان ایرانی، کسانی که در دستگاهها و ادارات حکومت جمهوری
اسلامی مشغول بهکارند، کسانیکه در بانکهای جمهوری اسلامی مشغول بهکارند (و
مسئولیت دارند) با آمار و ارقام نشان دادهاند که جمهوری اسلامی ایران در بدترین
وضعیت اقتصادی خود به سر میبرد. اگر در آغاز روی کارآمدن احمدینژاد یعنی حدوداً 4
سال پیش نرخ تورم حدود 20 الی 21 درصد بود هماکنون تورم 30 درصد و تا حدودی بیشتر
از 30 درصد است، آنها آمارهای ما نیستند بلکه آمار اقتصاددانان جمهوری اسلامی هستند،
اما علیرغم آشکار شدن این واقعیت، خامنهای صرفاً برای اینکه از احمدینژاد حمایت
کرده باشد از آن دفاع میکند (با وجود این مسائل) اکنون چه نقطه امیدی باقی مانده
است که ما مردم را تشویق کنیم تا در پای صندوقهای رأی حضور یابند و بازار کساد و بیرونق
انتخابات ریاست جمهوری را رونق ببخشند و بعد از انتخابات هم خامنهای آنها را تقدیر
بکند؟ هر چند که بر اساس تجربیات گذشته از هماکنون از سوی دستگاهها و نهادهای
ولایت فقیه آمار رأیدهندگان مشخص شده است و بعد از پایان انتخابات، ولی فقیه از
مردم قدردانی میکند برای حضورشان در پای صندوقهای رأی و دادن رأی و اینگونه وانمود
میکند که مردم با این عمل خود به اصطلاح مشتی محکم بر دهان استکبار غرب کوبیدهاند.
به همین دلیل من نگران این نیستم که مردم فریب چنین تبلیغاتی را بخورند و به سمت و
سوی جریاناتی گرایش پیدا کنند که برای رژیم جمهوری اسلامی و یا برای یکی از
نامزدهای ریاست جمهوری تبلیغ میکنند و میخواهند از این طریق این گونه وانمود کنند
که فلان نامزد، کاندیدای دلخواه است پس به او رأی بدهید. چونکه ما در گذشته هم شاهد
نتیجه تبلیغات چنین گروهها و جریاناتی و پاسخ مردم بودهایم.
امروزه خوشبختانه عموماً مردم ایران و خصوصاً کردها آگاهانه و هوشیارانه بر مسائل
اشراف دارند و فریب چنین تبلیغات کاذبی را نمیخورند.
ما براین باوریم که به دلیل آگاهی و شناختی که مردم ایران و خصوصاً ملت کرد (از
اوضاع) دارند در این سناریوی انتخابات ریاست جمهوری که پیش رو داریم، در مقایسه با
انتخابات گذشته منسجمتر و متحدتر، انتخابات را تحریم کرده و در پای صندوقهای رأی
حضور نمییابند وبدین نحو صدای اعتراض حود و نیز نامشروع بودن رژیم جمهوری را یکبار
دیگر به گوش سردمداران جمهوری اسلامی و نیز افکار عمومی جهانیان میرسانند. ملت کرد
این بار هم در سناریوی انتخابات، به رژیم جمهوری اسلامی و همه کسانی که هدفشان فریب
دادن مردم است، اثابت میکنند که ملت کرد آگاهتر از آن است که واقعیات و حقایقی را
که روزانه با آن روبرو میشوند را فراموش کنند.
رژیم جمهوری اسلامی رژیم این دوران نیست، این رژیم، رژیم حقوق بشر، رژیم اقلیتها،
آزادی و دموکراسی نیست. این مفاهیم و تعابیر برای جمهوری اسلامی ایران نامأنوس و
بیگانه است. و تا هنگامی جمهوری اسلامی بر مسند قدرت باشد نه ملت کرد و نه عموم
مردم ایران به حقوق حقه خود نخواهند رسید. به همین دلیل خواست و انتظار ما اینست که
به جای اینکه مردم متفرق و پراکنده باشند، صفوف خود را برهم نزنند به بهانه اینکه
به فلان نامزد رأی بدهند و نه آن دیگری. صفوف خود را بیش از پیش انسجام بخشند و با
صفوفی منسجم، با فریادی همسو و یکسان، با صدایی شفاف رو به جمهوری اسلامی "نه"
بگویند و با عدم مشارکت خود منسجمترین و کارآمدترین فریاد اعتراض خود را پیش
جهانیان به تصویر بکشند. ما امیدها و آرزوهایمان را بر مبنای آگاهی و هشیاری ملت
کرد و دیگر ملیتهای ایرانی بنا نهادهایم.
