بايستى غرب، به جای پرداختن به "معلول" توجه کافی به "علت"
مبذول دارد
01-03-1387
?
: عرفان رهنمون
جمهوری اسلامی ایران، به مثابهی رژيمی بنیادگرا و بحرانآفرین، از همان ابتدای دستیازیدن
به قدرت، سیاست خارجی خود را بر مبنای صدور انقلاب اسلامی استوار ساخته و هدف اصلی
آن رژیم از این تصدیر انقلاب، ایجاد عمق استراتژیک برای گسترش دامنهی نفوذ اهریمنی
خود در منطقه بوده، تا از راه این عمق استراتژیک، قادر گردد، بحرانها را از مرزهای
حاکمیت خود پس براند و با توسل به تروریسم دولتی به قدرتی منطقهای مبدل گردد، به
گونهای که هم کشورهای منطقه را مورد تهدید قرار دهد و هم با ایجاد فشار، خود را در
هر پروسهی سیاسی ـ اقتصادی منطقه که از سوی ابرقدرتها به اجرا درمیآید، سهیم کند
و در مورد بزرگترین و کوچکترین مسألهی جاری در منطقه با آن رایزنی صورت گیرد. رژیم
آخوندی برای دستیابی بدان اهداف، کشورهای افغانستان، عراق، لبنان و فلسطین را به
مرکز ثقل فشارهای خود بر غرب و همپیمانانش در خاورمیانه مبدل ساخته است. جمهوری
آخوندی در امتداد چنین سیاست مخربانهای، روی کشور لبنان به سرمایهگذاری هنگفتی
پرداخته، تا از راه بکارگیری گروه تروریستی حزبالله، بتواند سیاستهای کلان خود را
به مرحلهی اجرا درآورد. اکنون سازمان تروریستی حزبالله، به مثابه "دولتی در دولت"
و "ارتشی در ارتش" عمل میکند و بر این امر پای میفشارد که در کابینهی لبنان یک
سوم وزرای کابینه را ازآن خود کند و بدین سان به حق وتو دست یابد و عملاً مانع بهاجرا
درآمدن قطعنامهی 1559 شورای امنیت گردد که طبق آن همهی گروههای شبهنظامی بایستی
خلع سلاح گردند. زمانی که گروه تروریستی حماس توانست نوار غزه را به اشغال خود
درآورد، تعادل قدرت به سود ایران و به زیان اسرائیل و غرب، تغییر یافت و با توجه به
مسلحشدن حزبالله به 30 هزار موشک ایرانی، بعید به نظر میرسد که بحران لبنان در
نشست "دوحه" حلوفصل گردد. چنین بحرانی به گونهای گسترش یافته که میرود همهی
راههای آشتیجویانه و دیپلماتیک را به انسداد بکشاند. بدون کوچکترین تردیدی میتوان
گفت تا رژیم آخوندی ایران پابرجای باشد، منطقهی خاورمیانه روی ثبات و امنیت را به
خود نخواهد دید. از این منظر، بایسته است که کشورهای غربی به جای پرداختن به معلول
(حماس، حزبالله و گروه صدر)، به "علت" (که همانا جمهوری اسلامی است) توجه نمایند.
زیرا، همواره "معلول" تابعی از "علت" بوده و در صورتی که "علت" از راه
برداشته شود، خودبهخود "معلولها" نیز موضوعیت خود را از دست خواهند داد. غرب
باید بدین واقعیت توجه ویژه مبذول دارد، رژیمی که هنوز به سلاح اتمی مسلح نگشته،
چنین قوانین بینالمللی را پایمال میسازد و به جامعهی جهانی دهنکجی میکند، اگر
به سلاح هستهای نیز مسلح گردد، دیگر نباید انتظار داشت که لوکوموتیو ترور اسلامی
متوقف گردد. بنابراین، ضروری است که هم کشورهای منطقه و هم کشورهای غربی برای
مقابله با بلندپروازیهای ایران به اجماعی محکم دست یابند تا بتوانند حد و مرزی برای
بحرانآفرینیهای رژیم ایران تعیین نمایند.