ما به جای اینکه فریب شعارهای انتخاباتی جریانات مختلف را بخوریم، چیزی که بیشتر از
هر چیزی برای ما ملاک و معیار است ماهیت و محتوای سیستم جمهوری اسلامی ایران،
ایدئولوژی و جهانبینی رژیم جمهوری اسلامی است. برای ما قابل قبول نیست رژیمی که
زنان آزادیخواه را صرفاً به اتهام این که حقوق برابر خود را خواستارند، زندانی کند،
دانشجویان کرد را در زندانها و تحت شکنجه به شهادت برساند، اقلیتهای دینی و مذهبی،
حتی آن دسته از مسلمانان شیعه را که تنها به دلیل حداقل اختلاف نظری که با اسلام
ولایت فقیهی دارند، مساجدشان را تخریب و آنها را شکنجه و زندانی میکنند، رژیمی که
رهبری مذهبی همچون آیتالله بروجردی را تنها به این دلیل که خواستار جدایی دین از
سیاست است تا بیش از این شأن و حرمت دین از بین نرود را زندانی و شکنجه میکند.
رژیمی که در همه مناطق سنینشین، خصوصاً در کردستان عظیمترین حسینیهها، نهادها و
دستگاههای مذهبی خود را برپا میکند، اما اجازه تأسیس یک مسجد را به بیش از یک
میلیون سنی مذهب که در تهران به سر میبرند، نمیدهد، به فردی مثل کروبی که بیاید و
با تبلیغات وسیع خود که گویا ملت کرد و دیگر ملیتهای تحت ستم را به یکباره نجات دهد
چگونه میتوان اعتماد کرد؟
به همین دلیل بار دیگر یادآور میشوم که مردم ایران و بالاخص ملت کرد و دیگر ملل
تحت ستم و حقطلب در ایران، در سناریوی دور دهم انتخابات ریاست جمهوری موفقتر،
سربلندتر و منسجمتر از گذشته دست "رد" به سینه جمهوری اسلامی ایران بنهند و
امیدوارم آن گروهها و جریاناتی هم که به دنبال تبلیغات برای جمهوری هستند و قصدشان
تبلیغ، برای فریب مردم به بهانههای مختلف تبلیغات انتخاباتی نامزدهایی که پیشتر
امتحان خود را پس دادهاند، در عملکرد خود تجدید نظر کنند و به صفوف منسجم مردم باز
گردند و هم سو و همراه با مردم در مقابل رژیم جمهوری اسلامی بایستند و در صفوف
منسجم مردم تفرقه نیفکنند. مردم آزادیخواه ایران و بالاخص ملت کرد عموماً بایستی
واقعیت را در نظر داشته باشند که با بودن حکومت جمهوری اسلامی ایران، با وجود
ایدئولوژی و مبانیای که تاکنون مشاهده و تجربه کردهایم، نه حقوق ملت کرد، نه حقوق
زنان و نه حقوق جوانان و کارگران و دیگر اقشار و طبقات جامعه ایران تحقق نخواهند
یافت و اگر در این ارتباط بحثی به میان آورده شود صرفاً برای گمراه کردن و عوام
فریبی است.
من مطمئنم که مردمان ایران و مردم کرد گمراه نمیشوند. آرزوی من موفقیت شما در
تحریم سناریوی انتخابات است، آرزوی من اتحاد و انسجام شما در "نه" گفتن به جمهوری
اسلامی ایران و "نه" گفتن به همه کسانی است که به هر دلیل و با هر هدفی میخواهند
زمینهای مساعد برای بازارگرمی انتخابات و سیاستهای جمهوری اسلامی ایران فراهم
کنند.
بار دیگر سپاسگزارم و درود بر همه شما عزیزان هموطن |
|
|
این صفحه را برای دوستان خود میل
کنید. |
|
|
|
|
|
|